خلاصه داستان: سال ۱۳۴۶، زندان قصر در آستانه تخلیه است تا به فرودگاه جدید تهران تبدیل شود. سرگرد نعمت جاهد، رئیس زندان، و مأمورانش مشغول انتقال زندانیان به زندان قزلقلعه هستند و قرار است تا عصر محل را ترک کنند. در این میان، سرهنگ مدبر به جاهد خبر میدهد که او ترفیع گرفته و جانشین او خواهد شد. اما جاهد متوجه میشود که یکی از زندانیان به نام احمد سرخپوست در زندان پنهان شده است. همزمان، سوسن کریمی، مددکار زندان، به او اطلاع میدهد که حکم سرخپوست از حبس به اعدام تغییر یافته است. جاهد که ترفیع خود را در خطر میبیند، به همراه نیروهایش جستوجویی همهجانبه را در زندان آغاز میکند. این جستوجو پرده از رازهایی برمیدارد که او را با گذشته، وجدان و مسئولیتهایش روبهرو میسازد.
خلاصه داستان: فیلم مرغ خرفت داستان مرغی جوان و بازیگوش را روایت میکند که برخلاف سایر مرغهای مزرعه، هیچگاه موفق به تخمگذاری نمیشود. این ناتوانی باعث میشود او از سوی دیگران مسخره شود و احساس بیارزشی کند. اما زندگی او زمانی تغییر میکند که یک معلم موسیقی با نگاهی متفاوت و مهربانانه وارد مزرعه میشود و استعداد پنهان مرغ را کشف میکند. با کمک این معلم، مرغ متوجه میشود که ارزش او به تخمگذاری نیست، بلکه به موسیقی و ریتمی است که در وجودش دارد. در این مسیر، او با چالشها و ماجراهای تازهای روبهرو میشود که او را به سفری برای شناخت خود و پذیرش تفاوتهایش میبرد. این انیمیشن خانوادگی با پیامهای امیدوارکننده درباره خودباوری، دوستی و اهمیت دنبال کردن علایق، تجربهای شیرین و الهامبخش را برای تماشاگران رقم میزند.
خلاصه داستان: یک چوپان سالخورده و منزوی، همراه با سگ وفادارش، بر فراز تپهای بلند زندگی میکند. او که از خشکسالی و بیحاصلی زمین به تنگ آمده، تصمیمی عجیب میگیرد: پشمهای گوسفندانش را میچیند و آنها را به آسمان پرتاب میکند تا شاید ابرها را به باران ترغیب کند. در این میان، دختر روستایی که برای یافتن گوسفندان گمشدهاش به آن حوالی آمده، با او آشنا میشود و این برخورد ساده، دنیای هر دو را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: سانگ یو، فیلمنامهنویس جوانی، از بیخوابی و کابوسهای شبانهاش رنج میبرد. هر بار که به خواب میرود، دیوی در دنیای رویاهایش او را تعقیب میکند. اما شبی، سانگ متوجه میشود که میتواند اشیایی را از رویاهایش به دنیای واقعی بیاورد. او بهسرعت از این توانایی برای ثروتمند شدن استفاده میکند، اما این قدرت توجه یک گانگستر بیرحم به نام بائو را به خود جلب میکند. سانگ حالا باید میان رویا و واقعیت تعادل برقرار کند و از خود و عزیزانش در برابر خطرات دنیای واقعی محافظت کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ فرانک شانکویتز، یک پلیس موتورسوار است که از جدایی دردناک از پدرش در کودکی هنوز رنج میبرد. پس از یک تصادف تقریباً مرگبار و مواجهه با وحشیگری پلیس، دنیای او فرو میپاشد. او بهطور غیرمنتظرهای با پسری بیمار لاعلاج آشنا میشود که امید را به زندگی او بازمیگرداند. این آشنایی پس از ۲۸ سال او را با پدرش پیوند میدهد. برای احترام به آرزوی آن پسر، فرانک بنیاد Make-A-Wish را تأسیس میکند. فیلم روایتی احساسی از عشق، بخشش و قدرت آرزو است.
خلاصه داستان: در آیندهای نه چندان دور، شهر پیشرفته و فوقالعاده مدرن «رباتسیتی» به دست رباتهای خودکار و بیاحساس افتاده است. در این میان، گروهی از حیوانات خانگی لوس و بیخیال که همیشه به زندگی راحت در خانههایشان عادت داشتهاند، ناگهان خود را در دل یک ماجراجویی بزرگ مییابند. آنها باید تمام اختلافات و تفاوتهایشان را کنار بگذارند و با یکدیگر متحد شوند تا بتوانند شهر را از چنگ رباتهای سرکش نجات دهند. در این مسیر، شخصیتهای بامزه و دوستداشتنی با چالشهای زیادی روبهرو میشوند و یاد میگیرند که دوستی و همکاری چقدر میتواند قدرتمند باشد. این انیمیشن خانوادگی پر از لحظات خندهدار و صحنههای هیجانانگیز است و پیامهای ارزشمندی درباره اتحاد، شجاعت و اهمیت خانواده به مخاطبان خود منتقل میکند.