خلاصه داستان: داستان «ستارگان روی زمین» درباره پسر هشت سالهای به نام ایشان است که به دلیل ناتوانی در خواندن و نوشتن، همواره توسط معلمان و حتی خانوادهاش به عنوان شاگردی تنبل شناخته میشود. او که در مدرسه معمولی موفق نیست، پدرش او را به مدرسهای شبانهروزی میفرستد تا با نظم بیشتری درس بخواند. اما در آنجا نیز همین چالشها ادامه مییابد و اشتیاق به زندگی و درس در مرز نابودی قرار میگیرد. تا اینکه معلم هنری جدیدی وارد مدرسه میشود و با شیوهای متفاوت و مهربانانه، راز مشکلات ایشان را کشف میکند و دنیایی تازه به رویش میگشاید. این داستان بر تغییر دیدگاه نسبت به کودکان با استعداد متفاوت تمرکز دارد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «رنگ فداکاری» درباره دختر جوان انگلیسی به نام سو که برای ساخت یک مستند تاریخی به هند سفر میکند، آغاز میشود. او قصد دارد با گروهی از دانشجویان هندی، فیلم مستندی درباره مبارزات آزادیخواهان هندی در گذشته بسازد. این دانشجویان ابتدا با بیتفاوتی به سرنوشت کشورشان نگاه میکنند، اما در حین ساخت فیلم و آشنایی با واقعیتهای تاریخی، به تدریج روحیه فداکاری و آرمانگرایی در آنها بیدار میشود. این آشنایی نسل جوان را به چالشی بزرگ با بیعدالتی و ناکارآمدی جامعه مدرن میکشاند و مسیر زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: داستان «فیلم لیلی و مجنون» (Laila Majnu) روایتی مدرن از عشق کلاسیک و جاودانه لیلی و مجنون است که در بستر امروزی هند شکل میگیرد. این فیلم ماجرای دو جوان به نامهای قیس (با بازی آبرار قازی) و لیلی (با بازی تریپتی دیمری) را روایت میکند که از دوران کودکی در یک شهر کوچک کشمیر عاشق یکدیگر میشوند. با این حال، خشونت و دشمنی های دیرینه بین دو خانواده، آنها را از هم جدا کرده و مسیر این عشق را به چالش میکشد. قیس دلباخته لیلی میشود، اما با مقاومت خانوادهها و فشارهای اجتماعی روبرو میشوند. داستان نشان میدهد که چگونه عشق خالصانه در برابر موانع و خشونتهای دنیای امروز، آنها را به سمت جنون میبرد. در این مسیر، شخصیتها تصمیمات دشواری میگیرند که سرنوشتشان را تغییر میدهد و تماشاگر را با سایههای غم و زیبایی عشق آشنا میکند.
خلاصه داستان: آویناش که به همراه دوست قدیمیاش شوکت، در سفری جادهای از بنگلور به مقصد کوچی راهی میشود، ناگهان با اشتباه عجیبی روبرو میگرده. پدر آویناش به تازگی فوت کرده، اما متوجه میشوند که جنازه تحویل داده نشده و اشتباهاً جسد فرد دیگری را برداشته اند. آویناش و شوکت که برای انجام درست کار به کوچی میروند، در این مسیر فیلم کاروان را شکل میدهند. سفر آنها پر از ماجراهای پیشبینی نشده، شخصیتهای جالب طنزآمیز دیگر و لحظات احساسی است. این سفر جادهای، که با بازی خوب آیروفان خان و دولکر سلمان همراه است، به تدریج دوگانگی بین مرگ و زندگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان «فیلم سیلی» درباره زندگی زن جوانی به نام آمریتا است که با همسرش و مادر شوهرش در خانهای ساده زندگی میکند. زندگی او شاد و بیحاشیه به نظر میرسد، تا این که در یک مهمانی، همسرش عصبانی و در مقابل مهمانان به او سیلی میزند. این سیلی نه تنها بر چهرهاش، بلکه روی کل زندگی و اعتماد به نفسش تأثیر میگذارد. آمریتا که عزت خود را زیر پا میبیند، تصمیم میگیرد برای احقاق حق خود و برای بازگرداندن شخصیت و شأن خود به دادگاه برود. در این مسیر، داستان چهار زن دیگر را میشنویم که هر یک در نوع خود با ظلم و بیعدالتی مواجهاند. این فیلم به بررسی پیامدهای روانی و اجتماعی سیلی و کشاندن زندگی یک زن عادی به تأمل عمیق درباره حقوق و کرامت انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: داستان فیلم برادر باجرانگی دربارهٔ مردی هندی به نام پاوان راگهارا با بازی سلمان خان است که به دلیل روحیه جوانمردانه و اعتقادات مذهبی، همیشه به دیگران کمک میکند. او ناگهان با یک دختر بچه ناشنوا به نام شهیده (شاه جهان) روبرو میشود که زبان اشاره را بلد نیست و از پاکستان به هند گم شده است. پاوان که متوجه میشود این دختر باید به خانواده اش در پاکستان بازگردد، تصمیم میگیرد با تمام مشکلات سیاسی و اجتماعی، او را همراهی کند. این سفر پر از موانع، خنده، و اشک باعث میشود که نهتنها رابطه عمیقی میان پاوان و شهیده شکل گیرد، بلکه نشان میدهد مرزهای سیاسی نمیتوانند عشق و انسانیت را محدود کنند.