خلاصه داستان: میثم، جوانی روشنفکر و اهل مطالعه، کتابی درباره ازدواج موقت و معضلات جنسی جوانان نوشته است. او که راهکار خود را برای حل این مشکلات اجتماعی درست میداند، تلاش میکند تا از طریق انتشار کتاب و گفتگو با اطرافیان، ایدههایش را عملی کند. در این مسیر، میثم با شخصیتهای گوناگونی از اقشار مختلف جامعه روبهرو میشود و هر یک از این برخوردها، چالشها و دیدگاههای تازهای را پیش روی او میگذارد. فیلم «در مدت معلوم» به مضمون پیچیدهای میپردازد و با زبانی طنزآمیز، قصد دارد نگاهی انتقادی به برخی باورها و سنتهای اجتماعی داشته باشد.
خلاصه داستان: سالها سرزمین آلتره شاهد صلحی ناپایدار میان انسانها، الفها و موجوداتی بوده است که به اژدهای افسانهای سیاه وفادارند. اما وقتی اژدها از خواب زمستانی خود بیدار میشود و سپاهی از این موجودات را برای آغاز جنگ بسیج میکند، گروهی کوچک از انسانها و الفها متحد میشوند تا در جستوجوی راهی پنهان به سوی لانهٔ اژدها برآیند. در این میان، شکارچی جوانی به نام لمبرت که رؤیای قهرمان شدن را در سر میپروراند، ناخواسته وارد ماجرایی بزرگ میشود. او همراه با دوستانش، آرژنت و رنجر، و با راهنمایی مرموز یک الف به نام لیا، باید بر ترسهای خود غلبه کند و نقشی سرنوشتساز در نبرد پیش رو ایفا نماید. سفری پر از خطر و کشف حقیقت، آنها را به قلب توطئهای میکشاند که سرنوشت تمام قلمرو را تغییر خواهد داد.
خلاصه داستان: ابراهیم و فخری پس از آنکه سه فرزندشان را در جنگ از دست دادهاند، تنها با خاطرات تلخ و خانهای قدیمی زندگی میکنند. فرزند چهارم، رضا، جانباز قطع نخاعی است که بر اثر شهادت همرزمش کمال، دچار پرخاشگری و ناآرامی شده و از مصرف دارو سر باز میزند. آنها تصمیم میگیرند رضا را به خانه بیاورند و خود از او مراقبت کنند. محبوبه، خواهر کمال، طبق قرار قبلی برای ازدواج با رضا به خانه آنها میآید، اما رضا او را رد میکند و اصرار دارد که باید بمیرد. این رفتارها به جایی میرسد که ابراهیم در یک لحظه عصبانیت به رضا سیلی میزند. شبی که هر سه دچار گازگرفتگی میشوند، فرزندان ازدسترفته به خانه بازمیگردند و قرار است خانواده محبوبه برای خواستگاری بیایند؛ اما فخری به دلیل کهنگی خانه، خواهان به تعویق افتادن مهمانی است.
خلاصه داستان: فیلم روباه به کارگردانی بهروز افخمی، داستانی هیجانانگیز و سیاسی را در بستر مسائل امنیتی مرتبط با صنعت هستهای ایران روایت میکند. در این فیلم، برادر نخستوزیر اسرائیل (با بازی جلال فاطمی) بهعنوان یک مأمور حرفهای برای اجرای یک عملیات تروریستی علیه دانشمندان هستهای وارد ایران میشود. او برای رسیدن به اهدافش از یک راننده ساده (با بازی حمید گودرزی) سوءاستفاده میکند، اما راننده بهتدریج از ماهیت واقعی مأموریت آگاه شده و وارد بازی پیچیدهای میشود که سرنوشتساز خواهد بود. حضور شخصیتهای چندلایه، تعلیقهای پیاپی و فضای امنیتی پرتنش، از ویژگیهای اصلی این اثر سینمایی است.
خلاصه داستان: مایا زنبور کوچکی است که در کندوی خود با دیگران تفاوت دارد؛ او پر از کنجکاوی و اشتیاق به کشف دنیای بیرون است. برخلاف قوانین سختگیرانه کندو که به زنبورهای جوان اجازه خروج نمیدهد، مایا با دوست صمیمیاش ویلی راهی ماجراجویی در چمنزار میشود. آنها با حشرات گوناگونی آشنا میشوند و از شگفتیهای طبیعت لذت میبرند. اما آرامش چمنزار با ظهور زنبورهای وحشی به رهبری ملکهای سرد و بیرحم به خطر میافتد. مایا که از نقشه شوم آنها برای تصرف کندو آگاه میشود، باید شجاعت خود را نشان دهد و با کمک دوستان تازهاش، جلوی این تهدید را بگیرد. این انیمیشن خانوادگی درباره شجاعت، دوستی و پذیرش تفاوتهاست.
خلاصه داستان: ساینا و سینا، دو خواهر و برادر شیطان و بازیگوش، با رفتارهای ناپسند خود، پدر و مادرشان را به ستوه آوردهاند. آنها هر روز با شیطنتهایشان زندگی را برای خانواده دشوار میکنند. اما یک روز صبح، وقتی از خواب بیدار میشوند، متوجه میشوند که پدر و مادرشان ناپدید شدهاند. آنها که ابتدا فکر میکنند این یک شوخی است، به تدریج متوجه جدی بودن ماجرا میشوند. حالا ساینا و سینا باید به دنبال والدین خود بگردند و در این مسیر با مشکلات عجیب و غریبی مواجه میشوند. آنها در این سفر پرماجرا، درسهای مهمی درباره مسئولیتپذیری، محبت و احترام به بزرگترها یاد میگیرند. این فیلم سینمایی با روایتی جذاب و شخصیتهای دوستداشتنی، داستانی خانوادگی و سرگرمکننده را روایت میکند.