خلاصه داستان: ساوینی بورکار، دوندهٔ آیندهدار جوانی است که به دلیل آسیب دیدگی زانو و افسردگی ناشی از آن، در بیمارستان بستری میشود. او در آستانهٔ تصمیمی مرگبار قرار دارد که با دخالتِ یک کلاهبردار خردهپا به نام ساتیا، مسیر زندگیاش تغییر میکند. ساتیا که به تازگی در یک سرقت بزرگ شرکت کرده، با مشکلات تازهای روبهروست و ناخواسته، سرنوشت خود را به ساوینی گره میزند. این دو در یک شب پرهیجان و پر از اتفاقات غیرمنتظره، با یکدیگر هممسیر میشوند و هرکدام به دنبال راهی برای رهایی از بحرانهای خود هستند. در این میان، پیچیدگیهای داستان و موقعیتهای طنزآمیز، آنها را وارد ماجرایی میکند که هیچکدام انتظارش را نداشتند. آیا آنها میتوانند از پس این شب سخت برآیند و آیندهای تازه برای خود بسازند؟
خلاصه داستان: خوزه، یک راننده جیپ اهل ایدوکی، به دلیل مشکلاتی مجبور میشود به چنای نقل مکان کند. در آنجا با ایندو و بهترین دوستش جری درگیر ماجراهایی میشود. مجموعهای از اتفاقات غیرمنتظره در چنای در انتظار خوزه است.
خلاصه داستان: النا، زن جوان سامی، در شمال نروژ با فشارهای دنیای مدرن و تبعیض علیه قوم خود دستوپنجه نرم میکند. او که شاهد خودکشیهای تلخ جوانان سامی و نابودی تدریجی گلههای گوزن شمالی است، درگیر ماجرایی جنایی میشود که ریشه در تاریخ و سنتهای قومش دارد. او باید میان وفاداری به خانواده و عدالتخواهی، راهی دشوار را برگزیند. این سفر، او را به درون رازهای تاریکی میکشاند و هویت واقعی او را زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان: فیلم به وقت شام به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا، روایتگر ماجرای یونس و علی، پدر و پسری خلبان است که در بحبوحه بحران سوریه، مأموریتی ویژه مییابند. آنها باید با یک هواپیمای باری از شهر تَدمُر، مردم گرفتار در محاصره داعش را نجات دهند و به دمشق منتقل کنند. اما در این مسیر، خطرات و پیچیدگیهای زیادی پیش روی آنهاست. یونس با وجود مخالفتها، اصرار دارد که پرواز را انجام دهد و علی نیز در کنار او قرار میگیرد. این سفر هوایی که قرار است نمادی از امید باشد، با موانع انسانی و نظامی زیادی روبهرو میشود. فیلم به وقت شام با نگاهی به وقایع واقعی و فضای ملتهب منطقه، تلاش میکند تصویری از ایثار و مقاومت در دل بحران ارائه دهد. داستان با تعلیق و لحظههای پرتنش، مخاطب را همراه با شخصیتها در این مأموریت دشوار نگه میدارد.
خلاصه داستان: لی، یتیمی که در حاشیه جامعه بزرگ شده، به ناچار وارد دنیای گنگسترها میشود و در این مسیر عشق را تجربه میکند. اما این عشق تازه، او را در موقعیتی بحرانی قرار میدهد؛ جایی که ممکن است همه چیز را از دست بدهد. داستانی پرتنش از انتخاب میان عشق و بقا.
خلاصه داستان: «عصر جنون» داستان تئوان، خواننده دورهگردی از طبقه پانان را روایت میکند که در جستوجوی رهایی از نظام بردهداری، به اعماق جنگلی تاریک و رمزآلود میگریزد. در دل این جنگل، او به قصر کهنی پناه میبرد که ساکنانش به ظاهر سخاوتمندند، اما رفتهرفته رازهای هولناکی آشکار میشود. تئوان در این مکان با یک سنت باستانی و نیروی اهریمنی روبهرو میشود که سرنوشت او را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم مالایالم، با فضاسازی سیاهوسفید و حالوهوای فولکلوریک، روایتی تازه از وحشت و روانپریشی ارائه میکند.