خلاصه داستان: فیلم مهاجر روایتگر تلاش خلبانان ایرانی در خلال جنگ تحمیلی است که با بهرهگیری از هواپیماهای بدون سرنشین کنترل از راه دور، مأموریتهای شناسایی حساسی را در عمق خاک دشمن انجام میدهند. به دلیل محدودیت برد دستگاههای کنترل، دو خلبان در دو ایستگاه جداگانه مستقر میشوند و هواپیما را در میانه راه به یکدیگر تحویل میدهند. خلبان نفوذی با وجود درگیریهای شدید و خطرات مرگبار، با مهارت تمام عملیات را پیش میبرد و در نهایت برای حفظ موفقیت مأموریت، جان خود را فدا میکند. داستان فیلم با نگاهی انسانی به ایثار و تعهد، لحظات نفسگیری از جنگ و تلاش برای بقا و پیروزی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو جوان که با یک باند خرید و فروش ارز همکاری دارند، هنگام انتقال محمولهای از ارز قاچاق، ساکی حاوی چهل و پنج هزار پوند را از دست مأموران در میربایند. وسوسهی ثروت ناگهانی آنها را بر آن میدارد تا نقشهای بکشند و پول را برای خود بردارند. اما اعضای باند که متوجه خیانت میشوند، به تعقیب آنها میپردازند و یکی از آن دو را به ضرب چاقو از پا در میآورند. در حالی که آنها درگیر این ماجرای پرتنش هستند، پلیس نیز در تعقیب آنهاست. در نهایت، پیش از آنکه دستشان به نفر دوم برسد، همگی در دام قانون گرفتار میشوند و بازی مرگبار آنها با شکست به پایان میرسد.
خلاصه داستان: نمو، پسر بچهای کنجکاو، هر شب کابوس لوکوموتیوی دودزا را میبیند که او را تعقیب میکند. یک روز، سیرک عجایب به شهرشان میآید و نمو را به سرزمین خواب دعوت میکند. او در آن سرزمین جادویی با پادشاه مهربان و هیولاهای بامزه آشنا میشود. اما کنجکاوی بیش از حد او باعث میشود درِ ممنوعه را باز کند و خوابهای شیرین را به کابوسهایی تاریک تبدیل کند. حالا نمو باید با کمک دوستانش، طلسم را بشکند و سرزمین خواب را نجات دهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره دو جوان ایلیاتی است که پس از یک ترور نافرجام، به اعدام محکوم میشوند. یکی از آنها فرزند اسفندیار ایلخانی و دیگری فرزند مراد میرشکار است که در پایتخت با معرکهگیری روزگار میگذراند. اسفندیار به مادران آنها میگوید که فرزندانشان هنگام فرار از زندان کشته شدهاند، اما حقیقت چیز دیگری است. این فیلم با نگاهی به آیینها و باورهای عشایری، روایتی از انتقام، بخشش و پیوندهای خانوادگی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: نصرالله مددی، مردی ساده و خوشنیت، پس از آنکه تمام سرمایهاش را صرف خرید قطعه زمینی میکند که قبلاً به شخص دیگری فروخته شده، با بحران مالی سختی روبهرو میشود. او که به جای رسیدن به آرامش، اکنون در گرداب بدهی و ناامیدی گرفتار شده، تصمیمی بنیادین میگیرد: تبدیل شدن از قربانی به عامل کلاهبرداری. نصرالله با همراهی دو مجرم حرفهای، دست به یک کلاهبرداری تازه میزند: فروش یک تاکسی زرد به خریداران مختلف، سپس دزدیدن آن از ایشان و فروش مجددش به قربانی بعدی. در این مسیر پرپیچوخم، او تجربهای دوگانه از جرم و عواقبش را از سر میگذراند و طبیعت انسان را در برخورد با وسوسه و پشیمانی به تصویر میکشد. اما آیا این راه به زندگی بهتری که برای خانوادهاش آرزو دارد، ختم میشود یا او را به ورطهای عمیقتر میکشاند؟
خلاصه داستان: مشکینی، کارمند بخش تحقیق و سرقت اداره بیمه، در زندگی شخصی خود با مشکلات روحی و روانی دستوپنجه نرم میکند. پروندهای برای رسیدگی به او سپرده میشود که به سرقت بزرگی از یک جواهرفروشی مربوط است. صاحب جواهرفروشی که با این پرونده در ارتباط است، به مشکینی پیشنهاد رشوه میدهد؛ اما او درگیر یک دوراهی اخلاقی و حرفهای میشود. همزمان، دختری به نام افسون وارد زندگی او میشود و این ملاقات، مسیر زندگی مشکینی را دستخوش تحولی غیرمنتظره میکند. او باید میان انجام وظیفه، مقاومت در برابر وسوسهها و یافتن آرامش روانی، راهی برای برونرفت از این پیچیدگیها بیابد. داستان فیلم افسون با نگاهی به معضلات اجتماعی و روانی انسان معاصر روایت میشود و سرنوشت شخصیت اصلی در پیوند با این انتخابها رقم میخورد.