خلاصه داستان: جَس و خواهرش لورا برای یک تعطیلات آخر هفته به خانهای در حومه شهر میروند تا از شلوغی روزمره فاصله بگیرند. اما آرامش آنها با حضور گروهی از مردان محلی که قصد آزار و ارعاب دارند، به هم میریزد. این برخورد به فاجعه میانجامد و لورا توسط آنها به قتل میرسد. جَس که پیکر بیجان خواهرش را پیدا میکند، در غم و خشم فرو میرود. او که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، تصمیم میگیرد به تنهایی انتقام خون خواهرش را از اعضای آن باند بگیرد. جستجوی او برای یافتن عاملان این جنایت، او را به مسیری تاریک و خطرناک میکشاند و در این راه، او باید با ترسهای درونیاش نیز روبرو شود.
خلاصه داستان: پس از ماجراهای «یخزده»، آنا و السا میخواهند در آرِندل یک شروع تازه داشته باشند و قلعه را کمی راحتتر و صمیمیتر کنند. در حالی که آنها برای رهایی از قید و بندهای سنت تلاش میکنند، دوک وِزلتون همراه با گروهی از پافینهای تهدیدکننده، نقشههای دیگری برای خانه محبوب آنها در سر دارد.
خلاصه داستان: رویا خوار داستان یک فیلمساز را روایت میکند که برای مستندسازی پاراسومنیای شدید دوست پسرش، تعطیلات را در کلبهای دورافتاده در دل جنگل میگذراند. او در تلاش است تا رفتارهای شبانهی مرموز و گاه ترسناک همسرش را ثبت کند، اما به تدریج متوجه میشود که این اختلال خواب ساده نیست و ریشه در رازهای تاریکی دارد که آرامش آنها را به هم میریزد. با پیشروی شبها، مرز میان واقعیت و کابوس کمرنگتر میشود و این مستند به آزمونی برای بقای رابطهی آنها تبدیل میگردد.
خلاصه داستان: داستان بابی سندرز، بازیکن سابق هاکی که حالا به یک بانکدار جوان تبدیل شده است، را دنبال میکند، چرا که او در دنیای عجیب و غریب و تا حدودی سورئال امور مالی سطح بالا سیر میکند و با معنای زندگی در این قفس طلایی روبرو میشود.
خلاصه داستان: یک تیم سابق عملیات مخفی، پس از سالها دوری، دوباره گرد هم میآیند تا یک سرقت ناامیدانه را برای نجات جان دختر هشت ساله رهبرشان انجام دهند. این مأموریت غیرممکن به نظر میرسد، اما اعضای تیم برای رسیدن به هدف، وارد یک بازی مرگبار با دشمنان قدیمی و نیروهای خطرناک میشوند. هر یک از اعضا مهارتهای ویژهای دارند، اما گذشته پر از راز و خیانت آنها، این مأموریت را به یک درگیری شخصی تبدیل میکند. در میان تعقیبها، انفجارها و نبردهای تنبهتن، وفاداریها زیر سؤال میرود و مرز بین دوست و دشمن کمرنگ میشود. فیلم گربه وحشی روایتی پرتنش از فداکاری، اعتماد و ارادهای است که برای نجات یک زندگی، همه چیز را به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: باب، یک انقلابی سابق که در انزوا و پارانویا به سر میبرد، با دخترش ویلا زندگی میکند. پس از ۱۶ سال، دشمن قدیمی و شیطانی او دوباره ظاهر میشود و ویلا ناپدید میگردد. باب برای پیدا کردن دخترش مجبور میشود با گذشته خود مواجه شود و در این مسیر، پدر و دختر هر دو با عواقب تلخ زندگی سابق دست و پنجه نرم میکنند.