خلاصه داستان: در میانهٔ سالهای جنگ و در اوج بمبارانهای تهران، روزگار با بیم و ترس میگذرد. اما عشق و دلدادگی و زندگی و امید، هراس ملموس مرگ را به فراموشی میسپارد؛ رفتگان در کلماتِ زندگان تکرار میشوند. مرگ، سؤال مطلق است و عشق، ابهام مکرر. «بمب یک عاشقانه» با کورسوی امیدبخش زندگی کار دارد نه با سیاهی مطلق مرگ.
خلاصه داستان: دو جوان که از گذشته یکدیگر را دوست داشته و به هم علاقمند بودند، طی یکسری معاملات مالی در فروش سهام با هم دچار درگیری و اختلاف میشوند. این اختلافات که ریشه در مسائل خانوادگی و مالی دارد، زندگی عاطفی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها را در مسیری پر از چالش و تصمیمگیریهای دشوار قرار میدهد. در این میان، خانوادهها نیز وارد ماجرا میشوند و هر یک به دنبال منافع خود هستند. داستان فیلم به بررسی روابط انسانی، عشق و طمع در بستر یک ارثیه خانوادگی میپردازد و نشان میدهد که چگونه پول و ثروت میتواند روابط عاطفی را تحت الشعاع قرار دهد.
خلاصه داستان: ماکسوت و سیمشک دو لولهکش ساده در شهر آدانا هستند که در شب کریسمس برای تعمیر لولههای آب به بانک محلی فراخوانده میشوند. در حین کار، آنها بهطور تصادفی دیواری را میشکنند و با انبوهی از پولهای نقد روبرو میشوند. وسوسه ثروت ناگهانی، آنها را به این فکر میاندازد که بخشی از پول را بردارند، اما خیلی زود متوجه میشوند که این پول متعلق به یک باند تبهکار خطرناک است. از آن لحظه به بعد، زندگی آرام آنها به کابوسی پر از تعقیب و گریز، دسیسه و موقعیتهای خندهدار تبدیل میشود. آنها باید بین بازگرداندن پول و نجات جان خود یکی را انتخاب کنند، در حالی که پلیس و تبهکاران هر دو به دنبالشان هستند.
خلاصه داستان: داستان فیلم خانم یایا درباره دو برادر شوهر به نامهای ناصر و معتضی است که پس از مرگ پدر همسرشان، برای یک سفر کاری راهی چین میشوند. اما در میانه راه، فرصتی پیش میآید و آنها تصمیم میگیرند به جای چین به تایلند بروند. این سفر غیرمنتظره، ماجراهای طنزآمیز و عجیبی را رقم میزند که هر یک از شخصیتها را با چالشهای جدیدی روبهرو میکند. در این میان، برخورد با فرهنگ متفاوت و موقعیتهای پیشبینینشده، لایههای پنهان شخصیتها را آشکار میسازد. فیلم با نگاهی طنز به روابط خانوادگی و سفرهای ناخواسته، داستانی سرگرمکننده و در عین حال تأملبرانگیز ارائه میدهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم مصادره از دهه ۵۰ شمسی آغاز میشود و روایتگر زندگی اسماعیل یارجانلو، مأمور ساواک است که با شرکت در یک بختآزمایی در کازینو، برنده پنج هزار متر زمین در منطقه عباسآباد تهران میشود. با وقوع انقلاب اسلامی، او مجبور به ترک کشور میشود و وکالت این زمین را به دوستش جلال خاوندی میسپارد. سالها بعد، جلال که اکنون وکیل دعاوی است، درگیر ماجراهای حقوقی و خانوادگی پیچیدهای میشود که ریشه در گذشته دارد. این فیلم با نگاهی طنزآمیز به تحولات اجتماعی و سیاسی ایران، تلاش شخصیتها برای حفظ داراییها و هویت خود را در بستر تاریخی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این داستان شگفتانگیز در عصر شوالیههای شجاع، شاهزادهخانمهای زیبا و جادوگران در حال نبرد اتفاق افتاد. روسلان، هنرمند سرگردانی که رویای شوالیه شدن را در سر میپروراند، با میلا زیبا آشنا شد و عاشق او شد. او حتی شک نداشت که او دختر پادشاه است. با این حال، قرار نبود که شادی عاشقان زیاد طول بکشد. چرنومور، جادوگر شیطانی، در یک گرداب جادویی ظاهر شد و میلا را درست جلوی چشمان روسلان دزدید تا قدرت عشق او را به قدرت جادویی خودش تبدیل کند. بدون هیچ مقدمهای، روسلان در تعقیب شاهزادهخانم دزدیده شده قرار میگیرد تا بر همه موانع غلبه کند و ثابت کند که عشق واقعی قویتر از جادو است.