خلاصه داستان: هانا، یک گیمر حرفهای که از آگورافوبیا حاد رنج میبرد، در خانهاش منزوی شده و زندگی خود را از طریق بازیهای ویدیویی میگذراند. وقتی یک هدست واقعیت مجازی پیشرفته و مرموز دریافت میکند، بازیها برایش واقعیتر از همیشه میشوند. اما به تدریج متوجه میشود که این فناوری نه تنها حرکات او را دنبال میکند، بلکه به نظر میرسد ذهنش را میخواند و حتی بر افکارش تأثیر میگذارد. هانا که مرز بین واقعیت و بازی برایش محو میشود، باید کشف کند که این دستگاه از کجا آمده و چه کسی پشت آن است، پیش از آن که کنترل کامل ذهنش را از دست بدهد.
خلاصه داستان: پاسکواله، مربی سگهای مبارز، پس از شکست دیگری در برابر همسر سابقش در یک مسابقه چابکی، تصمیم میگیرد مرکز آموزشی خود را افتتاح کند. او یک دورهٔ «اورژانسی» برای سگها طراحی میکند، اما یک اشتباه تایپی در بروشور باعث میشود گروهی از بچههای شرور به جای سگها در کلاس حاضر شوند. پاسکواله ابتدا گیج میشود، اما به تدریج متوجه میشود که روشهای تربیت سگها شاید برای بچهها هم کاربرد داشته باشد. این سوءتفاهم به سفری پر از خنده و چالش تبدیل میشود و در این مسیر، پاسکواله و بچهها ارزشهای واقعی دوستی، احترام و آسیبپذیری را کشف میکنند.
خلاصه داستان: سفر اسطورهای پل آتریدس را دنبال کنید، زیرا او با چانی و فرمنها متحد میشود، در حالی که در مسیر انتقام از توطئهگرانی است که خانوادهاش را نابود کردند. در مواجهه با انتخاب بین عشق زندگی خود و سرنوشت جهان شناخته شده، پل تلاش می کند تا از آینده ای وحشتناک جلوگیری کند که فقط او می تواند پیش بینی کند.
خلاصه داستان: زندگی آرام امیرعلی و مرجان، زوجی میانسال، با پافشاری مرجان بر تصمیماش برای اجاره رحم، ناخواسته وارد آزمایشها و دوراهیها و مخاطرات اخلاقی میشود. این تصمیم که در ابتدا برای حل مشکل ناباروری گرفته میشود، بهتدریج لایههای پنهان شخصیتها و روابطشان را آشکار میکند. امیرعلی که در ابتدا مردد است، با اصرار مرجان رضایت میدهد، اما ورود یک زن جوان به زندگیشان، تعادل عاطفی خانواده را بر هم میزند. فیلم بی مادر با روایتی روانشناختی، به مفاهیمی چون مادر شدن، هویت، مسئولیتپذیری و مرزهای اخلاقی در دنیای مدرن میپردازد. این اثر سینمایی که در سال ۲۰۲۴ ساخته شده، با بازی امیر آقایی، پژمان جمشیدی و میترا حجار، داستانی تأملبرانگیز را روایت میکند که مخاطب را تا پایان با خود همراه میسازد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۲۰ در شهر ساحلی لیتلهامپتون انگلستان، ادیت سوان و سایر زنان محلی نامههای ناشناس و زنندهای دریافت میکنند که سرشار از فحاشی است. همه به رز گودینگ، همسایه ایرلندی و پرحرف، مشکوک میشوند و او بازداشت و محاکمه میشود. اما گلدیس ماس، افسر پلیس جوان، و چند زن محلی با کنجکاوی شروع به تحقیق میکنند و متوجه میشوند که ممکن است رز بیگناه باشد. این کشف حقیقت تلخ و طنزآمیزی را دربارهی یک شخصیت محترم شهر آشکار میکند.
خلاصه داستان: باجه وایو وگام داستان یک بازیکن جوان و آیندهدار کریکت است که برای تأمین هزینههای سنگین جراحی پدرش، وارد یک شرطبندی پرریسک میشود. اما وقتی واسطهای که به او اعتماد کرده او را فریب میدهد، زندگیاش به کلی تغییر میکند. او برای جبران ضرر و نجات پدرش، بهناچار وارد شبکهای از جرایم سازمانیافته میشود و در مسیری قرار میگیرد که از کنترلش خارج است. حالا او از سوی پلیس، سیاستمداران و گانگسترها تحت تعقیب است و باید از اتهام قتل یک افسر پلیس که به گردن او انداختهاند، فرار کند. در این میان، او با شخصیتهای مرموز و خطرناکی روبهرو میشود که هرکدام نقشی در پیچیدگی این ماجرا دارند. فیلم با تلفیقی از تعلیق، درام خانوادگی و سکانسهای اکشن نفسگیر، روایتگر تلاش یک جوان برای رهایی از چنگال جنایت و نجات خانوادهاش است.