خلاصه داستان: محبوبه زنی جوان، تنها و جنگزده است که پس از پایان جنگ به مزرعه و خانه پدریاش در جنوب کشور که حالا ویران شده باز میگردد. اما داود، مأمور پاکسازی مینهای آن منطقه، مانع ورود محبوبه به خانهاش میشود. او به بهانه خطر مینهای باقیمانده از جنگ، اجازه عبور نمیدهد و این آغاز درگیریای است که ریشه در گذشته و آسیبهای جنگ دارد. محبوبه برای بازپسگیری حق خود، با داود به گفتگو مینشیند و خاطرات تلخ و شیرینی از جنگ و عشق در میان میآید. فیلم به بررسی تبعات انسانی جنگ، عشق، ایثار و تلاش برای ادامه زندگی میپردازد. ابراهیم حاتمیکیا با نگاهی عمیق، داستانی درباره مرز میان عشق و وظیفه روایت میکند.
خلاصه داستان: نسل سوخته روایتی از چند جوان ایرانی در دهه هفتاد است که هر یک به نوعی قربانی شرایط اجتماعی و سیاسی زمانهشان میشوند. داستان حول محور شخصیتهایی میچرخد که در جستجوی هویت و آرمانهای خود، با چالشهای تلخ و گاه غیرمنتظرهای مواجه میشوند. فیلم با نگاهی انتقادی به جامعه، تصویری تأملبرانگیز از ناامیدی، امید و تلاش برای بقا در میان نسل جوان ارائه میدهد. کارگردان با بهرهگیری از بازیهای طبیعی و فضاسازی واقعگرایانه، مخاطب را به همذاتپنداری با شخصیتها دعوت میکند. این اثر سینمایی، علاوه بر روایت دراماتیک، به بازتاب تحولات اجتماعی و تأثیر آن بر زندگی فردی میپردازد و از این حیث یکی از آثار شاخص سینمای اجتماعی ایران به شمار میرود.
خلاصه داستان: سهراب، نویسندهای جوان در کرمان، مشغول نگارش کتابی درباره تاریخ ادبیات ایران و بازتاب شعر در زندگی روزمره است. او برای دریافت مجوز چاپ کتابش به تهران سفر میکند. در این سفر، او با شخصیتها و موقعیتهایی روبهرو میشود که دیدگاه او را نسبت به سنت و مدرنیته به چالش میکشد. او در میان دفترهای شعر و خاطرات شهری، در جستجوی پاسخی برای پرسشهای بیپاسخاش است و در این میان، مرز باریک میان عشق، تعهد و آرمانهای فردی را تجربه میکند. این فیلم نگاهی شاعرانه به دغدغههای یک روشنفکر در جامعهای در حال گذار دارد.