خلاصه داستان: پسری کوچک به نام آرون در روستایی کنار دریا زندگی میکند. او با کشف ماهیای افسانهای که هر هزار سال یکبار ظاهر میشود و میتواند یک آرزو را برآورده کند، فرصتی بینظیر به دست میآورد. اما در اوج شادی، آرزوی او به شکلی غیرمنتظره، سفینههای ساتوران را به زمین میکشاند و نبرد برای نجات سیاره آغاز میشود. آرون باید با کمک دوستانش و موجودات دریایی، اشتباه خود را جبران کند و جلوی نابودی زمین را بگیرد.
خلاصه داستان: در این انیمیشن ماجراجویانه، دو خرس جنگلی به نامهای بونی و چیانگ به طور ناگهانی توسط یک چراغ قوه اختراعی کوچک میشوند. حالا این دو دوست باید راهی برای بازگشت به اندازه واقعی خود پیدا کنند، اما ماجراهای پیشبینینشدهای در انتظارشان است. آنها در دنیای کوچکشده با چالشهای جدیدی روبرو میشوند و باید از هوش و همکاری خود استفاده کنند تا به جنگل و زندگی عادی بازگردند. این فیلم پر از لحظات طنز و هیجانانگیز است که برای تماشای خانوادگی مناسب است.
خلاصه داستان: فیلم روباه به کارگردانی بهروز افخمی، داستانی هیجانانگیز و سیاسی را در بستر مسائل امنیتی مرتبط با صنعت هستهای ایران روایت میکند. در این فیلم، برادر نخستوزیر اسرائیل (با بازی جلال فاطمی) بهعنوان یک مأمور حرفهای برای اجرای یک عملیات تروریستی علیه دانشمندان هستهای وارد ایران میشود. او برای رسیدن به اهدافش از یک راننده ساده (با بازی حمید گودرزی) سوءاستفاده میکند، اما راننده بهتدریج از ماهیت واقعی مأموریت آگاه شده و وارد بازی پیچیدهای میشود که سرنوشتساز خواهد بود. حضور شخصیتهای چندلایه، تعلیقهای پیاپی و فضای امنیتی پرتنش، از ویژگیهای اصلی این اثر سینمایی است.
خلاصه داستان: میثم، جوانی روشنفکر و اهل مطالعه، کتابی درباره ازدواج موقت و معضلات جنسی جوانان نوشته است. او که راهکار خود را برای حل این مشکلات اجتماعی درست میداند، تلاش میکند تا از طریق انتشار کتاب و گفتگو با اطرافیان، ایدههایش را عملی کند. در این مسیر، میثم با شخصیتهای گوناگونی از اقشار مختلف جامعه روبهرو میشود و هر یک از این برخوردها، چالشها و دیدگاههای تازهای را پیش روی او میگذارد. فیلم «در مدت معلوم» به مضمون پیچیدهای میپردازد و با زبانی طنزآمیز، قصد دارد نگاهی انتقادی به برخی باورها و سنتهای اجتماعی داشته باشد.
خلاصه داستان: عبدالسلام (نادر فلاح) مهاجر افغان، به همراه دخترش مرونا (حسیبا ابراهیمی) در یک کارگاه کوچک در حاشیه تهران زندگی و کار میکند. صابر (ساعد سهیلی)، پسر جوانی که در همان کارگاه مشغول به کار است، به مرونا دل میبازد. وقتی مرونا قصد بازگشت به افغانستان را پیدا میکند، صابر عشق خود را با عبدالسلام در میان میگذارد و با مخالفت شدید او روبهرو میشود. در پایان، صابر و مرونا در کانتینر کهنهای قرار میگذارند تا چارهای بیندیشند، اما ناگهان متوجه میشوند کانتینر در حال پرس شدن است و آنها در دامی مرگبار گرفتار شدهاند.
خلاصه داستان: در شب عروسی دختر سرگرد هادی، فرمانده سابق تکاوران نیروی دریایی، با پسر شهید ناخدا محمدی، سرگرد هادی متوجه میشود که داماد به محل شهادت پدرش رفته است. هادی برای پیدا کردن او به محل مورد نظر میرود اما با ماجراهای غیرمنتظرهای روبهرو میشود. او در این مسیر با چالشهایی مواجه میشود که او را به گذشتهاش پیوند میزند و رازهایی از دوران خدمتش را آشکار میکند. داستان فیلم پی ۲۲ ترکیبی از تعلیق، احساس و میهنپرستی است و تلاش یک پدر برای نجات دامادش را در بستری از خاطرات جنگ روایت میکند.