خلاصه داستان: در زمستانی سرد و برفی، اسماعیل، جوانی روستایی، برای تهیه داروی پدر بیمارش راهی شهر میشود. معلم روستا که سالها پیش در درگیری با گرگها یکی از پاهایش را از دست داده، و جوانی به نام رحمان نیز او را همراهی میکنند. اما در میان راه، معلم از آن دو جدا میشود و اسماعیل و رحمان با خطرات و موانع طبیعی بسیاری روبهرو میشوند. این سفر پرمشقت، آزمونی برای اراده و انسانیت آنان است و در دل برف و کولاک، پیوندهای تازهای میان شخصیتها شکل میگیرد. فیلم جاده های سرد روایتی از ایثار، امید و مقاومت در برابر سختیهای زندگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان درباره ربکا اوونز است؛ فارغالتحصیل رشته علوم تشریحی و کفنودفن که شغلی شبانه در سردخانه ریور فیلدز به دست میآورد. اما کاری که در ابتدا کاملاً عادی به نظر میرسد، خیلی زود رنگ و بویی ترسناک و شوم به خود میگیرد، زیرا او با نیروهای ماورایی وحشتناکی روبهرو میشود.
خلاصه داستان: زینال پس از بیست سال اسارت آزاد میشود و به وطن بازمیگردد. او که در آغاز جنگ همسرش هانیه را از دست داده بود، به همراه یحیی گروه مقاومت محلی تشکیل میدهد. در جریان حملات هوایی و زمینی دشمن، مسئولیت انتقال گاوصندوقی به او سپرده میشود که تصور میرود اسناد مهمی در آن است. زینال با وجود از دست دادن یارانش، گاوصندوق را به دست میرساند، اما در نهایت یحیی برای حفظ آن جان خود را فدا میکند و زینال به اسارت عراقیها درمیآید. این فیلم روایتی حماسی از مقاومت، ایثار و عشق در بستر جنگ تحمیلی است.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ تحمیلی، ارتباط خط کمین با نیروهای خودی توسط دشمن قطع شده و احتمال سقوط منطقه بسیار زیاد است. مقابله و مقاومت نیروها در مقابل دشمن نیازمند حضور دیدهبانی است که بتواند آتش سنگین توپخانه را هدایت کند. عارفی برای پیوستن به خط کمین و انجام این مأموریت حیاتی، باید از مسیری عبور کند که زیر آتش شدید دشمن عراقی قرار دارد. او با وجود خطرات فراوان، عازم این سفر پرمخاطره میشود تا با جانفشانی، راه را برای نجات نیروهای خودی باز کند. فیلم دیده بان روایتی از ایثار و شجاعت در شرایط دشوار جنگی است.
خلاصه داستان: در قرن یازدهم پیش از میلاد، دانشجویی جوان از دانشگاه شیراز به کاپیتان سلیمان میپیوندد و در سفری دریایی پرماجرا راهی چین میشود. او در این مسیر با چالشها و رویدادهای غیرمنتظرهای روبهرو میشود که دیدگاهش را نسبت به جهان تغییر میدهد. این سفر نه تنها او را با فرهنگهای گوناگون آشنا میکند، بلکه او را به درکی تازه از زندگی و روابط انسانی میرساند. در میان طوفانها و درگیریها، او عشق، دوستی و شجاعت را تجربه میکند و در نهایت به حقیقتی درباره خود و سرنوشتش دست مییابد.
خلاصه داستان: رای بازِ «صابر»، جوان جنگزده جنوبی پس از نه سال صادر میشود. او طی ۴۸ ساعت مرخصی قصد دارد تا همراه با «آنکل» همبند سابقش در تهران بزرگ، از «شریف» همکار سابقش انتقام گرفته و...