خلاصه داستان: حاجآقا دکتر جلال سروش (پرویز پرستویی)، کارآفرین موفق بخش خصوصی، تصمیم میگیرد فساد و خیانتهای شرکت پیسارو را که نماد مافیای قدرت و ثروت است، افشا کند. سیاوش مطلق (امیر جدیدی) و احمد کیا (حمیدرضا آذرنگ) فرزندخواندههای سروش هستند. سیاوش که مورد اعتمادترین فرد نزد سروش است، به مهتاب (پگاه آهنگرانی)، دختر او، دل بسته؛ اما مهتاب به بهمن (پولاد کیمیایی)، خوانندهٔ پاپ، علاقه دارد. تعطیلی کنسرتها و اختلافات اقتصادی سروش با پیسارو، دامنهای از درگیریها را رقم میزند که نهتنها اطرافیان او، بلکه همهٔ مردم تاوانش را میپردازند. در این میان، روابط پیچیدهٔ خانوادگی و وفاداریهای متضاد، مسیر داستان را به سمت خشونت، خیانت و انتقام سوق میدهد.
خلاصه داستان: در دنیایی که انسانها دیگر به خدایان باستانی اعتقاد ندارند، شِن، یکی از نگهبانان درب آسمانی، به دلیل از دست رفتن جایگاهش در دنیای مدرن، تصمیم میگیرد برای اثبات ارزش خود به دنیای انسانها سفر کند. او با دختر جوانی به نام یو لی که خانوادهاش صاحب یک رستوران سوپ است آشنا میشود. در همین حال، برادرش، لِنگ، نیز برای نجات او وارد دنیای انسانها میشود. این سفر نه تنها به ماجراهای طنزآمیز و پرمخاطرهای میانجامد، بلکه آنها را با چالشهای دنیای مدرن و معنای واقعی ایمان و خانواده روبهرو میکند.
خلاصه داستان: سلام بمبئی داستان دو دانشجوی پزشکی، یکی ایرانی به نام امیر و دیگری هندی به نام پریا را روایت میکند که در دانشگاهی در هند با یکدیگر آشنا میشوند. این آشنایی به تدریج به عشقی عمیق تبدیل میشود، اما تفاوتهای فرهنگی و موانع خانوادگی، مسیر این رابطه را پرچالش میکند. امیر که برای تحصیل به هند سفر کرده، با خانواده سنتی پریا و انتظارات آنها روبرو میشود. در همین حال، دوست مشترک آنها به نام سامان نیز درگیر ماجراهایی میشود که بر سرنوشت همه تأثیر میگذارد. فیلم با نگاهی به زیباییهای بمبئی و فرهنگ هندی، تلاش میکند تا عشق را فراتر از مرزها به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: محمدعلی وندی، بازیگر، فیلمساز و معلم تئاتر، پس از ناامیدی از مهاجرت، به همراه همسرش میترا صدری، نقاش، به تهران بازمیگردد تا زندگی تازهای را آغاز کند. اما جستجوی آنها برای یافتن خانهای مناسب و گوشهای آرام در شلوغی پایتخت، غیرممکن به نظر میرسد. آنها درگیر چالشهای روزمره و یافتن معنا در میان آپارتمانهای کوچک و اجارههای سنگین میشوند. رقص پا روایتی صمیمی از تلاش برای ساختن زندگی در شهری است که آرامش را از انسان میگیرد و در این میان، رابطهٔ زناشویی و امیدهای فردی آنها آزموده میشود.
خلاصه داستان: امید، مردی میانسال، در حالی که تولدش را در ویلایی کنار دریای خزر با همسر و خانوادهاش جشن میگیرد، با تماس تلفنی همسر سابقش مواجه میشود. این تماس، خبری غیرمنتظره و شوکهکننده به همراه دارد که آرامش زندگی تازهاش را بر هم میزند. او باید میان حفظ ظاهر زندگی جدید و رویارویی با گذشتهای که فکر میکرد پشت سر گذاشته، یکی را انتخاب کند. این اتفاق، مرز باریک میان خوشبختی ظاهری و بحرانهای پنهان را آشکار میسازد و امید را در مسیری پر از ابهام و چالش قرار میدهد.
خلاصه داستان: گیتا، مادری دلبسته به پسرش متین، پس از حادثهای تلخ که برای او رخ میدهد، درگیر احساسات عمیق و رنج جدایی میشود. او که سالهاست دوری متین را تاب نیاورده، با بازگشت او به خانه، امید تازهای مییابد. اما به تدریج، واقعیتهایی درباره گذشته و روابط خانوادگی آشکار میشود که تصورات او را به چالش میکشد. در همین حال، بیتا و همسرش امیر نیز با دغدغههای روزمره زندگی سادهشان دستوپنجه نرم میکنند. سرنوشت، برای هر دو خانواده تغییراتی غیرمنتظره و پیچیده رقم میزند و آنها را در برابر انتخابهای دشواری قرار میدهد.