خلاصه داستان: سعید، رزمندهای که در جریان جنگ ایران و عراق بر اثر بمباران شیمیایی نابینا شده، به همراه گروهی از همرزمانش برای معالجه به آلمان اعزام میشود. در آلمان، لیلا خواهر سعید که سالهاست با شوهر آلمانی و پسرشان یوناس (یونس) زندگی میکند، او را در آسایشگاه ملاقات میکند. این دیدار، گذشته و حال را به هم پیوند میزند و سعید در فضایی بیگانه با تنهایی، خاطرات جنگ و معنای ایثار روبهرو میشود. فیلم با نگاهی انسانی به تبعات جنگ، روایتگر تلاش سعید برای حفظ هویت و ایمان خود در غربت است.
خلاصه داستان: ایرج که از ایران فرار کرده بود به شوروی رفت، اما مأموران مرزبانی او را دستگیر کردند؛ با این حال دوستش رضا قرار است به او کمک کند تا فرار کند. این فیلم داستانی پرتعلیق از فرار، دوستی و وفاداری را روایت میکند و در فضایی متفاوت از سینمای ایران در اوایل دهه هفتاد ساخته شده است.
خلاصه داستان: مریم، دختر شش سالهای است که در جریان جنگ خانوادهاش را از دست داده و در پرورشگاه زندگی میکند. او به فرشته، زنی که نوزادش را از دست داده و در ساختمان روبهروی پرورشگاه ساکن است، علاقه پیدا میکند. اما نسرین و همسرش قصد دارند مریم را به فرزندخواندگی قبول کنند. مریم برای رسیدن به فرشته و جلب محبت او، دست به تلاشهایی کودکانه میزند. فیلم «مریم و میتیل» به کارگردانی فتحعلی اویسی، داستانی احساسی درباره عشق، فقدان و نیاز به خانواده را روایت میکند. افسانه بایگان در نقش فرشته، حمید جبلی و حمیده خیرآبادی از بازیگران اصلی این اثر هستند.
خلاصه داستان: فیلم افعی به کارگردانی محمدرضا اعلامی روایتگر گروهی شبهنظامی به نام افعی است که به سرکردگی بکتاش، شش نفر را که قصد عبور غیرقانونی از مرز را دارند، دستگیر میکنند. در این میان، یکی از این افراد به نام عیسی، با بازی جمشید هاشمپور، درگیر ماجراهای پیچیدهای میشود و روابط میان شخصیتها به تدریج آشکار میگردد. بهاره رهنما نیز در نقش زنی تأثیرگذار ظاهر شده و فرهاد خانمحمدی در نقشی مکمل، داستان را پیش میبرد. این اثر سینمایی با فضای پرتنش و تعلیق، به موضوعات اجتماعی و انسانی میپردازد و تلاش میکند تصویری از جامعه آن دوره ارائه دهد. داستان با گرههای دراماتیک و صحنههای اکشن همراه است و مخاطب را تا پایان با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: رضا جوانی است که سه روز پیش از عروسی با طلعت، به ناحق به زندان میافتد و بیست سال از زندگیاش را در حبس میگذراند. پس از آزادی، در حالی که شهری کاملاً دگرگون شده را پیش رو دارد، به دنبال طلعت میگردد تا گذشته را بازسازی کند. او درمییابد صادق خان، دوست دوران جوانیاش، عامل اصلی بدبختی او بوده است. رضا در مسیر جستوجوی حقیقت، با واقعیتهای تلخ جامعه و خیانتهای پنهان روبهرو میشود. او باید میان انتقام، عشق از دسترفته و آیندهای نامعلوم یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: همسر و فرزند خردسال یک سروان نیروی انتظامی که افسر تجسس است و باعث اعدام یک قاچاقچی شده، جلوی چشمان او سوار بر اتومبیل بین دو تریلی میمانند و له میشوند. او برای به دام انداختن مسببان این واقعه نقشهای طراحی میکند. این فیلم داستان انتقام، عدالت و تلاش یک پدر برای یافتن حقیقت را روایت میکند. سروان پس از این فاجعه، با ناراحتی و خشم، به دنبال افرادی میگردد که در این جنایت دست داشتند. او با کمک همکارانش و با استفاده از روشهای پلیسی، به تدریج به شبکهای از قاچاقچیان پی میبرد. این مسیر پر از خطر و پیچیدگی است و سروان باید بین قانون و انتقام شخصی تعادل برقرار کند. فیلم با فضای پرتنش و بازیهای قوی، مخاطب را با خود همراه میکند و به بررسی موضوعاتی چون عدالت، فساد و عواقب خشونت میپردازد.