خلاصه داستان: عباس سلمانی جوانی است که آرزوی ازدواج با دختر آمیرزا محمود را دارد، اما پدر و مادر دختر شرط میگذارند که او باید جواز کسب از اتحادیه صنف آرایشگران بگیرد. عباس هر بار در امتحان اتحادیه مردود میشود و همین موضوع او را به فکر راههای دیگر میاندازد. او با کمک دوستانش و با تکیه بر شانس و اتفاق، تلاش میکند تا نظر خانواده دختر را جلب کند. در این مسیر، موقعیتهای طنزآمیز و گاه پیچیدهای پیش میآید که زندگی عباس را دستخوش تغییر میکند. فیلم با نگاهی شیرین به مسائل اجتماعی و خانوادگی، داستانی ساده اما جذاب را روایت میکند و بازیهای بهیادماندنی اکبر عبدی و دیگر بازیگران، آن را به اثری دوستداشتنی در سینمای کمدی ایران تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: نویسندهای به نام بهروز بهروزان پس از سالها تلاش، سرانجام موفق میشود فیلمنامهای سینمایی بنویسد. او به همراه همسرش رویا، تصور میکند که درهای خوشبختی به رویشان گشوده شده و آیندهای درخشان در انتظارشان است. اما وقتی برای فروش فیلمنامه به دفاتر سینمایی و نزد تهیهکنندگان مختلف میرود، با واقعیت تلخ و کاملاً متفاوتی روبهرو میشود. در این مسیر، او با موانع گوناگون، سوءتفاهمها و موقعیتهای طنزآمیز مواجه میشود که نگاه او را به زندگی و حرفهاش تغییر میدهد.
خلاصه داستان: اصلان (فرامرز قریبیان) و ماهمنیر (مهناز انصاریان) به دلیل ناسازگاریهای مداوم از یکدیگر جدا شدهاند. باربد، پسر یازدهسالهشان، در تنهایی و سکوت خانه، با مشکلات عاطفی و درسی دستوپنجه نرم میکند. بیتوجهی والدین به دنیای کوچک او، رنج تنهایی را دوچندان کرده است. باربد که پناهی جز دفترچه خاطراتش ندارد، هر روز دلهرهها و آرزوهایش را در آن مینویسد. او در این مسیر با چالشهایی روبهرو میشود که او را به مرز انتخابهای دشوار میکشاند؛ انتخابهایی که میتواند آیندهاش را تغییر دهد. فیلم میخواهم زنده بمانم روایتی انسانی و تأملبرانگیز از تأثیر جدایی والدین بر روح و روان کودک است و نشان میدهد که عشق و توجه چگونه میتواند امید را در دل یک کودک زنده نگه دارد.
خلاصه داستان: فیلم سجاده آتش روایتی از یک نبرد سخت و نفسگیر در جریان عملیات کربلای پنج است. در این عملیات، رزمندگان دو گردان مالک و حبیب با ماشین نظامی دشمن درگیر میشوند و نبردی نابرابر و سنگین را تجربه میکنند. در میان این آتش و دود، مهدی و عباس، دو فرمانده بسیجی با ویژگیهای خاص خود، لحظاتی عمیق و انسانی را رقم میزنند. شرایط دشوار نبرد و خصوصیات این دو شخصیت، اتفاقات و حالاتی را پدید میآورد که خارج از انتظارات معمول جنگهاست. این فیلم تلاش میکند تا ابعاد معنوی و انسانی رزمندگان را در دل سختترین شرایط جنگی به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ تحمیلی، گروهی از رزمندگان تخریبچی مأموریت مییابند تا با باز کردن معبر در منطقهای بمبارانشده، راه را برای پیشروی نیروهای خودی هموار کنند. اما بمباران سنگین دشمن، آنان را یکییکی از پا درمیآورد و سرانجام تنها دو نفر از این گروه جان به در میبرند. این دو بازمانده که با حجم عظیمی از مسئولیت و خطر روبهرو هستند، باید با وجود خستگی و زخم، مأموریت ناتمام را به سرانجام برسانند. فیلم «آخرین شناسایی» روایتی انسانی از ایثار، شجاعت و پایبندی به تعهد در سختترین شرایط است و تلاش میکند تا ابعاد کمتر دیدهشدهی جنگ را از نگاه دو رزمندهی تنها به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: بهشت پنهان روایتگر زندگی دختری به نام نرجس است که برخلاف میل پدرش، کوپر، یک سیاستمدار محافظهکار، با علیرضا، دانشجوی ایرانی، ازدواج میکند. کوپر که از این پیوند هراسان است و موقعیت خود را در خطر میبیند، آدمکشی به نام خسرو را اجیر میکند تا علیرضا را از بین ببرد. اما خسرو که خود با همسری مبتلا به ایدز به نام یاسمین زندگی میکند، درگیر یک کشمکش درونی میشود. او بهتدریج متوجه میشود که هدفش جوانی بیگناه و عاشق است و همین موضوع مأموریت او را به چالشی اخلاقی تبدیل میکند. داستان با تعقیبوگریزها و پیچشهای داستانی، به مسائلی چون عشق، تعصب، وجدان و رستگاری میپردازد. بازی ابوالفضل پورعرب در نقش خسرو و شهریار پارسیپور در نقش کوپر از نقاط قوت فیلم به شمار میرود. بهشت پنهان اثری دراماتیک و پرتنش از سینمای ایران در دهه هفتاد است که مخاطب را با پرسشهای اخلاقی عمیقی روبهرو میکند.