خلاصه داستان: در دوران امپراتوری آزتک، تراژدی زندگی «یوهوالی کواتل» را در بر میگیرد، هنگامی که پدرش به دست فاتحان اسپانیایی کشته میشود. برای هشدار دادن به پادشاه «مونتهزوما» و کاهن اعظم «یوکا» از خطری قریبالوقوع، یوهوالی به «تنوچتیتلان» میگریزد. در آنجا، زیر نظر استادش در معبد خدای خفاش «تسیناکان» آموزش میبیند و تجهیزات و سلاحهایی را برای مقابله با تهاجم اسپانیا و انتقام خون پدرش توسعه میدهد. در این مسیر، با شخصیتهای کلیدیای همچون «زن جگوار» جنگجو و فاتح اسپانیایی «هرنان کورتس» روبهرو میشود.
خلاصه داستان: این فیلم روایتی دراماتیک از تلاشهای سی. شانکاران نایر، وکیل برجستهی هندی، است که پس از کشتار وحشیانهی جالیانوالا باغ در سال ۱۹۱۹، با وجود فشارهای استعماری و خطرات شخصی، حقیقت این فاجعه را پیگیری میکند. او با جمعآوری اسناد، شهادت قربانیان و مبارزات حقوقی، تلاش میکند تا عدالت را برای قربانیان این جنایت تاریخی برقرار سازد و ابعاد پنهان این رویداد را برملا کند. داستان با تمرکز بر شخصیت نایر، به چالشهای اخلاقی، سیاسی و حقوقی آن دوران میپردازد و تصویری تکاندهنده از مقاومت مدنی و پیگیری حقیقت در برابر بیعدالتی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: ویتنی وولف هرد، فارغالتحصیل جوان و جاهطلب، در دنیای پررقابت فناوری و استارتاپهای سیلیکون ولی با تبعیض جنسیتی و موانع متعددی روبهرو میشود. او با تکیه بر خلاقیت و پشتکار خود، اپلیکیشن دوستیابی «بامبل» را طراحی میکند که در آن زنان کنترل گفتگوها را در دست میگیرند. این ایده نوآورانه نهتنها مسیر زندگی او را تغییر میدهد، بلکه صنعت دوستیابی آنلاین را متحول میکند. فیلم «کشیده شده» روایتی الهامبخش از تلاش برای شکستن کلیشهها و ساختن امپراتوری دیجیتال در جهانی است که همیشه آماده رد کردن ایدههای تازه است.
خلاصه داستان: فیلم تنهایی باد روایتگر فاجعهای انسانی است: در سال ۱۹۸۸، حدود ۱۸۴ هزار کرد عراقی به دستور حکومت وقت، با هدف نسلکشی از شهرها و روستاهای خود ربوده میشوند. سالها بعد، در ۱۹۹۱ و پس از آزادی کردستان، هانا از سوی سازمان ملل مأمور میشود تا سرنوشت گمشدگان را روشن کند. او در میان انبوهی از شناسنامهها و اوراق هویت بیصاحب، به رازهایی برمیخورد که زندگی شخصی خودش را دگرگون میکند. این جستوجو او را با سرنوشتی تراژیک و پردرد مواجه میسازد که مرز میان حقیقت تاریخی و سرنوشت فردی را در هم میآمیزد.
خلاصه داستان: بهمنماه سال ۱۳۴۳، محمد اندرزگو و چند تن دیگر در برابر ساختمان مجلس شورای ملی کمین کردهاند تا حسنعلی منصور، نخستوزیر وقت، را ترور کنند. این عملیات با موفقیت انجام میشود، اما مأموران امنیتی با تحقیقات گسترده، همهٔ عاملان ترور به جز سیدعلی اندرزگو را دستگیر و اعدام میکنند. ساواک بهدنبال اندرزگو است، زیرا او را از طراحان اصلی این ترور میداند. سیدعلی اندرزگو در لباس مبدل به مبارزه ادامه میدهد و چندینبار تا آستانهٔ دستگیری پیش میرود، اما هر بار جان سالم بهدر میبرد و ناگزیر میشود همراه خانوادهاش به شهری یا روستایی دیگر نقل مکان کند. این فیلم روایتگر بخشی از زندگی این مبارز سیاسی در سالهای پیش از انقلاب اسلامی است.
خلاصه داستان: در دوران چنگیز خان، ارتش مغول به سمت غرب پیش میرود تا سلسله جین را نابود کند و سپس چشم به سلسله سونگ دارد. در میان اختلافات داخلی میان مدارس هنرهای رزمی، گوو جینگ جنگجویان دشتهای مرکزی را متحد میکند تا از شیانیانگ دفاع کنند و در این مبارزه برای وطن، نماد شجاعت و وفاداری میشود.