خلاصه داستان: داستان فیلم «تنها در شب» در یک عمارت بزرگ و دورافتاده در شمال هند روایت میشود، جایی که راگوبیر سینگ، یک پاتریارک قدرتمند و مسن در یک جشن عروسی به قتل میرسد. بازرس جاتیل یاداو (با بازی نوازودین صدیقی) مأمور تحقیق در این پرونده میشود و در حالی که دفتر پلیس محلی را تحت فشار قرار داده است او برای حل قتل به خانه میرسد. جاتیل با خانواده پیچیده و پر رمز و راز راگوبیر سینگ مواجه میشود؛ همسران مختلف، خواهرزادهها و خدمتکارانش همگی رازهایی دارند و به یکدیگر مشکوکاند. در طول تحقیقات، او عاشق مهناز، بیوه جوان راگوبیر میشود و همزمان سایههایی از فساد پلیس، طبقات پایین و توطئههای خانوادگی را کنار میزند. با هر سرنخ جدید، جاتیل میفهمد که قتل فقط آغاز یک داستان تاریکتر است و در نهایت برای آشکار کردن حقیقت باید جانش را به خطر بیندازد.
خلاصه داستان: داستان فیلم حلال به روایت مرگ ناگهانی و عجیب یک دختر دانشجو میپردازد. پدرش دکتر شیو برای کشف حقیقت این واقعه، مسیری پرپیچوخم را طی میکند. در این مسیر، یک پلیس مرموز نیز او را همراهی میکند تا اینکه حقایق تکاندهندهای فاش میشود. این فیلم معمایی جنایی، مخاطب را تا پایان درگیر معماهای خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: داستان فیلم گونجان ساکسنا: دختر کارگل، روایت زندگی واقعی یک دختر جوان هندی است که رویای پرواز در آسمان را در سر میپروراند. او در خانوادهای سنتی اما حامی بزرگ میشود و با پشتکار و اراده، وارد نیروی هوایی هند میشود. در بحبوحه جنگ کارگل در سال ۱۹۹۹، او به عنوان اولین خلبان زن هندی، موفق میشود ماموریتهای خطرناک جستجو و نجات را در خط مقدم جبهه انجام دهد. این فیلم نشاندهنده تلاش او برای شکستن کلیشههای جنسیتی و اثبات تواناییهایش در یک محیط کاملاً مردانه است.
خلاصه داستان: آقا کرم از دوران کودکی استعدادی ویژه در تقلید صدای زنانه دارد و به همین خاطر در نمایشنامههای اساطیری نقشهای اصلی زن را ایفا میکند. اما حالا که بیکار شده، برای پرداخت بدهیهای پدرش مجبور میشود در یک آژانس تلفنی همسریابی که فقط خانمها در آن کار میکنند، خود را به جای دختری به نام پوجا جا بزند. او با صدای زنانه خود خیلی زود طرفداران زیادی پیدا میکند و درگیر ماجراهای خندهدار و عاطفی میشود.
خلاصه داستان: فیلم منچ روایتگر چهار داستان متفاوت و در عین حال مرتبط است که هر کدام شخصیتهایی با انگیزهها و سرنوشتهای گوناگون را دنبال میکنند. دو موجود مرموز که نقش ناظرانی فرازمینی را دارند، تعاملات این شخصیتها را زیر نظر گرفته و بر روند وقایع تأثیر میگذارند. این شخصیتها مانند مهرههای بازی منچ، شاید در ابتدا بیفایده به نظر برسند، اما در طول داستان تغییرات بزرگی در سرنوشت یکدیگر ایجاد میکنند.
خلاصه داستان: داستان فیلم عکس رنگی در دهه نود میلادی و در کشور هندوستان روایت میشود. این اثر درام عاشقانه درباره دو جوان از خانوادهها و طبقات اجتماعی متفاوت است که در جریان یک رویداد روزمره با یکدیگر آشنا میشوند. شخصیتهای اصلی، با وجود تفاوتهای شخصیتی و دیدگاههای گوناگون، به تدریج احساسی عمیق را در قلب خود پرورش میدهند. اما این عشق نوپا با موانعی از جمله سنتهای خانوادگی و فشارهای اجتماعی روبرو میشود. تغییر در زندگی هر دو نفر از همین نقطه آغاز میشود و آنها را به سفری از کشف خود و دیگری میکشاند. داستان بدون اسپویل به پیچیدگیهای رابطهای میپردازد که شاید برای بسیاری آشنا باشد.