خلاصه داستان: مورالیکانت پتکار، جوانی از روستایی کوچک در هند، با وجود فقر و ناملایمات، رویای کسب مدال طلای المپیک را در سر میپروراند. او با پشتکاری مثالزدنی، مسیر دشواری را در دنیای کشتی، بوکس و پاراگلایدر آغاز میکند. اما حادثهای تلخ در جریان جنگ، زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد و او را با آسیبهایی جدی و محدودیتهای جسمانی مواجه میسازد. با این حال، ارادهی آهنین پتکار اجازه نمیدهد که ناامیدی بر او چیره شود. او با تبدیل شدن به یک ورزشکار پارالمپیکی، نه تنها برای خودش، بلکه برای تمام هندیها الهامبخش میشود. داستان این فیلم، روایت مبارزهی بیوقفه با سختیها، ایمان به خود و تلاش برای رسیدن به رؤیایی است که به نظر غیرممکن میرسید. این اثر سینمایی، زندگی واقعی مردی را به تصویر میکشد که ثابت کرد هیچ مانعی نمیتواند جلوی عزم راسخ و پشتکار انسان را بگیرد.
خلاصه داستان: ویلو ده ساله پدر و مادرش را در یکی از سفرهای مخفیانه آخر شب آنها به قلب یک جنگل باستانی دنبال می کند. پس از مشاهده اینکه پدرش دچار دگرگونی وحشتناکی میشود، او نیز در دام راز تاریک اجدادی میافتد که آنها به شدت سعی کردهاند آن را پنهان کنند.
خلاصه داستان: کش، مردی با گذشتهای تاریک، تلاش میکند در یک شهر کوچک آپالاچی زندگی آرام و صادقانهای داشته باشد. او با خواهرزادهاش و همسرش زندگی میکند و سعی دارد از گذشتهای که او را رها نکرده فاصله بگیرد. اما بیگ کت، رئیس جنایتکار منطقه که قدرت خود را مدیون خشونت و ارعاب است، کش را مجبور میکند تا برای محافظت از خانوادهاش به خدمت او بازگردد. کش که راهی جز اطاعت نمیبیند، وارد دنیای تاریکی میشود که در آن مرز بین درست و غلط محو شده است. او در این مسیر درمییابد که برای نجات عزیزانش باید به هر کاری دست بزند، حتی قتل. فیلم داستان یک مرد معمولی است که در برابر نیروهای شیطانی قرار میگیرد و باید تصمیم بگیرد که تا کجا حاضر است پیش برود تا از خانه و خانوادهاش محافظت کند.
خلاصه داستان: بهولا، جوانی سادهدل از یک دهکده کوچک، برای یافتن کار راهی شهر میشود. او در مسیر زندگی خود با آویرا، زنی ثروتمند و متمدن، آشنا میشود. آویرا که از زندگی تجملی خود خسته شده، به سادگی و صداقت بهولا جذب میشود. اما عشق آنها با چالشهایی جدی روبهرو میشود، زیرا بهولا برای نجات دهکده خود باید به آنجا بازگردد. او با انتخاب میان عشق و مسئولیت، سفری پرماجرا را آغاز میکند که در آن ارزشهای واقعی زندگی را میآموزد.
خلاصه داستان: اما در حومه نیوجرسی، ظاهراً یک همسر و مادر نمونه است؛ اما او یک زندگی پنهانی به عنوان قاتل اجیرشده دارد. همسرش دیوید که از این راز بیخبر است، برای احیای رابطهشان پیشنهاد یک بازی نقشآفرینی در هتل را میدهد. در میانه این بازی، اما به طور تصادفی رازش را لو میدهد و این اتفاق آنها را در مسیر خطرناکی قرار میدهد. حالا آنها باید با واقعیتهای گذشته اما روبهرو شوند و در حالی که توسط عوامل خطرناک تعقیب میشوند، برای بقای خود و خانوادهشان تلاش کنند.
خلاصه داستان: در دهکدهای کوچک و دورافتاده، هانومانتو، جوانی بیکار و دزد خردهپا، زندگی سادهای را میگذراند. اما سرنوشت او با پیدا کردن یک جواهر اسرارآمیز که قدرتهای خداگونه به او میبخشد، دگرگون میشود. او که حالا صاحب قدرتهای شگفتانگیز و مسئولیتهای سنگین است، باید یاد بگیرد که از این نیروها برای نجات روستایش و مردمش استفاده کند. در سوی دیگر، دشمنان قدرتمندی نیز به دنبال این جواهر هستند و برای به دست آوردن آن دست به هر کاری میزنند. هانومانتو در مسیر قهرمان شدن، با چالشهای زیادی روبهرو میشود و باید میان قدرت، خیر و شر یکی را انتخاب کند. آیا او میتواند دهکدهاش را از نابودی نجات دهد و قدرتهایش را در دستان اشتباه قرار ندهد؟