خلاصه داستان: روایت اسطورهای جمشید، پادشاه باستانی ایران، در دوران شکوه و آبادانی هفتصدسالهاش است. او با فرزانگی و دادگری، مردمان را به نیکویی و آبادانی میرساند و آرامش و آسایش را برای همگان به ارمغان میآورد. اما این سعادت دیرپای، با پیدایش خودپسندی در وجود او رنگ میبازد. جمشید که خود را فراتر از یک شاه میبیند، در نهایت دعوی خدایی میکند و با این گناه بزرگ، نظم و برکت را از سرزمین خود میزداید و سرنوشت خود و قومش را به تباهی میکشاند. نمایشی از بلندپروازی، غرور و سقوط انسانی.
خلاصه داستان: پاریس، ۱۸۹۴. فَنی کیست؟ زنی که ادعا میکند داوطلبانه در یک تیمارستان مخصوص زنان بستری شده است؟ او در جستوجوی مادرش میان انبوه «دیوانه»های نامگذاریشده، با گروهی از زنان نیرومند و مدرنی روبهرو میشود که بر خلاف انتظارش، قهرمانانی واقعیاند. در این میان، دوستی غیرمنتظرهای نیز با برخی بیماران پیدا میکند. اکنون تیمارستان در حال آمادهسازی برای «جشن دیوانگان» باشکوه و مشهوری است که سیاستمداران، هنرمندان و اشرافزادگان بسیاری در آن شرکت خواهند کرد. این جشن، آخرین امید فَنی برای گریز از دام بستهشدهای است که او را در بر گرفته است.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک، در ساردینیا، سکونتگاههای باستانی دوباره زنده میشوند و بار دیگر میزبان انسانها میشوند. عموهای میلا، میراث پدرش را از او میدزدند. او پس از ماجراهای فراوان، موفق به انتقام میشود. با وجود این، دختر هنوز برای یافتن آرامش تلاش میکند و بنابراین تصمیم میگیرد در جستجوی خود، سفری معنوی را آغاز کند.
خلاصه داستان: کابل، ۱۵ آگوست ۲۰۲۱. نیروهای آمریکایی در حال آماده شدن برای خروج از افغانستان هستند، در حالی که طالبان برای تصرف قدرت به سمت پایتخت در حال پیشروی هستند. در بحبوحه هرج و مرج، فرمانده محمد بیدا و افرادش مسئول امنیت سفارت فرانسه، آخرین سفارت غربی که همچنان باز است، هستند. این تیم که به همراه ۵۰۰ نفر دیگر به دام افتاده و به حال خود رها شدهاند، باید به هر قیمتی خود را به فرودگاه برسانند. ماموریتی خطرناک بدون هیچ تضمینی برای موفقیت برای فرار از جهنم کابل و نجات آنچه از بشریت باقی مانده است.
خلاصه داستان: در بحبوحه کشتار نانجینگ در سال ۱۹۳۷، آ چونگ، پستچی جوانی که برای نجات جان خود وانمود میکند در یک آتلیه عکاسی مشغول به کار است، ناگهان خود را در مرکز یکی از تاریکترین فصول تاریخ مییابد. او که برای ارتش ژاپن عکسهای وحشتناکی را ظهور میدهد، بهتدریج با جنایات غیرقابلتصوری روبهرو میشود. آ چونگ با بهخطر انداختن جان خود، گروهی از سربازان و غیرنظامیان چینی را در آتلیه پناه میدهد و آن مکان را به پناهگاهی امن برای فراریان تبدیل میکند. او در حالی که هویت واقعیاش در خطر افشاست، تلاش میکند شواهد کشتار را جمعآوری کرده و پناهندگان را بهطور امن به بیرون از شهر منتقل کند. این فیلم روایتی تکاندهنده از شجاعت، مقاومت و ایثار در برابر وحشیگری بیرحمانه ارتش ژاپن ارائه میدهد.
خلاصه داستان: ژانلوک گدار، منتقد جوان سینما، پس از سالها نوشتن در مجلهٔ «کایه دو سینما»، به این باور میرسد که بهترین نقد یک فیلم، ساختن خود فیلم است. او با تهیهکنندهای جسور به نام ژرژ دو بورگار همکاری میکند تا با بودجهای اندک، نخستین فیلم بلندش را بسازد. همراه با فرانسوا تروفو، نویسندهٔ همفکر موج نو، فیلمنامهای دربارهٔ یک زوج جوان و گانگستر مینویسد. نتیجه، فیلمی است که قواعد سینمای کلاسیک را به چالش میکشد: «از نفس افتاده» (À bout de souffle). این فیلم با بازی ژانپل بلموندو و جین سیبرگ، سبک نوی سینمایی را معرفی میکند و به نماد جنبش موج نو تبدیل میشود.