خلاصه داستان: داستان فیلم در سال ۱۸۸۸ در ایالت وایومینگ میگذرد؛ زنی روسپی توسط دو گاوچران مجروح و از ریخت میافتد. کلانتر شهر تنها به جریمه کردنشان اکتفا میکند، اما دوستان زن برای کسی که بتواند انتقامش را بگیرد هزار دلار جایزه میگذارند. ویلیام مانی، هفتتیرکشی که توبه کرده و گذشته زشتش همچنان عذابش میدهد، به کمک دوست قدیمیاش و یک مرد جوان، آخرین کار خود را آغاز میکند.
خلاصه داستان: در سالهای پس از جنگ جهانی اول، مارکو پاگوت، خلبان ماهر و کهنهکار ایتالیایی، پس از مرگ همرزمانش در نبردهای هوایی، با طلسمی مرموز به خوکی با نام «پورکو روسو» تبدیل میشود. او که از جنگ و انسانیت سرخورده شده، به تنهایی در دریای آدریاتیک به مبارزه با دزدان هوایی ادامه میدهد و جایزهای بر سرشان میگذارد. روزی هواپیمایش آسیب میبیند و برای تعمیر به کارگاه دختر نوجوانی به نام فیو پناه میبرد. فیو که استعداد خارقالعادهای در مهندسی دارد، به راز پورکو پی میبرد و میان او و خلبان آمریکایی رقیب، «کرتیس»، ماجراهایی پیش میآید. در خلال این درگیریها، پورکو باید با گذشتهاش کنار بیاید و تصمیم بگیرد که آیا هنوز جایی برای عشق و زندگی در دنیای خشن پس از جنگ دارد یا نه.
خلاصه داستان: میرزا ابراهیمخان عکاسباشی که در سفر به فرنگ به سر میبرد در آرزوی ازدواج با معشوقاش (آتیه) پس از بازگشت است. او در سفر، شیفته سینماتوگراف میشود. رنجوری مظفرالدین شاه او را نگران آینده سینماتوگراف میکند و از شاه کسب تکلیف میکند. اما مظفرالدین شاه در پاسخ، او را به ناصرالدین شاه ارجاع میدهد که سالها پیش در گذشته است. میرزا ابراهیمخان در سفری خیالی به دوران ناصرالدین شاه بازمیگردد و او را در حالی مییابد که عاشق سینما شده و خود را «آکتور سینما» مینامد. در این سفر، او با چالشها و دسیسههای درباریان و محدودیتهای جامعه سنتی آن دوران روبهرو میشود و تلاش میکند تا شاه را به ساخت فیلمی سینمایی ترغیب کند. این ماجرای سوررئال، تلفیقی از تاریخ و خیال را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: لیلا در آستانه مرگ مادرش متوجه میشود که فرزند واقعی او نیست. این راز، او را به سفری پرماجرا برای یافتن هویت حقیقیاش میکشاند. در این مسیر، او با افراد مختلفی آشنا میشود و با عشق، دوستی و خیانت روبهرو میگردد. جستجوی لیلا برای پیدا کردن خانواده واقعیاش، او را به دنیایی از روابط پیچیده و رازهای پنهان میبرد. او در این سفر عاشق جوانی به نام سلمان میشود و با کمک او، پرده از اسرار گذشته برمیدارد. اما موانع زیادی بر سر راه اوست؛ از جمله افرادی که نمیخواهند حقیقت آشکار شود. داستان پر از لحظات احساسی و پیچشهای داستانی است.
خلاصه داستان: قدیر ظفرلو، صاحب یک شرکت مضاربهای، برای آنکه بتواند ویزای سفر برای دخترش فرشته بگیرد، او را به عقد راننده خود، امیر، درمیآورد. ملوک، همسر اول قدیر، امیر را از این نقشه آگاه میکند و امیر از خروج فرشته جلوگیری میکند. فرشته که برای رهایی به منزل پدرش رفته، با طلبکاران او روبرو میشود و ناگزیر به خانه امیر بازمیگردد. قدیر به آمریکا میرود، اما پس از چند سال به ایران بازگردانده میشود. سرانجام، با کمک فرشته، سرمایه خود را بین سهامداران تقسیم میکند. این فیلم روایتی از فریب، اعتماد و تلاش برای جبران اشتباهات گذشته است.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره دو خانواده ثروتمند به نامهای بوشان و آگاروال است که با یکدیگر رقابت و دشمنی دیرینهای دارند. راجش، پسر بوشان، و آشا، دختر آگاروال، عاشق یکدیگر میشوند. وقتی والدینشان از این عشق آگاه میشوند، با آن مخالفت کرده و سعی در جدایی آنها دارند. در این میان، توطئهها و دسیسههای اطرافیان، اوضاع را پیچیدهتر میکند. راجش و آشا برای رسیدن به عشق خود و مقابله با موانع، دست به مبارزه میزنند. این فیلم ترکیبی از درام، اکشن و ماجراجویی است و تلاش شخصیتها برای غلبه بر مشکلات و حفظ عشق را به تصویر میکشد.