خلاصه داستان: کمال جوانی است که به دلیل مشکلات مالی و ناتوانی در تأمین هزینههای ازدواج، در تنگنای شدیدی قرار گرفته است. او در جستجوی راهی برای دریافت وام، از طریق رادیو متوجه میشود که دولت به معتادانی که اقدام به ترک اعتیاد کنند، تسهیلات مالی پرداخت میکند. کمال که هرگز به مواد مخدر اعتیاد نداشته، تصمیم میگیرد با تظاهر به اعتیاد، خود را به مرکز ترک اعتیاد معرفی کند تا بتواند از این وام بهرهمند شود. این تصمیم عجیب، او را وارد ماجراهای پیچیده و طنزآمیزی میکند که با واکنشهای غیرمنتظره اطرافیان و مسئولان همراه است. فیلم با نگاهی طنز به معضلات اجتماعی و اقتصادی جامعه، تلاش یک فرد معمولی برای دور زدن سیستم را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم به هدف شلیک کن روایتی است از نسل امروز و دغدغههای جوانانی که در چنبره مشکلات کار و زندگی دستوپنجه نرم میکنند تا بقای خود را تضمین کنند. داستان در دو سوی نیک و بد جریان دارد و قهرمانان آن در تلاشاند تا مسیر درست زندگی را پیدا کنند. این اثر سینمایی به کارگردانی ناصر مهدیپور، با نگاهی اجتماعی به مسائل روز جامعه ایران، تلاش میکند تصویری واقعگرایانه از چالشهای جوانان ارائه دهد. بازیگرانی چون اشکان خطیبی، پژمان بازغی و پولاد کیمیایی در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: فیلم «هفت و پنج دقیقه» روایتگر زندگی سه زن در شهر کوچکی در فرانسه است. هر یک از این زنان در مواجهه با جامعه، خانواده و هنجارهای پیرامون خود، با انتخابهایی دشوار روبهرو میشوند که مسیر زندگیشان را بهطور بنیادین تغییر میدهد. داستان با نگاهی ظریف به روابط انسانی، به بررسی پیامدهای این تصمیمها بر سرنوشت شخصی و جمعی میپردازد.
خلاصه داستان: جاوید، دانشجوی پزشکی که از دیدن مردگان و خون هراس دارد، با دختری آشنا میشود که شرط ازدواج با او را شستن هفت مرده تعیین میکند. جاوید برای غلبه بر ترس خود به روستایی میرود و نزد سنگتراشی که مردهها را غسل میدهد، مشغول به کار میشود. او شش مرده را غسل میدهد، اما نفر هفتم خود سنگتراش است. این داستان با چالشهای روانی و عاطفی جاوید همراه است.
خلاصه داستان: آنا و لوسی، دو زن جوان که در کودکی قربانی شکنجه و آزار قرار گرفتهاند، با انگیزه انتقام از عاملان این فجایع به دنبال حقیقت میگردند. لوسی، که هنوز از آسیبهای روحی رنج میبرد، به ویلایی دورافتاده حمله میکند و خانوادهای را که فکر میکند مسئول ربودن او بودهاند، به قتل میرساند. اما این آغاز یک کابوس بیپایان است. آنا برای کمک به دوستش وارد این ماجرا میشود و به تدریج با یک سازمان مرموز و مخفی روبرو میشود که در جستجوی راز شهادت و درد است. این فیلم فرانسوی به کارگردانی پاسکال لوژیه، با فضایی تاریک و صحنههای خشن، مرزهای ژانر ترسناک را جابهجا میکند و داستانی فلسفی درباره رنج و معنای آن ارائه میدهد.
خلاصه داستان: محسن نوجوانی است که در کنار بچههای خیابانی همسن و سال خود، در میان خیابانهای شلوغ شهر گلفروشی میکند. او آرزوی داشتن یک وجب آسمان را در سر دارد. خواسته او محقق میشود؛ در ابتدا هیچکس تحقق چنین آرزویی را باور نمیکند اما با دیدن آن، ماجراهای گوناگونی آغاز میشود...