خلاصه داستان: مردی به نام ساگار پس از آنکه توسط افراد قدرتمند و فاسد به قتل همسرش متهم میشود، به ناحق به زندان میافتد. او پس از پنج سال تحمل حبس، با نقشهای دقیق و عزمی راسخ برای انتقام از همه کسانی که به او ظلم کردهاند، آزاد میشود. در این مسیر، او با زنی به نام پوجا آشنا میشود که خود نیز درگیر توطئههای مشابهی است. ساگار در تلاش برای اثبات بیگناهی خود و گرفتن انتقام، با موانع و دشمنان متعددی روبرو میشود. این فیلم داستانی پر از تعلیق، اکشن و لحظات احساسی را روایت میکند که در نهایت به تقابل نهایی میان خیر و شر میانجامد.
خلاصه داستان: داستان فیلم شطرنج درباره مردی به نام هارامراج است که از زنان بیزار است و به برادر کوچکش توصیه میکند از زنان دوری کند. اما برادر کوچک برخلاف نصیحت او، عاشق دختری میشود و این عشق، مسیر زندگی هر دو برادر را تغییر میدهد. فیلم به روابط انسانی، تعصب و عشق میپردازد.
خلاصه داستان: سعید، رزمندهای که در جریان جنگ ایران و عراق بر اثر بمباران شیمیایی نابینا شده، به همراه گروهی از همرزمانش برای معالجه به آلمان اعزام میشود. در آلمان، لیلا خواهر سعید که سالهاست با شوهر آلمانی و پسرشان یوناس (یونس) زندگی میکند، او را در آسایشگاه ملاقات میکند. این دیدار، گذشته و حال را به هم پیوند میزند و سعید در فضایی بیگانه با تنهایی، خاطرات جنگ و معنای ایثار روبهرو میشود. فیلم با نگاهی انسانی به تبعات جنگ، روایتگر تلاش سعید برای حفظ هویت و ایمان خود در غربت است.
خلاصه داستان: ایرج که از ایران فرار کرده بود به شوروی رفت، اما مأموران مرزبانی او را دستگیر کردند؛ با این حال دوستش رضا قرار است به او کمک کند تا فرار کند. این فیلم داستانی پرتعلیق از فرار، دوستی و وفاداری را روایت میکند و در فضایی متفاوت از سینمای ایران در اوایل دهه هفتاد ساخته شده است.
خلاصه داستان: مریم، دختر شش سالهای است که در جریان جنگ خانوادهاش را از دست داده و در پرورشگاه زندگی میکند. او به فرشته، زنی که نوزادش را از دست داده و در ساختمان روبهروی پرورشگاه ساکن است، علاقه پیدا میکند. اما نسرین و همسرش قصد دارند مریم را به فرزندخواندگی قبول کنند. مریم برای رسیدن به فرشته و جلب محبت او، دست به تلاشهایی کودکانه میزند. فیلم «مریم و میتیل» به کارگردانی فتحعلی اویسی، داستانی احساسی درباره عشق، فقدان و نیاز به خانواده را روایت میکند. افسانه بایگان در نقش فرشته، حمید جبلی و حمیده خیرآبادی از بازیگران اصلی این اثر هستند.
خلاصه داستان: سارا زنی خانهدار و همسر حسام است که برای درمان بیماری خود نیاز به سفر به خارج از کشور دارد. سارا برای تأمین هزینههای درمان، از دوستش قرض میگیرد و به حسام میگوید این پول ارثیه پدرش است. حسام بهبود مییابد، اما سارا برای بازپرداخت بدهی مجبور میشود مخفیانه و با کار خیاطی درآمد کسب کند. این فیلم اقتباسی آزاد از نمایشنامه «خانه عروسک» هنریک ایبسن است و در بستر جامعه ایران دهه ۱۳۷۰ روایت میشود. داستان به تدریج تضاد میان ظاهر آرام خانواده و فشارهای پنهان اقتصادی و روانی را آشکار میکند. سارا در تلاش برای حفظ استقلال خود و در عین حال وفاداری به همسرش، با چالشهای عمیق اخلاقی روبهرو میشود.