خلاصه داستان: یک روز آفتابی بهاری، طوطی رنگارنگی در باغچه خانم یوسیه فرود میآید و او را به ماجرایی بزرگ فرا میخواند. این طوطی پیام آور جنگلی است که در خطر نابودی قرار دارد. خانم یوسیه که به تازگی قدرتهای شگفتانگیزی به دست آورده، به شکل سوپرمیس در میآید و برای نجات جنگل و ساکنانش راهی سفری پر از چالش میشود. او در این مسیر با دوستان جدیدی آشنا میشود و باید بر ترسهای خود غلبه کند. آیا سوپرمیس میتواند جلوی نابودی جنگل را بگیرد و آرامش را به آن بازگرداند؟
خلاصه داستان: چیبوراشکا، موجودی پشمالو و مهربان، در باغی از درختان پرتقال در یک کشور گرمسیری زندگی میکند. او که از سرزمین خود دور افتاده، به شهری بزرگ میرسد و با انسانهایی آشنا میشود که هرکدام داستانی برای گفتن دارند. در این مسیر، چیبوراشکا با چالشهایی روبهرو میشود که او را به شناخت خود و دیگران میرساند. این فیلم ماجراجوییهای او را با مهربانی و کودکانههایش روایت میکند و در دل مخاطب جایی باز میکند. شخصیتهای داستان، هرکدام با مشکلات خود، به چیبوراشکا یاد میدهند که دوستی و محبت میتواند هر مانعی را از پیش رو بردارد. در این سفر، او میآموزد که خانه فقط یک مکان نیست، بلکه جایی است که در آن دوست داشته میشوی.
خلاصه داستان: ننه لالا، پیرزنی مهربان، در خانهای قدیمی در محلهای در حال توسعه زندگی میکند. خانهای که قرار است برای ساخت خیابان جدید تخریب شود. همه فرزندانش از آنجا رفتهاند و او برای برقراری تماس با آنها تلفنی در خانه ندارد. در این میان، گروهی از کودکان شجاع محلی برای کمک به او وارد ماجرا میشوند. آنها تلاش میکنند با هر وسیلهای که ممکن است، ننه لالا را به پسرش برسانند. داستانی ساده اما پر از احساس، درباره عشق، فداکاری و همبستگی انسانی.
خلاصه داستان: یک استاد زبان از سیاره کاکادو به دلیل آلوده کردن سطح سیارهاش، به عنوان تنبیه به مدت یک هفته به زمین تبعید میشود. کاکادو سیارهای است که طرفداران محیط زیست در آن زندگی میکنند و هر کس را که آلودگی ایجاد کند، به زمین میفرستند. این موجود فضایی در ایران با آدمها، بهویژه با گلنار، دخترک هشت ساله یک خانواده تکفرزند، ارتباط برقرار میکند. فیلم با زبانی طنز، تلاش این موجود برای سازگاری با زندگی زمینی و تأثیر او بر خانواده گلنار را روایت میکند.
خلاصه داستان: دائو ما، یک جایزهبگیر حرفهای، مأموریتی را میپذیرد تا از مردی در طول سفر طولانیاش به شهر چانگآن محافظت کند. اما او بهزودی درمییابد که فردی که از او محافظت میکند، همان ژی شی لانگ است؛ تحت تعقیبترین فراری امپراتوری که برای دستگیریاش جایزهای هنگفت تعیین شده است. او حالا باید میان تعهد به مأموریت و فرصت رسیدن به ثروت، یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که سرنوشت امپراتوری را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: شب کریسمس، دوقلوهای کنجکاو، آلفی و الیز، در اتاق زیرشیروانی خانهشان ساعتی مرموز به نام «ساعت آرزوها» پیدا میکنند. با چرخاندن عقربههای ساعت، آنها ناخواسته وارد ماجرایی میشوند که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد. به ناگاه، موجودی افسانهای به نام «جمعآورنده آرزوها» ظاهر میشود و آنها را به سرزمینی جادویی و موزیکال به نام «گاهیاوقات» میبرد. در این سرزمین عجیب، هر آرزو و خواستهای پیامدهای غیرمنتظرهای به همراه دارد و دوقلوها باید یاد بگیرند که با عواقب انتخابهایشان روبهرو شوند. آنها در این سفر پر از آهنگ و شگفتی، با موجودات رنگارنگ و شخصیتهای عجیب آشنا میشوند و درمییابند که آرزو کردن ممکن است ساده باشد، اما تحقق آن همیشه به آن شکلی که انتظار دارند پیش نمیرود. این فیلم انیمیشنی دربارهٔ مسئولیتپذیری، خانواده و درک این حقیقت است که گاهی بهترین چیزها همانهایی هستند که از قبل داریم.