خلاصه داستان: مقدَر یک شب به طور ناگهانی درگذشت. علت مرگ، خونریزی مغزی بود. به گفته خواهرش، قاتلان اندازههای متفاوتی دارند. پشت همه این اتفاقات، شیاطین قرار دارند.
خلاصه داستان: دیلک، زن خانهداری که زندگی آرامی با همسرش عمر دارد، ناگهان حضور نیرویی شوم و ناشناخته را در اتاقی از خانهشان احساس میکند. در ابتدا عمر این احساسات را ناشی از توهم و استرس میداند و از پذیرفتن آن سر باز میزند، اما با گذشت زمان، نشانههای حضور یک موجود ماوراءالطبیعه باستانی آشکار میشود. دیلک درمییابد که به وسیله جنها نفرین شده و برای نجات خود و خانوادهاش باید راز این نفرین را کشف کند. تلاش برای درک منشأ این نیروی اهریمنی، آنها را با حقایق تلخی از گذشتهای تاریک روبهرو میکند. «دابه ۵: نفرین شیاطین» روایتگر تقلای انسانی در برابر نیروهای فراطبیعی است؛ سفری پر از وحشت و تعلیق که مرز میان واقعیت و خرافه را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: گالیب که در دل تراژدی به دنیا آمده است، از یک فرد مطرود روستایی به نابغه جنایی با لقب «توفان» در بنگلادش دهه ۹۰ تبدیل میشود. هنگامی که مقامات به او نزدیک میشوند، برای حفظ امپراتوری خود به اقدامات ناامیدانهای دست میزند و بازی خطرناکی از قدرت و هویت را آغاز میکند.
خلاصه داستان: دهه ۱۹۶۰، هلند. توماس هنوز نمیداند، اما او قدرتهای ویژهای دارد. این پسر ۹ ساله چیزهایی میبیند که دیگران قادر به دیدن آن نیستند. او در خانوادهای سختگیر و مذهبی زندگی میکند که در آن پدرش، که اغلب به کلام خدا استناد میکند، به خشونت متوسل میشود. با رشد حس بیعدالتی در وجود توماس و اشتیاقی که برای آزادی در او شکل میگیرد، او شروع به نوشتن «کتاب همه چیز» میکند. در این کتاب، توماس برای مجازات پدرش آرزو میکند و با مجموعهای از شخصیتهای عجیب و غریب روبرو میشود: عیسی مسیح، زنی معلق در هوا با گربهای که عاشق پیانو است، ماهیهای استوایی که در کانالهای شهری شنا میکنند، یک جادوگر جوان یکپای ساکن خانه کناری و بسیاری دیگر.
خلاصه داستان: قطعاتی از زندگی آنتونیا، یک عکاس جوان برای یک روزنامه محلی در جزیره کورسیکا. تعهدات، دوستان و عشقهای او با رویدادهای سیاسی بزرگ جزیره در هم میآمیزد، از دهه ۱۹۸۰ تا آستانه قرن بیست و یکم. این یک نقاشی دیواری از یک نسل است.
خلاصه داستان: فیلم زادبوم به کارگردانی ابوالحسن داوودی، روایتگر داستان خانوادهای ازهمگسسته است که هر یک به نوعی با زادگاه، سیاست و هویت گمشدهی خود درگیرند. بیژن، شخصیت اصلی داستان، پس از شکست در انتخابات دچار عارضهی مغزی میشود. این اتفاق بهانهای میشود تا همسرش مریم، او را از فضای شلوغ سیاسی به جزیرهی قشم و محیطی آرام منتقل کند. در این سفر، اعضای خانواده با گذشتهی خود و یکدیگر مواجه میشوند و تلاش میکنند روابط ازهمپاشیدهشان را بازسازی کنند. فیلم با نگاهی به مفاهیم تعلق، خاطره و تغییر، لایههای پنهان زندگی این خانواده را در بستر اجتماعی ایران به تصویر میکشد.