خلاصه داستان: فیلم نوامبر روایتی پرتنش از پنج روز حساس و نفسگیر را به تصویر میکشد؛ پنج روزی که پس از حملات تروریستی خونین پاریس در نوامبر ۲۰۱۵، واحدهای ضدتروریسم فرانسه برای یافتن عاملان این فاجعه و جلوگیری از حملات بعدی وارد یک عملیات پیچیده و خطرناک میشوند. این فیلم با نگاهی واقعگرایانه به تلاشهای شبانهروزی مأموران امنیتی، درگیریهای انسانی و تصمیمهای دشوار در بحبوحه بحران میپردازد و مخاطب را به دل یکی از مهمترین عملیاتهای ضدتروریستی اروپا میبرد.
خلاصه داستان: من پنگوئن گمشدهای از آلودگی نفتی دریا نجات پیدا میکند و زندگی ماهیگیر دلشکستهای را زیرورو میکند. طولی نمیکشد که آن دو دوستانی جدانشدنی میشوند و حتی اقیانوس وسیع هم نمیتواند میان آنها جدایی بیندازد.
خلاصه داستان: فیلم ماهاراج روایتی از یک روزنامهنگار جوان و جسور در بمبئی قرن نوزدهم است که جرئت میکند علیه یک رهبر مذهبی قدرتمند و محبوب که متهم به سوءاستفاده از پیروانش است، قلم بزند. او با انتشار مقالاتی پرسشبرانگیز، دادگاهی تاریخی را رقم میزند که پایههای یک نهاد مستحکم اجتماعی را به لرزه درمیآورد. این فیلم درام بر اساس یک پرونده واقعی، مبارزه برای حقیقت و عدالت را در برابر فشارهای اجتماعی و سیاسی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: ناصر خاوری و نامزدش سیمین که هر دو پزشک هستند، به عنوان مددکار اجتماعی نیز فعالیت میکنند. دکتر خاوری همواره خاطره دردناکی از غرق شدن دوستش بهروز را به یاد میآورد و از این که شنا بلد نبوده تا او را نجات دهد دچار عذاب وجدان است. او در مسیر کمک به دیگران، با چالشهای تازهای روبهرو میشود که او را به تأملی عمیق دربارهی گذشته و مسئولیتهایش وا میدارد. فیلم «بلوغ» داستانی انسانی و تأثیرگذار دربارهی رشد فردی و اجتماعی است.
خلاصه داستان: پنج دوست جوان به همراه راهنمای خود، سفری ماجراجویانه آخر هفتهای را به تپههای کولیمالای آغاز میکنند. اما با نادیده گرفتن هشدارها، وارد منطقهای ممنوعه میشوند و ناخواسته، راز تاریکی را در دل جنگل بیدار میکنند. این سفر که قرار بود خاطرهای فراموشنشدنی باشد، به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. دوستان در میان درختان انبوه و سکوت مرموز جنگل، با موجودی افسانهای به نام «پچی» روبهرو میشوند که ظاهراً محافظ منطقه است. آنها باید برای بقا بجنگند و در عین حال حقیقت را درباره این موجود و گذشته تاریک منطقه کشف کنند. هر قدم آنها را به عمق خطر میبرد و اعتماد به یکدیگر تنها راه نجاتشان است. آیا میتوانند از این مهلکه جان سالم به در ببرند و راز پچی را فاش کنند؟
خلاصه داستان: روت، روزنامهنگار آمریکایی، به همراه پدرش ادک برای بازدید از مکانهای دوران کودکی او به لهستان سفر میکند. اما ادک، که از بازماندگان هولوکاست است، از زنده کردن دوباره خاطرات دردناک خود امتناع میکند و با ایجاد موانع، سفر را مختل میکند و بهطور ناخواسته موقعیتهای خندهداری را به وجود میآورد.