خلاصه داستان: یک مأمور اطلاعاتی با فاش شدن اطلاعاتی فوقمحرمانه، وارد یک عملیات پیچیده برای شناسایی خائن میشود. تیم امنیت ملی سوگند یاد میکند که عامل نشت اطلاعات را دستگیر کند، اما هر عملیات با شکست مواجه میشود و تنشها بالا میگیرد. با گسترش دامنه سوءظن، اعتماد درون تیم از هم میپاشد و هر یک از اعضا به دیگری مشکوک میشود. در این میان، یک مأمور جوان که بهتازگی به تیم پیوسته، باید میان وفاداری به همتیمیها و انجام وظیفه یکی را برگزیند. او درگیر بازی خطرناکی از خیانت و فریب میشود که مرز بین دوست و دشمن را محو میکند. در نهایت، حقیقت تلخ نه تنها هویت خائن، بلکه رازهایی از گذشته هر یک از اعضا را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: چهار سال پس از فرار از دست «گربر»، فینی بلیک هنوز با آثار اسارتش دستوپنجه نرم میکند. وقتی خواهرش، گوئن، در خواب تماسهایی از «تلفن سیاه» دریافت میکند و در رؤیاهایش صحنههای نگرانکنندهای از سه پسر را میبیند که در یک اردوگاه زمستانی تحت تعقیباند، این دو خواهر و برادر مصمم میشوند راز ماجرا را کشف کنند و با قاتلی روبهرو شوند که پس از مرگ، قدرتمندتر و برایشان مهمتر از آن شده است که هر دو میتوانستند تصور کنند.
خلاصه داستان: وقتی یک زاهد منزوی و دخترش زنی مرموز و مجروح را از رودخانه نجات میدهند، خود را در تار عنکبوتی مرگبار از خشونت و انتقام گرفتار میبینند و مجبور میشوند برای زنده ماندن با یک جنایتکار بیرحم روبهرو شوند. این ملاقات تصادفی آرامش زندگیشان را بر هم میزند و آنها را به سفری پرتنش میکشاند که در آن مرز میان قربانی و شکارچی محو میشود. هر رازی که فاش میشود، آنها را به خطر بزرگتری نزدیک میکند و برای بقا باید به غرایز خود اعتماد کنند.
خلاصه داستان: یک سال از کابوس ماورایی در پیتزای فردی فزبیر گذشته است و اکنون داستانهایی که دربارهی آن اتفاقات نقل میشوند، به افسانهای محلی و اغراقآمیز تبدیل شده و الهامبخش نخستین «فَزفِست» شهر شدهاند. در حالی که حقیقت از ابی پنهان نگه داشته شده، او پنهانی از خانه بیرون میزند تا دوباره با فردی، بانی، چیکا و فاکسی ارتباط برقرار کند؛ و همین کار زنجیرهای هولناک از رویدادها را رقم میزند که رازهای تاریک مربوط به ریشهی واقعی پیتزای فردی را فاش کرده و وحشتی را آزاد میکند که دههها در خفا پنهان بوده است.
خلاصه داستان: ساموئل، روزنامهنگار میانسال، بههمراه آوا، کارآموز جوان و دخترش، برای مجلهشان پروندهٔ قتل دختری جوان را پوشش میدهند. در جریان تحقیق، آنها به شباهتهای نگرانکنندهای میان این قتل و قتل زن دیگری پی میبرند. هرچه deeper میروند، رازهای تاریکی از جامعه و روابط انسانی آشکار میشود. این درام معمایی با بازی استفان کرپون، پائول حامی، سامی بواجیله و مالوری وانِک، به کارگردانی پیتر دورونتزیس، روایتی تأملبرانگیز از عدالت و حقیقت ارائه میدهد.
خلاصه داستان: پلیس ماکائو با بازگرداندن یک افسر باتجربه و متخصص ردیابی از دوران بازنشستگی، تلاش میکند گروهی خطرناک از دزدان حرفهای را دستگیر کند. این افسر که سالها تجربه تعقیب و گریز دارد، با چالشهای جدیدی روبهرو میشود که هم مهارتهای او را به بوته آزمایش میگذارد و هم گذشتهاش را زیر سؤال میبرد. در این میان، رابطه او با یک کارآگاه جوان و پرشور، به محور اصلی داستان تبدیل میشود و آن دو باید در مسیر پیچیدهای از فریب و خیانت، به یکدیگر اعتماد کنند. فیلم لبه سایه با فضاسازی تاریک و پرتعلیق شهر ماکائو، روایتی پرکشش از جنایت، وفاداری و بازخرید گذشته ارائه میدهد.