خلاصه داستان: مریم زنی است که سالهاست همسرش در جنگ اسیر شده و او به تنهایی دخترش را بزرگ کرده است. زندگی آرام آنها با تماسهای تلفنی مرموز برهم میخورد و مریم ناگهان شروع به خروج از خانه میکند. دخترش که از این رفتوآمدها شگفتزده شده، به ارتباط او با مرد دیگری مشکوک میشود. این سوءظن، فاصلهای عمیق میان مادر و دختر ایجاد میکند و مریم را در برابر تصمیمی دشوار قرار میدهد: فاش کردن حقیقت یا حفظ راز. فیلم با نگاهی انسانی به تأثیرات جنگ بر خانوادهها و مفهوم وفاداری، روایتی احساسی و تأملبرانگیز ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در این انیمیشن ماجراجویانه، رابین هود روباه محبوب جنگل شروود بار دیگر برای کمک به مردم برمیخیزد. هنگامی که پادشاه ریچارد در راه بازگشت از جنگهای صلیبی ناپدید میشود، شاهزاده جان بدذات تاج و تخت را غصب میکند و ظلم و ستم را در سرزمین رواج میدهد. رابین هود که متوجه خطر میشود، همراه یاران وفادارش مانند مرد کوچک و بانوی ماریان، سفری پرمخاطره را آغاز میکند تا پادشاه را بیابد و عدالت را به شروود بازگرداند. در این مسیر، او با دشمنان سرسختی روبهرو میشود و باید با هوشیاری و شجاعت، نقشههای شوم شاهزاده جان را خنثی کند. این داستان پر از دوستی، وفاداری و مبارزه با بیعدالتی است و برای کودکان و نوجوانان جذاب و آموزنده خواهد بود.
خلاصه داستان: ساسان سرکش، ایرانیای است که پس از سی سال دوری از وطن، به ایران بازمیگردد. در فرودگاه مهرآباد، رانندهای به نام الیاس او را به هتل میبرد و فردای آن روز با هم راهی تبریز، زادگاه ساسان، میشوند. در بین راه، الیاس متوجه میشود که ساسان حالتی پریشان دارد و به فکر خودکشی است. ساسان درگیر خاطراتی تلخ از گذشته است؛ خاطراتی که به عشقی نافرجام و رازهای خانوادگی بازمیگردد. در این سفر جادهای، دو مرد از طبقات و نسلهای مختلف با یکدیگر گفتگو میکنند و هر کدام به نوعی با سرگیجههای درونی خود روبهرو میشوند. فیلم سرگیجه با فضاسازی ملودراماتیک و سفر در جغرافیای ایران، لایههای پنهان شخصیتها و سرنوشتهای گرهخورده را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: مردی به نام حاج یونس، تاجر خوشنام و خوشقلب، دو زندگی موازی دارد. او در محلهای پایینشهر با زنی به نام ربابه ازدواج کرده و صاحب دو فرزند است، و در محلهای بالاشهر نیز با زنی دیگر به نام مهین زندگی میکند و از او نیز دو فرزند دارد. هیچیک از این دو خانواده از وجود دیگری خبر ندارند. حاج یونس با زیرکی تمام سعی میکند این دو زندگی را از هم جدا نگه دارد، اما ماجراهایی پیش میآید که پرده از این راز برمیدارد. در این میان، فرزندان هر دو خانواده به مرور با یکدیگر آشنا میشوند و ماجراهای طنزآمیزی رقم میخورد. فیلم با نگاهی طنز به موضوع چندهمسری و روابط پیچیده خانوادگی در جامعه ایران میپردازد.
خلاصه داستان: مریم، زن متمولی که دو بار ازدواج کرده و هر دو شوهرش را از دست داده، سوار بر ماشین جواد، مسافرکش، به خانهاش میرسد. چند ساعت بعد، جواد توسط دو ناشناس مورد حمله قرار میگیرد و ماشینش آسیب میبیند. او ماجرا را برای دوست صمیمیاش اصغر، که کلهپزی دارد، تعریف میکند و این آغاز ماجراهایی تازه برای هر دوی آنهاست. آنها متوجه میشوند مسافرشان زن پولداری بوده که سابقه دو ازدواج ناموفق داشته و برای گرفتن خسارت نزد پدر مریم میروند، اما او آنها را به فرد دیگری به نام مقدمپور معرفی میکند؛ مردی که پدر نیماست و انگار قرار بوده نیما به جای جواد کتک بخورد. این اشتباه هویتی، آنها را وارد یک بازی پیچیده و پر از سوءتفاهم میکند.
خلاصه داستان: مهتاب، دانشجوی معماری، برای تنظیم پایاننامه خود با استاد راهنمایش، اعلاء، رابطه دوستانهای برقرار میکند. این ارتباط به تدریج به احساسی عاشقانه از سوی استاد تبدیل میشود، اما مانعی بزرگ بر سر راه این عشق وجود دارد. فیلم اگر باران ببارد روایتی از چالشهای عاطفی و تصمیمگیریهای دشوار در بستر روابط انسانی است.