خلاصه داستان: یک مرد میانسال که سالها از ورزش حرفهای دور بوده، تصمیم میگیرد برای رهایی از یکنواختی زندگی روزمره، به تیم هاکی لیگ آبجوی محلی بپیوندد. او در مسیر بازگشت به میدان، با چالشهای فیزیکی و روحی متعددی روبهرو میشود و در خلال بازیهای شبانه، دوستیهای تازهای شکل میدهد. این فیلم کمدی-درام، تلاش برای احیای رویاهای ازدسترفته و یافتن معنا در لحظات ساده را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: سانتوش کومار ملقب به جیمز، مدیر یک شرکت خصوصی تامین امنیت است. او در جریان ماموریت محافظت از یک مشتری مهم، ناخواسته وارد جنگی تمامعیار با خطرناکترین دلالان مواد مخدر آسیا میشود. جیمز برای نجات جان خود و اطرافیانش باید از تمام مهارتهای رزمی و تاکتیکی خود استفاده کند.
خلاصه داستان: دختری جوان به نام ایوا برای برآورده کردن آرزوی مادر بیمارش، تصمیم به ازدواج گرفته است. در این میان او خود را میان سه خواستگار گرفتار میبیند، نامزد سابقش آدام، یک هنرمند خیابانی مرموز و یک میلیاردر عجیب و غریب. اما این در حالی است که آدام همچنان امیدوار است که با تلاش سخت برای 78امین بار مورد بخشش ایوا قرار گرفته و نظرش را عوض کند. حال باید دید آیا آدم میتواند از این فرصت برای نجات عشق واقعی خود استفاده کند؟
خلاصه داستان: یک مأمور عملیات ویژه بازنشسته به نام جیکوب و یک مأمور مبارزه با مواد مخدر به نام سارا، هر کدام به صورت جداگانه برای متوقف کردن یک سازمان تروریستی سایبری فراخوانده میشوند. این سازمان با ساخت یک ماشین خطرناک، تهدید کرده است که به شبکه برق جهانی حمله کرده و فاجعهای عظیم ایجاد کند. جیکوب و سارا در حالی که با گذشته خود دست و پنجه نرم میکنند، باید با یکدیگر همکاری کنند تا جلوی این فاجعه را بگیرند. اما آیا میتوانند به موقع به این تهدید پایان دهند؟
خلاصه داستان: لورل و هاردی که به تازگی یک مغازه تعمیرات الکتریکی راهاندازی کردهاند، در همسایگی خود با یک فروشگاه پوشاک مردانه مواجه میشوند. صاحب فروشگاه که مردی بدخلق است، از همان ابتدا با آنها سر ناسازگاری میگذارد. یک سوءتفاهم ساده باعث میشود که لورل و هاردی به اشتباه وارد فروشگاه همسایه شوند و با صاحب آن درگیر شوند. این درگیری به سرعت به یک جنگ تمامعیان تبدیل میشود و هر دو طرف با استفاده از وسایل موجود در مغازهها، ضربات و شوخیهای فیزیکی کمدی را به یکدیگر وارد میکنند. در این میان، همسر صاحب فروشگاه نیز وارد ماجرا میشود و اوضاع را پیچیدهتر میکند. این فیلم کوتاه نمونهای کلاسیک از کمدی فیزیکی و موقعیتهای بامزه لورل و هاردی است که با دیالوگهای کم و حرکات بزلهورانه، مخاطب را به خنده میاندازد.
خلاصه داستان: پیرمردی که در تنگنای مالی شدیدی قرار گرفته و برای گذران زندگی و حل مشکل معیشت خود، به راه حلی غریب و غیرمنتظره میرسد. او تصمیم میگیرد دست به نوعی خودفروشی زده و اعضای بدن خود را به حراج بگذارد. این تصمیم عجیب، او را در مسیری پر از چالشهای اخلاقی، اجتماعی و عاطفی قرار میدهد. در این میان، اطرافیان و خانوادهاش هر یک واکنش متفاوتی نشان میدهند و او باید با پیامدهای این انتخاب جسورانه روبرو شود. فیلم جان به حراج روایتی تأملبرانگیز از فقر، ناامیدی و مرزهای اخلاقی در جامعه مدرن است.