خلاصه داستان: لی جونگ-دو، جوانی با استعداد خارقالعاده در هنرهای رزمی، زندگی آرامی را با پدرش میگذراند و در یک رستوران کار میکند. او که به دلیل حس عدالتطلبی و مهارتهای رزمیاش شهرت دارد، به طور اتفاقی با افسر کیم سان-دول، افسر آزمایشی که مسئول نظارت بر افراد تحت تعقیب در بخش هنرهای رزمی است، آشنا میشود. کیم سان-دول که تحت فشار کاری و مشکلات جسمی قرار دارد، جونگ-دو را به عنوان دستیار و شریک خود انتخاب میکند. این دو با همکاری یکدیگر، مسئولیت ردیابی و دستگیری مجرمانی را بر عهده میگیرند که از مهارتهای رزمی خود برای ارتکاب جرم استفاده میکنند. جونگ-دو که به تازگی وارد این مسیر شده است، با چالشها و خطرات جدیدی روبرو میشود و باید میان عدالت و خشونت تعادل برقرار کند. داستان فیلم افسر کمربند مشکی، مملو از سکانسهای اکشن و لحظات کمدی است.
خلاصه داستان: آمریت، کماندوی ارتش هند، در راه بازگشت از مأموریتی در کشمیر متوجه میشود که عشق دوران کودکیاش، تولیکا، برخلاف میل خود با مردی دیگر نامزد شده است. او سوار قطاری میشود که تولیکا و خانوادهاش را به دهلی نو میبرد تا این ازدواج را برهم بزند. اما در نیمهی شب، گروهی از دزدان مسلح به چاقو به قطار حمله میکنند و قصد غارت و کشتار مسافران را دارند. آمریت که آموزشهای رزمی دیده، مجبور میشود برای نجات جان مسافران بیگناه وارد یک نبرد بیرحمانه شود. آنچه آغاز یک سفر ساده بود، به کشتاری خونین و نفسگیر در تاریکی واگنها تبدیل میشود. او باید در فضای بسته قطار با دشمنی خطرناک و بیرحم بجنگد تا عشق و عدالت را در میان خشم و هرجومرج به سرانجام برساند.
خلاصه داستان: سال ۱۹۵۰، هنگکنگ به پناهگاهی برای استادان هنرهای رزمی تبدیل شد. در میان این اساتید، یه ون، مبارزی مشهور، توانست جایگاهش را حفظ کند. اما این موفقیت، حسادت و خشم ژنگ دِلانگ، مرد قدرتمند شهر محصور کاولون، را برانگیخت. ژنگ با طراحی توطئهای، قتل فردی به نام فانگ فانگ را به گردن یه ون انداخت و امیدوار بود که پلیس او را دستگیر کند. در میانه این بحران، مردی مرموز وارد ماجرا شد و به کمک یه ون آمد. حال، یه ون برای پاک کردن نام خود و رساندن ژنگ دِلانگ به عدالت، به همراه شاگردانش وارد سرزمین خطرناک شهر محصور شد. اما در آنجا، استادان رزمی بسیاری در کمین او بودند. آیا او میتواند از این چالشها عبور کند و بیگناهی خود را اثبات کند؟
خلاصه داستان: در دنیایی که یک ارتش هولناک از زامبیها همهچیز را درهم کوبیده، یک مبارز سابق مویتای به نام «زیم» باید برای نجات نامزدش وارد نبردی بیامان شود. او که روزگاری در رینگ میجنگید، حالا با مشتها و ضربات فنی خود در برابر موجهای بیپایان دشمنان بیرحم ایستاده است. در این مسیر، نهتنها با موجودات وحشتناک، بلکه با خیانتها و موانع انسانی نیز روبهرو میشود. هر قدم به سمت نجات، او را به مرز تواناییهای جسمی و روحیاش میکشاند. زیم باید میان عشق و بقا، میان انسانیت و بیرحمی، تصمیمهای سختی بگیرد. آیا او میتواند با تکیه بر هنرهای رزمی و ارادهی پولادینش، از دل این جهنم جان سالم به در ببرد و عشقش را باز یابد؟
خلاصه داستان: یک قاتل ۱۷ ساله، پس از یک مأموریت ناموفق در ژاپن تعلیق میشود. او با مونجی ۱۱ ساله که مادرش را از دست داده است، آشنا میشود و برای نجات او قدم برمیدارد.
خلاصه داستان: لینگهو چونگ، شمشیرزنی که آرزو دارد از دنیای هنرهای رزمی کنارهگیری کند، ناخواسته بار دیگر در نبرد میان خیر و شر گرفتار میشود. در این مسیر، او به طور غیرمنتظرهای با دونگفانگ بوبای، رهبر مرموز فرقهی شیاطین، روبهرو میشود و این دیدار او را به ماجراجوییای غیرقابل پیشبینی و پرآشوب در دنیای هنرهای رزمی میکشاند.