خلاصه داستان: در دل پارکی شلوغ، پیرمردی با دکهی عروسکفروشی، قصهی زندگی سینماگری را برای دختر جوانی تعریف میکند. دختر که خود از عوامل فیلمی در همان حوالی است، ابتدا با بیاعتنایی به حکایت گوش میدهد، اما رفتهرفته درگیر ماجراهایی میشود که مرز میان واقعیت و خیال را محو میکند. عروسکفروش که رازهایی از گذشته را با خود دارد، هر داستان را چون پردهای از یک نمایش برمیچیند. دختر جوان در پایان درمییابد که مرد عروسکفروش نه تنها راوی قصهها، بلکه قهرمان پنهان آنهاست. فیلم با نگاهی تلخ و شیرین به ماهیت عشق، حسرت و انتخابهای ناتمام، مخاطب را به بازاندیشی در معنای عشق و فقدان دعوت میکند. روایتهای موازی و شخصیتهای چندلایه، لایههای پنهان داستان را آشکار میسازند.
خلاصه داستان: فیلم دریاچه ماهی به کارگردانی مریم دوستی، روایتی از زندگی چند خانواده ایرانی در سالهای پس از جنگ ایران و عراق است. داستان حول محور شخصیتهایی میچرخد که هر یک به نوعی با فقدان و عشق گمشدهای دستوپنجه نرم میکنند. در این میان، یک دریاچه به نمادی از امید و پیوند میان گذشته و آینده تبدیل میشود. شخصیتها در مسیر جستجوی خود، با رازهایی از گذشته روبرو میشوند که زندگیشان را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: دختر آقای سعادت با مهندس مهران قرار ازدواج گذاشته است. آقای سعادت که مردی بدگمان است، آقا تقی، مردی خیالاتی و دستوپاچلفتی را مأمور میکند تا مهران را زیر نظر بگیرد. آقا تقی ادعا میکند که مهران عضو باند قاچاق هروئین است. به زودی معلوم میشود که قاچاقچی مورد نظر فرد دیگری است که به مهران شباهت دارد و در همان ساختمان محل سکونت او زندگی میکند. به این ترتیب، چابکی آقا تقی در کشف باند قاچاق اثبات میشود و مهران و دختر آقای سعادت به وصال هم میرسند.
خلاصه داستان: کاوه، رانندهای جوان، در یک شب بارانی با عابر پیادهای تصادف میکند و به زندان میافتد. همسرش درگیر مشکلاتی میشود و پدر او، حاجی توسلی، با وجود کدورتهای قبلی، کاوه را با قید ضمانت آزاد میکند. پس از آزادی، کاوه درمییابد برادرش به طرز مرموزی کشته شده است. او در جستجوی حقیقت، با رازهایی از گذشتهی خانواده و دوستانش روبهرو میشود. این کشمکشها او را به مسیری پر از تردید و انتخابهای دشوار میکشاند. فیلم «کبریت سوخته» روایتی است از تلاش برای عدالت و بازسازی زندگیای که در گرداب حوادث ناخواسته گرفتار شده است.
خلاصه داستان: فیلم شنل روایتگر زندگی زنی پرستار به نام مریم است که به همراه پسر خردسالش در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی روزگار میگذراند. او در تلاش برای تأمین هزینههای درمانی فرزندش، ناچار به پذیرش یک مأموریت پرخطر میشود. این مأموریت او را در مسیر اشتباهات و تصمیمهای سرنوشتسازی قرار میدهد که زندگیاش را دگرگون میکند. در این میان، برخورد با افرادی از طبقات مختلف جامعه، مریم را با واقعیتهای تلخ و شیرین زندگی روبهرو میسازد. فیلم شنل با نگاهی انسانی و اجتماعی، به مفاهیم عشق، فداکاری و امید در بستری از چالشهای روزمره میپردازد.
خلاصه داستان: این فیلم داستان سه مأمور خارجی است که برای انجام عملیاتی با یک نقشه دقیق و از پیش تعیینشده وارد ایران میشوند، اما از لحظه ورود با موقعیتهای ویژهای روبرو میشوند که برنامههایشان را به هم میریزد. آنها در تلاش برای پیش بردن مأموریت خود، ناخواسته درگیر ماجراهای غیرمنتظره و طنزآمیزی میشوند. هر یک از این سه نفر با هویت پوششی و اهداف متفاوت، در تقابل با فرهنگ، مردم و شرایط محلی قرار میگیرند. این برخوردها نهتنها مأموریت آنها را با چالش مواجه میکند، بلکه روابط میان خودشان را نیز دستخوش تغییر میسازد. در نهایت، آنها باید میان ادامه دادن به مأموریت و درک تازهای که از محیط پیدا کردهاند، یکی را انتخاب کنند. داستان با ریتمی سریع و موقعیتهای کمیک، تماشاگر را تا پایان همراه میکند.