خلاصه داستان: جواد، جوانی از خانوادهای متمول، شیفتهٔ دختری فقیر و قالیباف میشود. والدین او با این وصلت مخالفت میکنند، اما جواد بر رأی خود پافشاری کرده و سرانجام به دلیل ادامهٔ مخالفتها، خانوادهاش را ترک میکند. پس از آن، در حادثهای سلامت خود را از دست میدهد و زندگیاش دستخوش تحولی بزرگ میشود.
خلاصه داستان: سعید، فرزند خانوادهای متمکن، در یک حادثه رانندگی باعث مرگ مردی میشود و از صحنه میگریزد. پلیس با پیدا کردن سرنخهایی از اتومبیل، پدر سعید را به اتهام قتل بازداشت میکند. پس از روشن شدن حقیقت، سعید به جای پدر روانه زندان میشود. پدر برای جلب رضایت خانواده مقتول تلاش میکند، اما بینتیجه میماند تا اینکه بیماری کلیه همسر مقتول، علی پسرعموی سعید را بر آن میدارد تا یکی از کلیههایش را اهدا کند. این فداکاری زمینهساز آشتی و پیوندهای تازه خانوادگی میشود.
خلاصه داستان: رحمان با پولی که از مردم به بهانه تهیه مسکن به دست آورده میگریزد و در مسافرخانهای پناه میگیرد که توسط دو دوست «غلام» و «عبدالله» اداره میشود. طی حادثهای ظاهراً رحمان به قتل میرسد. مظنونین اصلی در این حادثه عبدالله و غلام هستند اما آن دو که گناهی مرتکب نشدهاند، ناچار میگریزند. ده سال بعد وقتی به شهر خود بازمیگردند در مییابند که رحمان در واقع بر اثر سکته قلبی درگذشته و قتلی در بین نبوده است. سرانجام بر اثر پیگیری هایشان پولهای ربوده شده که در جنگل پنهان شده به دست میآید.
خلاصه داستان: پس از یک انفجار مرگبار خودرویی در یکی از خیابانهای تهران، تیمی از کارآگاهان پلیس به رهبری یک افسر ارشد وارد عمل میشوند. با کمک یکی از مجروحان حادثه، هویت و شماره خودروی عامل اصلی بمبگذاری به نام تیمور ایدهلو شناسایی میشود. تیمور که سال گذشته به اتهام توزیع مواد مخدر دستگیر و به ده سال زندان محکوم شده بود، با قید ضمانت آزاد و سپس متواری گشته است. مأموران در تعقیب این مجرم خطرناک با موانع و پیچیدگیهای متعددی روبرو میشوند و هر قدم آنها را به رازهای تازهای هدایت میکند. این فیلم داستانی پرتعلیق از تلاش پلیس برای برقراری عدالت و پایان دادن به جنایتهای یک خلافکار حرفهای است.
خلاصه داستان: فیلم هوم داستان تایگر، رهبر یک اتحادیه کارگری را روایت میکند که در برابر ظلم و ستم یک تاجر ثروتمند به نام هوم میایستد. هوم پس از کشتن یکی از کارگران و عدم پرداخت حقوق آنها، با مقاومت تایگر و همکارانش مواجه میشود. این درگیری به یک نبرد طبقاتی تبدیل میشود که در آن عشق، دوستی و عدالت خواهی در هم میآمیزند.
خلاصه داستان: علی، نوجوانی که به تازگی پدرش را از دست داده، برای تأمین مخارج خانواده تصمیم میگیرد در قهوهخانهای مشغول به کار شود. او در این مسیر با سختیها و تجربههای تازهای روبهرو میشود که او را با دنیای بزرگسالی و مسئولیت آشنا میکند. فیلم «نیاز» به کارگردانی علیرضا داوودنژاد، روایتی اجتماعی از تلاش و پایداری در بستر زندگی طبقه کارگر ایران در اوایل دهه هفتاد ارائه میدهد.