خلاصه داستان: مایا دختر جوانی است که زندگی آرامی دارد تا اینکه متوجه میشود پدرش سم، که سالها پیش فوت شده، در واقع یک جاسوس بوده است. او با کشف یک نامه رمزگذاریشده، وارد دنیایی از توطئههای بینالمللی میشود و درمییابد که پدرش دشمنان خطرناکی داشته است. حالا مایا باید با کمک همکاران سابق پدرش، از جمله یک مأمور بازنشسته، حقیقت را کشف کند و در عین حال از دست کسانی که به دنبال او هستند فرار کند. او در این مسیر مهارتهای جاسوسی را به سرعت یاد میگیرد و با هویت واقعی پدرش و رازهای پنهان خانوادهاش روبهرو میشود.
خلاصه داستان: پسر بچهای به نام هیجون توسط روحی شیطانی تسخیر شده است. راهبه یوانیا تلاش میکند او را نجات دهد و راهبه میکائلا نیز به او کمک میکند. کشیش پل سعی دارد از طریق درمان پزشکی هیجون را معالجه کند، در حالی که کشیش اندرو با انجام آیین جنگیری تلاش میکند روح شیطانی را از بدن او بیرون کند.
خلاصه داستان: یک خبرنگار هندی با حقیقتی مرگبار دستوپنجه نرم میکند، هنگامی که قطاری پر از کارسِواکان (داوطلبان مذهبی هندو) در شهر گودرا به آتش کشیده میشود. سالها بعد، از او خواسته میشود تا با تکیه بر گزارشی پنهانشده، در افشای حادثه سابرمتی کمک کند.
خلاصه داستان: یک خبرنگار جسور هندی به نام سامر در جستجوی حقیقت پشت فاجعه قطار سابارماتی است، حادثهای که در آن دهها کارسِواک در گودره جان باختند. او با مدارک و شواهدی تازه روبهرو میشود که روایت رسمی را به چالش میکشد. سامر که سالها درگیر این پرونده بوده، با فشارهای سیاسی و تهدیدهای خطرناکی مواجه میشود. او به همراه همکارش، شکور، تلاش میکند تا گزارشی که پشت این فاجعه پنهان شده را افشا کند. اما هر قدم آنها با موانع جدی روبهرو میشود و سامر باید بین امنیت خود و رسالت خبرنگاریاش یکی را انتخاب کند. آیا او میتواند حقیقت را به مردم نشان دهد؟
خلاصه داستان: ویشنو، جوانی که پس از جدایی از دوستدخترش در تلاش است رابطه را ترمیم کند، با یک شوخی نسنجیده وارد مسیری میشود که از کنترلش خارج میشود. این اقدام کوچک به زنجیرهای از رویدادهای غیرمنتظره دامن میزند و او را به بازی خطرناکی از انتقام و فریب میکشاند. هر تصمیم او، او را به پرتگاه نزدیکتر میکند و آنچه زمانی ساده به نظر میرسید، حالا به تهدیدی جدی برای همه چیزهای ارزشمند زندگیاش تبدیل شده است. در این میان، ویشنو باید میان عواقب اعمالش و فرصتی برای نجات آنچه از دست داده، دست به انتخابی دشوار بزند.
خلاصه داستان: چند جوان که در زندگی شخصیشان با مشکلات متعددی دستوپنجه نرم میکنند، بهجای حل اصولی این مسائل، نقشهای پرخطر میکشند. این تصمیم، آنها را وارد مسیری میکند که هر لحظه بر پیچیدگی و خطر آن افزوده میشود. تلاش برای رهایی از این بحرانها، آنها را با واقعیتهای تلخ و انتخابهای دشواری روبهرو میکند که سرنوشتشان را برای همیشه تغییر میدهد.