خلاصه داستان: در دنیایی که هیولاها به آن حمله کردهاند، جوئل (دیلان اوبراین)، پسری که از ترس، همیشه در پناهگاه امن پنهان شده است، میفهمد که دوست دوران کودکیاش، اِمی، تنها ۸۰ کیلومتر آن طرفتر از او زندگی میکند. قهرمان درونی جوئل برای بودن با دوستش، سفری خطرناک را آغاز میکند. او در این مسیر پر از خطر، با هیولاهای عجیب و غریب و چالشهای پیشبینینشده روبهرو میشود و با همراهی یک سگ باهوش و دوستان جدید، یاد میگیرد که برای عشق، باید شجاعت داشته باشد. این سفر نهتنها او را به سمت اِمی میبرد، بلکه به کشف تواناییهای واقعیاش و معنای واقعی زندگی نیز ختم میشود.
خلاصه داستان: کلی فرگوسن، پرستار بچهای تازهکار، در اولین شب کاری خود با ماجرایی غیرمنتظره روبهرو میشود: جیکوب، کودکی که از او مراقبت میکند، توسط هیولاهایی مرموز ربوده میشود. کلی که در ابتدا فقط یک نوجوان معمولی به نظر میرسد، با موجودی عجیب به نام تیفانی و گروهی سری از پرستاران بچه به نام «باشگاه پرستاران» آشنا میشود. این گروه که سالهاست از کودکان در برابر هیولاها محافظت میکنند، کلی را به دنیای پنهانی میبرند که در آن موجودات افسانهای واقعاً وجود دارند. کلی با کمک دوستان جدیدش و با استفاده از ذکاوت و شجاعتش، سفری پرماجرا را آغاز میکند تا جیکوب را نجات دهد. در این مسیر، او با چالشهایی روبهرو میشود که او را مجبور میکند به تواناییهایش ایمان بیاورد و ثابت کند که برای این مأموریت، به چیزی بیش از یک راهنمای پرستاری نیاز دارد.
خلاصه داستان: فیلمی انیمیشنی محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی براندون ویتی میباشد. در این اولین فیلم انیمیشن تعاملی دیسی، باید دربارهی سرنوشت جیسون تاد تصمیم بگیرید. آیا جیسون تاد زنده خواهد ماند یا میمیرد، بتمن و جوکر چه خواهد شد، آیا واقعا مرگ در خانواده بتمن رخ خواهد داد، پاسخ در دست شما خواهد بود. عاقلانه انتخاب کنید…
خلاصه داستان: مرینت و آدرین به همراه همکلاسیهایشان برای یک سفر مدرسه به نیویورک میروند. در همین حال، یک شیء مرموز و قدرتمند که از نمایشگاه لوور به سرقت رفته، به دست یک شرور خطرناک میافتد. لیدیباگ و گربهسیاه باید با ابرقهرمانان محلی آمریکا متحد شوند تا جلوی نابودی شهر را بگیرند. در این میان، رازهایی درباره هویت واقعی قهرمانان و پیوندهای تازهای شکل میگیرد.
خلاصه داستان: دو خواهر جوان به نامهای الیویا و کلر برای مراقبت از عمهشان به خانهای دورافتاده میروند. خانه قدیمی و اسرارآمیز عمه، پر از آینههایی است که همه آنها با پارچه پوشیده یا مخفی شدهاند. عمه با هشدارهای عجیب، از آنها میخواهد هرگز به آینهها نگاه نکنند. اما کنجکاوی الیویا او را به زیرزمین میکشاند، جایی که آینهای قدیمی را پیدا میکند و ناخواسته دیوی شرور را آزاد میکند. حالا دو خواهر باید در حالی که دیو از طریق آینهها آنها را شکار میکند، راهی برای نجات خود و بستن دروازهای که گشوده شده بیابند. آنها در این مسیر رازهای تاریک خانوادهشان را کشف میکنند و متوجه میشوند که دیو به دنبال چیزی بسیار شخصیتر از آنهاست.
خلاصه داستان: یک زوج داغدیده، یک زن باردار را میربایند تا بتوانند با استفاده از یک کتاب طلسم باستانی روح نوهی مردهی خود را در فرزند متولد نشدهی وی بگذارند. اما …