خلاصه داستان: فرشته، دانشجوی باهوش رشته ادبیات، با شوخیهای بیپروایش سوءتفاهمهایی برای مسئولان دانشکده ایجاد میکند و از تحصیل معلق میشود. برادرش عباس که به کامپیوتر علاقه دارد، به او پیشنهاد میکند به دنبال کار برود. فرشته در یک شرکت انتشاراتی مشغول به کار میشود و عباس رباتی به نام مبارک میسازد تا در کارهای خانه کمکشان کند. این ربات ماجراهای تازهای به زندگی آنها میآورد و فرشته را در مسیر تازهای قرار میدهد.
خلاصه داستان: رحمان، جوانی ساده و شهرستانی، برای یافتن کار به تهران میآید و با فریدون آشنا میشود؛ مردی که از سادگی او سوءاستفاده کرده و او را به کار قاچاق فیلمهای ویدیویی میکشاند. رحمان پس از دستگیری توسط پلیس و آزادی با جریمه سنگین، برای گرفتن حق خود به سراغ فریدون میرود، اما ماجرا به درگیری با رشید، قاچاقچی اصلی، میکشد. در این میان، فریدون بر اثر حمله قلبی میمیرد و رحمان همراه با خواهر او به زادگاهش بازمیگردد.
خلاصه داستان: امیر جوان پس از سه سال زندان، به تازگی آزاد شده و برای شروع دوباره زندگی، در یک مبلفروشی مشغول به کار میشود. او که به دنبال آرامش و ثبات است، با هما آشنا میشود و به تدریج عشقی میان آنها شکل میگیرد. با نزدیک شدن به ازدواج، امیر روحیه و جدیت بیشتری در کار پیدا میکند و سعی در ساختن آیندهای روشن دارد. اما گذشته تاریک او و اتفاقاتی که در زندان رخ داده، دوباره سر راهش سبز میشوند و زندگی تازهاش را تهدید میکنند. او باید بین وفاداری به دوستان قدیمی و ساختن یک زندگی سالم، یکی را انتخاب کند. این انتخاب، او را با چالشهای بزرگی روبهرو میکند و نشان میدهد که هر سکه دو رو دارد؛ همانطور که زندگی امیر نیز با دو روی متفاوت از خوشبختی و خطر روبهرو است.
خلاصه داستان: در سال ۱۳۵۸، حمید، سروان خلبان تیم آکروجت نیروی هوایی، با ورود یکی از مخالفان رژیم جمهوری اسلامی به گروهی میپیوندد که قصد اجرای کودتای نوژه را دارند. اعضای گروه شامل چند خلبان، تکنسین، دکتر و تعدادی دیگر از مخالفان هستند. فیلم رابطه پنهانی روایتگر تلاشهای این گروه برای سازماندهی کودتا و تنشهای درونی و بیرونی آنان است.
خلاصه داستان: میرزا ابراهیمخان عکاسباشی که در سفر به فرنگ به سر میبرد در آرزوی ازدواج با معشوقاش (آتیه) پس از بازگشت است. او در سفر، شیفته سینماتوگراف میشود. رنجوری مظفرالدین شاه او را نگران آینده سینماتوگراف میکند و از شاه کسب تکلیف میکند. اما مظفرالدین شاه در پاسخ، او را به ناصرالدین شاه ارجاع میدهد که سالها پیش در گذشته است. میرزا ابراهیمخان در سفری خیالی به دوران ناصرالدین شاه بازمیگردد و او را در حالی مییابد که عاشق سینما شده و خود را «آکتور سینما» مینامد. در این سفر، او با چالشها و دسیسههای درباریان و محدودیتهای جامعه سنتی آن دوران روبهرو میشود و تلاش میکند تا شاه را به ساخت فیلمی سینمایی ترغیب کند. این ماجرای سوررئال، تلفیقی از تاریخ و خیال را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: لیلا در آستانه مرگ مادرش متوجه میشود که فرزند واقعی او نیست. این راز، او را به سفری پرماجرا برای یافتن هویت حقیقیاش میکشاند. در این مسیر، او با افراد مختلفی آشنا میشود و با عشق، دوستی و خیانت روبهرو میگردد. جستجوی لیلا برای پیدا کردن خانواده واقعیاش، او را به دنیایی از روابط پیچیده و رازهای پنهان میبرد. او در این سفر عاشق جوانی به نام سلمان میشود و با کمک او، پرده از اسرار گذشته برمیدارد. اما موانع زیادی بر سر راه اوست؛ از جمله افرادی که نمیخواهند حقیقت آشکار شود. داستان پر از لحظات احساسی و پیچشهای داستانی است.