خلاصه داستان: ترگل، دختری جوان و احساساتی، از زندگی خانوادگی پرتنش خود خسته شده و به عباس، مردی ساده و روستایی، دل بسته است. پدر ترگل با این ازدواج مخالفت میکند، اما ترگل با وجود تمام موانع، از خانه میگریزد و با عباس ازدواج میکند. عباس برای تأمین زندگی به جزیره کیش میرود و ترگل را نزد مادرش در روستا میگذارد. در غیاب عباس، ترگل با تنهایی و چالشهای تازهای روبهرو میشود و درگیر ماجراهایی میشود که زندگی سادهاش را دستخوش تغییر میکند. فیلم گل یخ روایتی از عشق، خانواده و سنتهای اجتماعی است.
خلاصه داستان: پدر جلال هنگام قطع درختان جنگلی در شمال ایران دستگیر و روانه زندان میشود. پس از این اتفاق، ارهای که میرزا آقا به او داده بود ضبط میشود و خانواده در غیاب پدر باید هزینه آن را بپردازند. لطیف، سرباز اهری پاسگاه روستا، به ماجان خواهر جلال علاقه دارد و باجی مادر جلال که لطیف را هنگام دستگیری شوهرش دیده، درباره ازدواج او با دخترش تغییر عقیده میدهد. داستان با تنشهای خانوادگی، عشق روستایی و چالشهای اجتماعی پیش میرود.
خلاصه داستان: اسی که به جرم قتل در زندان به سر میبرد، با کمک رفیقش حاج توفیق آزاد میشود. او پس از آزادی به سراغ دوستش علی میرود که در تعمیرگاهی کار میکند. علی به او پیشنهاد میکند که همانجا مشغول به کار شود، اما اسی در فکر به دست آوردن پولی کلان است. اسی متوجه میشود لیلا، دختری که به او علاقه داشته، ازدواج کرده و به خارج از کشور رفته و کاملاً سرخورده میشود. سپس نزد حاج توفیق میرود. توفیق از او میخواهد که انتقام او را از زنی به نام رعنا بگیرد و در ازای این کار، مبلغ ده میلیون تومان به او میدهد. اسی که از زندگی ناامید شده، این پیشنهاد را میپذیرد و وارد مسیری میشود که سرنوشت او را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: زینال پس از بیست سال اسارت آزاد میشود و به وطن بازمیگردد. او که در آغاز جنگ همسرش هانیه را از دست داده بود، به همراه یحیی گروه مقاومت محلی تشکیل میدهد. در جریان حملات هوایی و زمینی دشمن، مسئولیت انتقال گاوصندوقی به او سپرده میشود که تصور میرود اسناد مهمی در آن است. زینال با وجود از دست دادن یارانش، گاوصندوق را به دست میرساند، اما در نهایت یحیی برای حفظ آن جان خود را فدا میکند و زینال به اسارت عراقیها درمیآید. این فیلم روایتی حماسی از مقاومت، ایثار و عشق در بستر جنگ تحمیلی است.
خلاصه داستان: دوشن، خوانندهای ثروتمند و مشهور، در اوج شهرت و موفقیت حرفهای، از زندگی شخصیاش ناراضی است. او از دوران کودکی به جایا، دختری ساده و مهربان، دلبسته بوده است، اما شرایط و فشارهای اطرافیان، بهویژه نیشا و پدرش، او را به سمت ازدواجی اجباری با نیشا سوق میدهد. در حالی که دوشن خود را برای این ازدواج آماده میکند، جایا نیز به نوبه خود با احساسات پیچیدهای دستوپنجه نرم میکند. این فیلم داستان عشق، فداکاری، و انتخابهای دشوار را روایت میکند و پرده از رازها و جداییهایی برمیدارد که زندگی شخصیتها را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: داستان آموزگار جوان روستایی در حاشیه شهر بم را روایت میکند که پس از بیرون آمدن از زیر آوار پی میبرد همکارش جان سپرده است، او به سوی شهر راه میافتد تا برای اهالی کمک بیاورد، اما با رسیدن به شهر ناباورانه درمییابد که فاجعه اصلی در آنجا روی داده و از هر گوشه و کناری فریاد شیون و زاری و درخواست کمک بلند است. او در میان ویرانهها به دنبال آرزو، دختربچهای که شاید زنده مانده باشد، میگردد و با مردمی مواجه میشود که هر یک داستانی از فقدان و امید دارند. این فیلم با نگاهی انسانی و بدون شعارزدگی، ابعاد شخصی و جمعی یک فاجعه طبیعی را به تصویر میکشد و پرسشهایی درباره مسئولیت، همدلی و معنا در شرایط بحرانی مطرح میسازد.