خلاصه داستان: پس از فرار از یک باغوحش بازپروری، فرانکی، سنجابی زرنگ و زیرک، به جنگل خود بازمیگردد. او از بهترین دوست سادهلوحش، کودی، یک جوجهتیغی خیاباندیده، میفهمد که در مدتی که او در بازداشت بوده، تمام جنگل توسط مؤسسهی A.C.O.R.N.S (روغنهای آرایشی جایگزین برای مراقبت طبیعی و بازسازندهی پوست) جارو شده و حتی یک بلوط هم باقی نمانده است. فرانکی باید هر طور شده جلوی این تهدید را بگیرد و خانهاش را نجات دهد.
خلاصه داستان: علی (صابر ابر) به نامزدش، مهتاب (پگاه آهنگرانی)، دروغ گفته است که تمام خانوادهاش را در یک تصادف رانندگی از دست داده است. اما یک شب تصمیم میگیرد واقعیت زندگیاش را برای مهتاب بازگو کند. او مهتاب را به خانهی خانوادگیشان در بیرون از تهران میبرد؛ خانهای که مادرش در آنجا زندگی میکند و شب ورود آنها، همه اعضای خانواده برای مهمانی خداحافظی برادرزادهی علی حاضر شدهاند. بازگشت ناگهانی علی به خانه، به درگیریهای لفظی شدید بین او و برادر و خواهرش میانجامد. مهتاب در میان پرخاشها متوجه میشود که علی به دلیل اعتیاد سه سال ناپدید بوده و جستجوهای خانواده برای یافتن او بینتیجه مانده است. مادر از بازگشت علی شادمان است، اما تندی اعضای خانواده باعث میشود علی قصد ترک خانه کند. مهتاب اما میخواهد بماند و بفهمد چرا برادر و خواهر از بازگشت علی اینقدر عصبانیاند.
خلاصه داستان: احسان، نوجوان هفده سالهای که توانایی شنیدن و سخن گفتن ندارد، به ناحق و بدون هیچ جرمی به یک مرکز بازپروری نوجوانان بزهکار در یکی از مناطق محروم تهران سپرده شده است. او در تلاش است تا با کشیدن نقاشیهای گوناگون، بیگناهی خود را ثابت کند، اما هیچکس معنای آثارش را درک نمیکند. در این میان، یک مشاور مهربان و دلسوز به نام آذر متوجه نقاشیهای احسان میشود و سعی میکند راز پنهان در آنها را کشف کند. این آشنایی، مسیر زندگی هر دوی آنها را دستخوش تغییر میکند و پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد.