خلاصه داستان: روایت اسطورهای جمشید، پادشاه باستانی ایران، در دوران شکوه و آبادانی هفتصدسالهاش است. او با فرزانگی و دادگری، مردمان را به نیکویی و آبادانی میرساند و آرامش و آسایش را برای همگان به ارمغان میآورد. اما این سعادت دیرپای، با پیدایش خودپسندی در وجود او رنگ میبازد. جمشید که خود را فراتر از یک شاه میبیند، در نهایت دعوی خدایی میکند و با این گناه بزرگ، نظم و برکت را از سرزمین خود میزداید و سرنوشت خود و قومش را به تباهی میکشاند. نمایشی از بلندپروازی، غرور و سقوط انسانی.
خلاصه داستان: داستان پسر جوانی به نام سامان است که عاشق دختری از خانوادهای ثروتمند به نام شیرین میشود. برای جلب توجه او و اثبات عشقش، دست به رفتارهای عجیب و اغراقآمیز میزند و خود را به جنون میزند. این اقدامات، او را در موقعیتهای خندهدار و پیچیدهای قرار میدهد. شیرین که از این رفتارها سرگردان شده، نمیداند آیا سامان واقعاً دیوانه است یا عاشق. در این میان، خانواده شیرین نیز با نگرانی به ماجرا نگاه میکنند. سامان تلاش میکند با وجود تمام موانع، عشق خود را ثابت کند و در این راه با چالشهای زیادی روبهرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم مروا به کارگردانی کریم فائقیان، روایتگر داستانی در بستر آیینهای سنتی تعزیه در شهر بوشهر است. در این فیلم، شمرخوان گروه تعزیه به دلیل مشکلاتی که برایش پیش میآید، دیگر نمیتواند در مراسم شرکت کند. این اتفاق، گروه تعزیه را با چالشی جدی مواجه میسازد و تلاشها برای یافتن جایگزین و برگزاری هرچه بهتر مراسم، محور اصلی داستان را شکل میدهد. فیلم به تضاد میان سنت و مدرنیته، پایبندی به آیینها و روابط انسانی در بستر یک جامعه کوچک میپردازد. مروا با فضاسازی بومی و توجه به جزئیات فرهنگی، تصویری از زندگی و باورهای مردم جنوب ایران ارائه میدهد.
خلاصه داستان: مریم و رضا زوجی جوان هستند که با یک تفاوت بزرگ زندگی میکنند؛ مریم به دلیل بیماری، توانایی برقراری ارتباط عادی با دنیای بیرون را ندارد و در دنیای نقاشیهایش غوطهور است. رضا که عاشقانه او را دوست دارد، برای نزدیک شدن به او دست به تلاشهایی میزند که مرز میان عشق و واقعیت را جابهجا میکند. آنها باید به دیگران ثابت کنند که این تفاوت بزرگ را با معجزه عشق حل کردهاند، اما جامعه و خانوادههایشان با نگاههای متفاوت به این رابطه مینگرند. داستان در فضایی لطیف و انسانی روایت میشود و به عمق احساسات و چالشهای زندگی مشترک میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «خسته نباشید!» روایتگر ماجرای یک زوج گردشگر خارجی به نامهای رومن و ماریا است که برای سفر به ایران آمدهاند اما در همان ابتدای ورود با مشکلاتی مواجه میشوند. مرتضی، کارمند اخراجشدهی هتلی که آنها در آن اقامت دارند، به همراه پسرعمویش حسین، نقشهای برای راهنمایی و کمک به این زوج طراحی میکند. در این میان، اختلافات شخصی رومن و ماریا نیز بر داستان سایه میاندازد. این فیلم کمدی با نگاهی طنز به روابط انسانی و چالشهای گردشگری در ایران، ماجراهای جالبی را رقم میزند.
خلاصه داستان: پیرمردی که در تنگنای مالی شدیدی قرار گرفته و برای گذران زندگی و حل مشکل معیشت خود، به راه حلی غریب و غیرمنتظره میرسد. او تصمیم میگیرد دست به نوعی خودفروشی زده و اعضای بدن خود را به حراج بگذارد. این تصمیم عجیب، او را در مسیری پر از چالشهای اخلاقی، اجتماعی و عاطفی قرار میدهد. در این میان، اطرافیان و خانوادهاش هر یک واکنش متفاوتی نشان میدهند و او باید با پیامدهای این انتخاب جسورانه روبرو شود. فیلم جان به حراج روایتی تأملبرانگیز از فقر، ناامیدی و مرزهای اخلاقی در جامعه مدرن است.