خلاصه داستان: داستان دربارهی یک جادوگر کهنسال از شهر کنوتوپ اوکراین است که سالها پیش، پس از دلباختن به مردی فانی، از قدرتهای خارقالعادهاش دست کشید. اما با اشغال کنوتوپ توسط سربازان روسیه در فوریهی ۲۰۲۲، فاجعهای رخ میدهد—مرد محبوبش به طرز وحشیانهای به قتل میرسد. سرشار از اندوه و عطش انتقام، او دوباره قدرتهای جادوییاش را بازمییابد و راهی انتقامی خونین میشود تا قاتلان نامزدش را به سزای اعمالشان برساند.
خلاصه داستان: رقابت دیرینهای میان دو خانواده کشاورز در حومه ایرلند، مایکل و جک، به ناگاه با حادثهای کوچک به خشونتی غیرقابل کنترل تبدیل میشود. این کشمکش که ریشه در حسادت، غرور و خصومتهای کهنه دارد، بهتدریج دامنگیر اعضای هر دو خانواده میشود و آنها را به ورطهای از انتقام و ویرانی میکشاند. هر تصمیم اشتباه، پیامدهای جبرانناپذیری به بار میآورد و مرز بین قربانی و متجاوز کمرنگ میشود. در این میان، شخصیتهای داستان با انتخابهای اخلاقی دشواری روبهرو میشوند که سرنوشتشان را برای همیشه تغییر میدهد. فیلم آنها رو شکست بده روایتی تلخ و بیرحم از انتقام، وفاداری و فروپاشی اخلاقی در بستری از مناظر خشن و بیرحم ایرلند است.
خلاصه داستان: گروهی از خواهر و برادرها وجود دارند که مهارت ویژهای در سرقتهای بزرگ دارند. پس از سرقت محمولهای از شمشهای طلا در فرودگاه و به لرزه درآوردن کشور، برادر بزرگتر گروه آنها را وادار میکند که زندگی مجرمانه خود را کنار بگذارند. اما وسوسهی یک حلقهی گرانبها باعث میشود یکی از برادران تسلیم شود و گرفتار گردد. حالا، برای نجات او، سیاریف، خیرول، اِما، امیردین و روزلند باید دوباره به دنیای خلاف بازگردند و جسورانهترین سرقت خود را برنامهریزی کنند.
خلاصه داستان: پس از قبولی در آزمون استانی، پو سونگلینگ و خانوادهاش جشنی برگزار کردند. در همین حین، سو شیان، یک روباه نهدم، مخفیانه وارد مراسم شد. او که با دیدن پو سونگلینگ فردی آشنا از گذشتهاش را یافته بود، هیجانزده شد.
خلاصه داستان: الهه فراموشی، منگ پو، ادارهکننده دنیای زیرین است و امور روزمره آن را مدیریت میکند. در مقابل، یوه لائو، خدای عشق در بهشت، مسئول پیوندهای زناشویی و ازدواجهاست. یکی سرخپوش و دیگری سفیدپوش، در نگاه اول دو شخصیت کاملاً مستقل در اسطورهها به نظر میرسند، اما پیوندی جداییناپذیر با یکدیگر دارند.
خلاصه داستان: هاگن فون ترونژه، استاد سلاحهای بورگوندی، پادشاهی آشفتهاش را در حالی که گذشته تاریک خود را پنهان کرده، حفظ میکند. ورود زیگفرید، قهرمان پیشبینیناپذیر کشتن اژدها، تهدیدی برای به هم ریختن نظم قدیمی است. هنگامی که پادشاه گونتر به دنبال کمک زیگفرید برای بهدست آوردن برونهیلد، والکری سرسخت، است، هاگن با انتخابی تراژیک روبهرو میشود که باید بین وفاداری به پادشاه و هویت خود یکی را انتخاب کند.