خلاصه داستان: فیلم هیومینت داستانی جاسوسی و جنایی را در شهر مرزی ولادیوستوک روسیه دنبال میکند؛ جایی که شبکهای بزرگ برای قاچاق مواد مخدر و انسان، زنان کرهای را هدف گرفته است. «مدیر زو»، مامور کارکشته اطلاعاتی کره جنوبی، برای نفوذ به این شبکه از یک زن اهل کره شمالی به عنوان خبرچین انسانی کمک میگیرد. همزمان، افسر امنیتی دیگری از کره شمالی برای بررسی ناپدید شدن مردم کشورش وارد ولادیوستوک میشود. این دو مامور که به بیاعتمادی و رقابت عادت دارند، در مسیر پرونده با موقعیتی پیچیده روبهرو میشوند که نگاهشان به دشمن و همکاری را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: سینگ، مبارز سابق مویتای و راننده کامیون، رؤیای بازنشستگی دارد تا در آرامش کنار نامزدش، رین، زندگی کند. اما شیوع ویروسی مرموز همهچیز را تغییر میدهد و حمله مرگبار مردگان متحرک، مسیر زندگی او را به مبارزهای سخت تبدیل میکند. سینگ در میان آشوبی فزاینده باید با خطری روبهرو شود که فقط شهر و اطراف آن را تهدید نمیکند، بلکه آرامش و رابطهاش را نیز به چالش میکشد. «زیام، زامبی در زیام» با ترکیب اکشن، ترسناک و علمیتخیلی، داستانی پرتنش و احساسی را دنبال میکند و جزئیات مهم گره اصلی را برای تماشای فیلم باقی میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم پیرزنی با چاقو داستان زنی میانسال را دنبال میکند که سالهای زیادی از عمرش را در سایه و بهعنوان یک قاتل حرفهای گذرانده است. او حالا در نقطهای قرار دارد که میان غریزههای مرگبار گذشته و میل به داشتن زندگی آرامتر، راه روشنی پیش روی خود نمیبیند. کنار گذاشتن سلاح، گذشته را از میان نبرده و ورود تهدیدهایی تازه، خاطرات و مهارتهایی را به او یادآوری میکند که تلاش داشته از آنها فاصله بگیرد. این زن ناچار میشود دوباره به تواناییهای خطرناک خود فکر کند؛ تصمیمی که او را با چالشهای روانی و موقعیتهایی پرتنش روبهرو میسازد.
خلاصه داستان: در فیلم سیل بزرگ، یک پژوهشگر هوش مصنوعی همراه با فرزندش در شهری گرفتار میشوند که فروپاشی آن با بالا آمدن سریع آبها همزمان شده است. خیابانها و ساختمانها دیگر امنیت سابق را ندارند و هر لحظه، مسیر تازهای برای بقا دشوارتر میشود. مادر و فرزند باید در میان آشفتگی، خطرهای پیاپی و کاهش امید، راهی برای ادامه دادن پیدا کنند. زمان علیه آنهاست و تصمیمهایشان فقط به نجات خودشان محدود نمیشود. این فیلم با تمرکز بر رابطه خانوادگی و تلاش برای زنده ماندن، داستانی پرتنش را شکل میدهد و بدون آشکار کردن گره اصلی، مخاطب را تا پایان در فضای بحران نگه میدارد.
خلاصه داستان: «مانتیس» درباره یکی از مرگبارترین قاتلان حرفهای است که پس از مدتی دوری، به جهانی بازمیگردد که قانون و نظم در آن فروپاشیده است. بازگشت او خیلی زود به رقابتی بیرحمانه گره میخورد؛ رقابتی که در آن دوست و رقیب قدیمیاش، جائهیی، نیز حضور دارد. در همین زمان، دوکگو، قاتل افسانهای بازنشسته، دوباره وارد میدان میشود و موازنه قدرت را تغییر میدهد. تلاش برای رسیدن به عنوان برترین قاتل، سه شخصیت را در مسیری پرتنش قرار میدهد؛ مسیری که غرور، قدرت و جان آنها را به چالش میکشد، بدون آنکه سرنوشت نهایی این نبرد از ابتدا روشن باشد.
خلاصه داستان: هامین، جوانی ۱۸ساله، هنگام خوردن غذای خانگی مادرش با عددی عجیب روبهرو میشود؛ عددی که مقابل چشمانش ظاهر شده و با هر لقمه کاهش پیدا میکند. شمارش از ۳۶۵ آغاز میشود و هامین تصور میکند این عدد، زمان باقیمانده از زندگی مادرش را نشان میدهد. او برای جلوگیری از رسیدن شمارش به صفر، از غذاهای دستپخت مادر فاصله میگیرد و زندگیاش را تحت تأثیر این ترس پیش میبرد. سالها بعد، زمانی که هامین برای ساختن زندگی مستقل و تجربه عشق تلاش میکند، با حقیقتی غیرمنتظره روبهرو میشود که برداشت او از آن اتفاق را تغییر میدهد.