خلاصه داستان: در اواخر هزاره و در حالی که کل شهر در هرج و مرج است، دولت تصمیم می گیرد صنعت سرگرمی های زیرزمینی فاسد و شیوه های پولشویی را ریشه کن کند تا نظم و جنایت را احیا کند.
خلاصه داستان: تاکومی به همراه دخترش هانا در روستای کوچک میزوبیکی در حومه توکیو زندگی میکند. زندگی آرام و ساده آنها در دل طبیعت، با خبر ساخت یک کمپینگ لوکس در نزدیکی محل سکونتشان بر هم میخورد. این پروژه که توسط یک شرکت توکیویی برنامهریزی شده، در ظاهر فرصتی برای نزدیکی شهروندان به طبیعت است، اما پیامدهای پنهانی برای اکوسیستم محلی و معیشت اهالی دارد. تاکومی که به عنوان یک دستیار عمومی در روستا فعالیت میکند، به تدریج درگیر ماجرایی میشود که مرز میان خیر و شر، طبیعت و تمدن را به چالش میکشد. فیلم با نگاهی شاعرانه و عمیق، به پیامدهای تصمیمات انسانی بر محیط زیست و روابط اجتماعی میپردازد و پرسشهای بیپاسخی درباره اخلاق و بقا مطرح میکند.
خلاصه داستان: هانا، دانشآموز دبیرستانی، از زندگی یکنواخت خود خسته شده و آرزوی ماجرایی فراتر از روزمرگی را دارد. اما رویایی که یک شب میبیند، همه چیز را تغییر میدهد. او با دختری دهساله در عصر سنگوکو آشنا میشود؛ دختری که در فقر و رنج زندگی میکند و پیوندی خواهرانه میان آن دو شکل میگیرد. صبح روز بعد، هانا توسط آژانس ویژه دولتی احضار میشود و در مورد این رویا به شدت بازجویی میشود. او درمییابد که «رکورد آکاشیک» وجود دارد و سرنوشت همه انسانها از آن پیروی میکند. اما رکورد آینده بشریت تنها یک ماه دیگر از بین میرود و کلید حل این بحران، دختری است که هانا در خواب دیده است. حال او باید میان دنیای واقعی و گذشتهای دور، پلی بزند و با همراهی آن دختر، سرنوشت همه را نجات دهد.
خلاصه داستان: در لندنِ آیندهای نزدیک، محلهای به نام «آشپزخانه» به عنوان یکی از آخرین پناهگاههای ساکنان کمدرآمد، در محاصره پروژههای نوسازی و فشار دولت قرار دارد. ایزی، مرد جوانی که پس از مرگ مادرش در این محله مانده، درگیر زندگیای پر از تنش و بقاست. زندگی او با ورود بنجی، پسر بچهای که مادرش را از دست داده و به دنبال امنیت است، به کلی تغییر میکند. ایزی که در ابتدا میخواهد به هر قیمتی از آشپزخانه فرار کند و زندگی بهتری بسازد، در برابر مسئولیت نگهداری از بنجی قرار میگیرد. این رابطه تازه، او را به بازنگری در ارزشها، ریشهها و معنای واقعی خانواده وا میدارد و پایانی غیرمنتظره برای هر دوی آنها رقم میزند.
خلاصه داستان: یک خلبان تجاری باتجربه به نام آلخاندرو پس از یک اشتباه جدی در حین پرواز، با تهدید سرویسهای اطلاعاتی کشورش مواجه میشود. او برای فرار از مجازات، ناگزیر به همکاری با آنها میشود و بهسرعت در دنیای زیرین دسیسه و اخاذی غوطهور میگردد. هر مأموریت او را به پرتگاه خطر نزدیکتر میکند و زندگی شخصی و حرفهایاش را تهدید مینماید. آلخاندرو در میان بازی پیچیدهای از فریب و بیاعتمادی، باید راهی برای نجات خود و خانوادهاش بیابد، اما هر انتخابی بهای سنگینی به همراه دارد. داستانی پرتنش از گناه، باجگیری و تلاش برای رهایی که مرزهای اخلاقی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ جهانی دوم، سرباز جوانی در جبهه با تولهای روباه زخمی روبهرو میشود و تصمیم میگیرد آن را پنهانی با خود به فرانسه اشغالی ببرد. این همراهی غیرمنتظره، دوستی عمیقی را شکل میدهد که در دل خشونت و ویرانی، معنای تازهای به زندگی او میبخشد. روباه کوچک، نماد آزادی و امید در دنیایی آکنده از ستم میشود و سرباز را به چالش میکشد تا ارزشهای انسانیاش را فراموش نکند. اما در شرایطی که هر لحظه خطر لو رفتن وجود دارد، او باید میان امنیت و اخلاق، و میان وظیفه و قلبش یکی را برگزیند. این رابطه مخفیانه، سرنوشت هر دو را برای همیشه تغییر میدهد و مرزهای عشق، شجاعت و فداکاری را در زمانهای تاریک به تصویر میکشد.