خلاصه داستان: پرویز، مردی میانسال و خسته از روزگار، در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی زندگی سختی را میگذراند. بدهیهای سنگین و فشارهای مالی او را به آستانه ناامیدی کشانده است. اما یک روز، اتفاقی غیرمنتظره مسیر زندگیاش را دگرگون میکند: او برنده بلیت بختآزمایی میشود. این برداشت، که میتواند رویای رهایی از فقر را محقق کند، بهسرعت او را درگیر ماجراهایی پیچیده و پر از چالش میکند. پرویز باید میان فرصتهای تازه و خطرات پنهان، راهی برای نجات خود و خانوادهاش بیابد.
خلاصه داستان: پدری حقیقتِ پشتِ سفر جادهایِ ظاهراً ناگهانی و بدون برنامهٔ خانوادهاش در سراسر کشور را پنهان میکند. او با دو فرزند خردسالش راهی سفری میشود که هر ایستگاه آن راز تازهای را آشکار میسازد. در طول مسیر، بچهها با کنجکاوی کودکانهشان سؤالاتی میپرسند که پدر را در موقعیتهای دشوار قرار میدهد. این سفر جادهای نه فقط یک مهاجرت جغرافیایی، بلکه سفری درونی برای همهٔ اعضای خانواده است. آنها با آدمهای مختلفی روبرو میشوند و هر ملاقات، لایهای از گذشتهٔ پدر را نمایان میکند. فیلم به تدریج نشان میدهد که این حرکت بیقرار، تلاشی برای رهایی از یک بحران عمیق است. رابطهٔ پدر و فرزندان، در بستر این سفر، هم صمیمیتر و هم پیچیدهتر میشود. داستان با ظرافت به موضوعاتی مانند مسئولیت، عشق و از دست دادن میپردازد. پایانبندی، مخاطب را با تأملی تلخ اما امیدوارانه دربارهٔ معنای خانواده رها میکند.
خلاصه داستان: داستان شاهرخ و مرتضی است که در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در یک زایشگاه به دنیا میآیند و سالها بعد در روزهای جنگ ایران و عراق و بمباران شهرها، به طور اتفاقی سر راه هم قرار میگیرند و وارد خانهای متروکه روبهروی همان زایشگاه میشوند. ورود آنها به این خانه و مواجهه با صاحبان قدیمی این خانه در دورههای تاریخی مختلف، سرآغاز ماجراهایی عجیب میشود که شاهرخ و مرتضی را درگیر حل آنها میسازد.
خلاصه داستان: فیلم پیشمرگ به کارگردانی علی غفاری، روایتی از برشی از زندگی سعید قهاری، نظامی ایرانی است که در یکی از عملیاتهای مهم و پیچیده امنیتی در سال ۱۳۷۲ نقش کلیدی ایفا میکند. داستان با تمرکز بر فداکاری و تعهد این شخصیت، تلاشهای او را در شرایط حساس و پرتنش به تصویر میکشد. فیلم با نگاهی واقعگرایانه به وقایع تاریخی، مخاطب را به دل ماجرایی میبرد که در آن وفاداری به وطن و آرمانها در برابر خطرات جدی قرار میگیرد. بازی الناز ملک، بهرام ابراهیمی، حسام منظور و مهدی نصرتی در این اثر، ابعاد انسانی و عاطفی داستان را برجسته میسازد.
خلاصه داستان: داستان داوود، تعمیرکار آپارات سینماست که عاشقِ بهروز وثوقی است و اوقاتش را با فکر و خیال بازیگران میگذراند. او عاشق دختری میشود که پدرش، مخالف سرسختِ سینماست و کار کردن در این زمینه را با فسقوفجور، برابر میداند. در این میان، تلاشهای داوود برای رسیدن به دختر موردعلاقهاش، موقعیتهای کمدی جذابی میسازد تا جایی که....
خلاصه داستان: نویسندهای مطرود که در خانهای متروک با تخیلاتش زندگی میکند، ناگهان توسط گروهی سیاهپوش تهدید میشود تا داستانی را که آنها میخواهند بنویسد. آنها به او هشدار میدهند که اگر تا ساعت ۱۱:۱۱ به خواستهشان تن ندهد، به خانهاش یورش میبرند و او را به روش خودشان مجبور به اطاعت میکنند؛ چیزی که برای او بدتر از نابودی است. حالا او در دوراهی ماندن و تن دادن یا ناپدید شدن پیش از موعد، مردد است. این درام روانشناختی با بازی فرزاد حسنی و نازنین کیوانی، به کارگردانی آرش رحمانی، روایتگر کشمکش درونی یک هنرمند در برابر فشار بیرونی است.