خلاصه داستان: زخمهایی که مدتها پنهان مانده بودند، دوباره سر باز میکنند، زمانی که ستاره مشهور پاپ «مادر مری» در آستانه اجرای بازگشتش، با دوست صمیمی جداافتاده و طراح لباس سابقش، «سم انسلم»، دوباره دیدار میکند. این دیدار ناگهانی، خاطرات تلخ و شیرین گذشته را زنده میکند و مری را با پرسشهایی درباره هویت، عشق و هنر روبهرو میسازد. در حالی که او تلاش میکند میان زندگی شخصی و حرفهای خود تعادل برقرار کند، روابطش با اطرافیان، بهویژه سم، دستخوش تغییراتی پیچیده میشود. داستان به کاوش در مفهوم موفقیت، فداکاری و معنای واقعی خوشبختی میپردازد و مخاطب را با خود به دنیای پر زرقوبرق موسیقی و پشتپردههای آن میبرد.