خلاصه داستان: دریا دختری جوان، پرشور، باهوش و بااستعداد است که از مشکلات روانی رنج میبرد. این مشکلات که ریشه در شرایط خانوادگی او دارد، به تدریج در رویارویی با آدمهای اطرافش در جامعه گسترش مییابد. او در مسیر بهبودی و یافتن هویت خود، با چالشهایی مواجه میشود که او را به مرزهای تازهای از درک خویشتن میرساند.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ، گروهی از سربازان ایرانی و عراقی پس از درگیریای سنگین، خسته و تشنه در منطقهای بیآب و علف گرفتار میشوند. تنها منبع آب، جویباری است که میان خطوط دو طرف قرار دارد و رسیدن به آن مستلزم عبور از منطقه خطر است. هر دو گروه با احتیاط و نگرانی به سمت آب حرکت میکنند و لحظههای پرتنشی رقم میخورد که میتواند به درگیری دوباره یا آشتیای موقت منجر شود. در این میان، روابط انسانی، ترس، امید و حس همدردی در موقعیتهای غیرمنتظره شکل میگیرد. فیلم با نگاهی انسانی به جنگ، تلاش میکند چهرهای متفاوت از سربازان نشان دهد.
خلاصه داستان: مردی به نام عزیز برای تملک و فروش مایملک پدری خود به کشور بازمیگردد. اما با آتیه دختری که قبل از سفر به او علاقه داشته روبرو میشود. در این میان اتفاقاتی رخ میدهد که غیرقابل پیش بینی است.
خلاصه داستان: نویسندهای پس از سالها دوری، به ایران بازمیگردد و در خانه دوست قدیمیاش اقامت میکند. آنها با هم سفری به چند شهر آغاز میکنند؛ سفری که در دل خود، خاطرات، دلبستگیها و رازهای ناگفتهای را زنده میکند. این بازگشت، نه فقط به مکانها، بلکه به گذشتهای میانجامد که او را با چالشهای تازهای روبهرو میسازد. «یک بوس کوچولو» روایتی لطیف از عشق، دوستی و جستجوی آرامش در میانهٔ روزگار پرآشوب است.