خلاصه داستان: فیلم اسب سواری درباره چیراگ (پارث سامثان) است که مادربزرگش کالیانی (آرونا ایرانی) اصرار دارد هرچه زودتر ازدواج کند. او در یک مراسم عروسی با دویکا (خوشالی کومار) آشنا شده و عاشق او میشود. از سوی دیگر، پدر چیراگ، ویر (سانجی دات)، که بیوه است، بهطور اتفاقی با مناکا (راوینا تاندون)، مادر دویکا، که دوستدختر سابقش بوده، ملاقات میکند. حالا فرزندان و والدین هر دو عاشق شدهاند؛ اما وقتی همه از این ماجرا باخبر میشوند، شرایط پیچیده میشود و هرکسی باید تصمیمی بگیرد که دلایل منطقی و احساسی را در کنار هم ببیند.
خلاصه داستان: سفر اسطورهای پل آتریدس را دنبال کنید، زیرا او با چانی و فرمنها متحد میشود، در حالی که در مسیر انتقام از توطئهگرانی است که خانوادهاش را نابود کردند. در مواجهه با انتخاب بین عشق زندگی خود و سرنوشت جهان شناخته شده، پل تلاش می کند تا از آینده ای وحشتناک جلوگیری کند که فقط او می تواند پیش بینی کند.
خلاصه داستان: در پاریسِ آیندهای نزدیک، «گابریل» (لئا سیدو) برای پاکسازی دیانای خود از احساسات انسانی، روشی موسوم به «پاکسازی» را میپذیرد تا بتواند در دنیایی که عواطف مانع پیشرفت شغلی و اجتماعی است، جایگاهی بیابد. این فرآیند او را به زندگیهای گذشتهاش میکشاند؛ در سال ۱۹۱۰ پاریس، با مردی مرموز به نام «لویی» (جرج مککی) آشنا میشود و عشقی ممنوعه را تجربه میکند. در ۲۰۱۴ لسآنجلس، او بازیگر جوانی است که با لویی، اینبار مردی افسرده و مستعد خشونت، رابطهای پرتنش دارد. اما هر بار که به زمان حال بازمیگردد، گویی سرنوشت او و لویی به شکلی ترسناک به هم گره خورده است. او باید تصمیم بگیرد که آیا برای همیشه احساساتش را حذف کند یا با خطر عشق ورزیدن در جهانی بیاحساس روبهرو شود.
خلاصه داستان: در ساحل دریای بالتیک در تریسیتی لهستان، جسد مثلهشدهٔ دختر جوانی به نام مونیکا پیدا میشود. دادستانی به نام لئون ویلکی با بیمیلی به پرونده رسیدگی میکند، اما مادر قربانی، هلنا بوگوتسکا، که وکیل است، از او میخواهد حقیقت را فراتر از روند رسمی دنبال کند. همکاری پرتنش این دو، آنها را به دنیای پنهان مواد مخدر، خشونت و فساد در میان جوانان شهر میکشاند. هرچه به قاتل نزدیکتر میشوند، رازهای تاریکی از گذشتهٔ هر دو برملا میشود. لئون که خود با اعتیاد دستوپنجه نرم میکند، در مرز بین وظیفه و وسواس شخصی گام برمیدارد. این فیلم اقتباسی از رمانی به همین نام است و نخستین قسمت از سهگانهٔ «رنگهای شیطان» به شمار میرود.
خلاصه داستان: پس از اینکه بن مالوی، رئیس سابق ایستگاه سیا در اروپای شرقی، متوجه میشود مرگ همسرش تصادفی نبوده، ناگزیر به دنیای خطرناک جاسوسی بازمیگردد. او در جستجوی حقیقت، با یک افسر اطلاعاتی سابق و مرموز به نام کسنیا متحد میشود تا توطئهای را کشف کند که میتواند همه چیز را زیر سوال ببرد. در این مسیر، بن با دشمنان قدیمی و همکاران بیاعتماد روبرو میشود و باید میان وفاداری به سازمان و عدالت شخصی یکی را انتخاب کند. هر قدم او را به حقیقتی تیرهتر نزدیک میکند و پرده از رازهایی برمیدارد که فراتر از تصور اوست.
خلاصه داستان: طلا و دختر معلولش عطی، سالیان سال است که با یکدیگر زندگی میکنند. پس از آنکه طلا متوجه تشدید بیماری خود و احتمال مرگش در آینده نزدیک میشود، تصمیم میگیرد برای تامین امنیت آینده عطی، اقدام کند. او در این مسیر با چالشهای زیادی روبهرو میشود و ناچار است میان عشق مادرانه و واقعیتهای تلخ زندگی تعادل برقرار کند. داستان فیلم آبجی روایتی احساسی از فداکاری، امید و پیوندهای خانوادگی است که مخاطب را با خود همراه میکند.