خلاصه داستان: نرگس و نسرین دو دختر دبستانی هستند که در یک جشن مدرسه یکدیگر را میبینند و متوجه میشوند خواهران دوقلویند. پدرشان آهنگساز است و سالها پیش از مادرشان که خیاطی میکند جدا شده، اما این راز را از آنها پنهان کردهاند. یکی از آنها با پدر و دیگری با مادر زندگی میکند. آنها به دلیل شباهت زیاد تصمیم میگیرند جایشان را عوض کنند تا پدر و مادر را دوباره به هم برسانند. این جابهجایی آغاز ماجراهایی شیرین و پر از سوءتفاهم میشود و آنها در مسیر تحقق آرزویشان با چالشهایی روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: یک روزنامهنگار ایرانیتبار برای دیدار تنها فرزندش سیاوش به آلمان سفر میکند، اما در همان ابتدا متوجه میشود که پسرش با همسرش اختلافات جدی دارد. این دیدار که قرار بود ساده و کوتاه باشد، به سفری پرتنش در روابط خانوادگی تبدیل میشود. او در میان کشمکشهای پسر و عروسش، با واقعیتهایی از زندگی پسرش روبهرو میشود که او را به بازاندیشی در نقش پدری و گذشتهاش وا میدارد. فیلم «تجارت» با نگاهی نافذ به پیچیدگیهای عاطفی و اخلاقی میان نسلها، داستانی انسانی را روایت میکند که در بستر مهاجرت و دوری شکل گرفته است.
خلاصه داستان: مهندس «فریدون بهنام» که تازه از آمریکا بازگشته است، به طور اتفاقی دوست قدیمیاش، «مجید قانع» را میبیند و توسط او به جمعی معرفی میشود که دورهی دوستانه دارند. در این جمع «غلامرضا مودّت» دیگران را تحت نفوذ خود دارد. «بهنام» طرحی جهت ساخت یک مجموعهی مسکونی در شمال دارد و میخواهد شهرکی نمونه بسازد. طبع سودجوی جمع، آنها را مشتاق به مشارکت در این پروژه میکند. در این میان «بهنام» با «ثریا» دختر «مودّت» آشنا میشود و از او تقاضای ازدواج میکند. «ثریا» ناخواسته به یک بازی کشانده میشود که حاصل آن شناسایی چهرهی حقیقی آدمهای اطرافش است...
خلاصه داستان: یک استاد زبان از سیاره کاکادو به دلیل آلوده کردن سطح سیارهاش، به عنوان تنبیه به مدت یک هفته به زمین تبعید میشود. کاکادو سیارهای است که طرفداران محیط زیست در آن زندگی میکنند و هر کس را که آلودگی ایجاد کند، به زمین میفرستند. این موجود فضایی در ایران با آدمها، بهویژه با گلنار، دخترک هشت ساله یک خانواده تکفرزند، ارتباط برقرار میکند. فیلم با زبانی طنز، تلاش این موجود برای سازگاری با زندگی زمینی و تأثیر او بر خانواده گلنار را روایت میکند.