خلاصه داستان: یک استاد زبان از سیاره کاکادو به دلیل آلوده کردن سطح سیارهاش، به عنوان تنبیه به مدت یک هفته به زمین تبعید میشود. کاکادو سیارهای است که طرفداران محیط زیست در آن زندگی میکنند و هر کس را که آلودگی ایجاد کند، به زمین میفرستند. این موجود فضایی در ایران با آدمها، بهویژه با گلنار، دخترک هشت ساله یک خانواده تکفرزند، ارتباط برقرار میکند. فیلم با زبانی طنز، تلاش این موجود برای سازگاری با زندگی زمینی و تأثیر او بر خانواده گلنار را روایت میکند.
خلاصه داستان: رضا، سرباز ایرانی، پس از یک عملیات شناسایی اسیر دشمن میشود و زیر شکنجه قرار میگیرد. او را به زندانی میفرستند که کردهای ناراضی در آن نگهداری میشوند و زندانیان تحت آزمایشهای میکروبی قرار میگیرند. رسول، پزشک کرد همسلول رضا، او را معالجه میکند. آن دو در شرایطی خاص موفق به فرار میشوند و از راه کویر به کردستان عراق میروند. در آنجا با شیخ عدنان، از رهبران مبارز کرد، قراری برای آزادسازی زندانیان از زندان مخوف میگذارند.
خلاصه داستان: سروان پوریا فرمانده یک پاسگاه ساحلی است و استوار امیر حیدری، همکار او، مسئولیت جلوگیری از قاچاق خاویار سیاه دریای خزر را بر عهده دارد. سال گذشته، حیدری به دلیل توطئهای از ترفیع محروم شد. شبی حیدری به طرز مشکوکی به دریا میرود و دیگر بازنمیگردد. سروان پوریا تحقیقات را برای روشن شدن سرنوشت او و کشف حلقه قاچاق از سر میگیرد. در این مسیر، رازهای پنهان و روابط پیچیدهای آشکار میشود که او را با چالشهای تازهای روبهرو میکند. فیلم با فضایی رازآلود و تعلیقآمیز، به بررسی فساد و عدالت میپردازد.
خلاصه داستان: مهندس «فریدون بهنام» که تازه از آمریکا بازگشته است، به طور اتفاقی دوست قدیمیاش، «مجید قانع» را میبیند و توسط او به جمعی معرفی میشود که دورهی دوستانه دارند. در این جمع «غلامرضا مودّت» دیگران را تحت نفوذ خود دارد. «بهنام» طرحی جهت ساخت یک مجموعهی مسکونی در شمال دارد و میخواهد شهرکی نمونه بسازد. طبع سودجوی جمع، آنها را مشتاق به مشارکت در این پروژه میکند. در این میان «بهنام» با «ثریا» دختر «مودّت» آشنا میشود و از او تقاضای ازدواج میکند. «ثریا» ناخواسته به یک بازی کشانده میشود که حاصل آن شناسایی چهرهی حقیقی آدمهای اطرافش است...
خلاصه داستان: یک روزنامهنگار ایرانیتبار برای دیدار تنها فرزندش سیاوش به آلمان سفر میکند، اما در همان ابتدا متوجه میشود که پسرش با همسرش اختلافات جدی دارد. این دیدار که قرار بود ساده و کوتاه باشد، به سفری پرتنش در روابط خانوادگی تبدیل میشود. او در میان کشمکشهای پسر و عروسش، با واقعیتهایی از زندگی پسرش روبهرو میشود که او را به بازاندیشی در نقش پدری و گذشتهاش وا میدارد. فیلم «تجارت» با نگاهی نافذ به پیچیدگیهای عاطفی و اخلاقی میان نسلها، داستانی انسانی را روایت میکند که در بستر مهاجرت و دوری شکل گرفته است.
خلاصه داستان: نرگس و نسرین دو دختر دبستانی هستند که در یک جشن مدرسه یکدیگر را میبینند و متوجه میشوند خواهران دوقلویند. پدرشان آهنگساز است و سالها پیش از مادرشان که خیاطی میکند جدا شده، اما این راز را از آنها پنهان کردهاند. یکی از آنها با پدر و دیگری با مادر زندگی میکند. آنها به دلیل شباهت زیاد تصمیم میگیرند جایشان را عوض کنند تا پدر و مادر را دوباره به هم برسانند. این جابهجایی آغاز ماجراهایی شیرین و پر از سوءتفاهم میشود و آنها در مسیر تحقق آرزویشان با چالشهایی روبهرو میشوند.