خلاصه داستان: پنزی، زنی میانسال و افسرده، با خشم فروخوردهای زندگی میکند و آن را بر سر نزدیکانش خالی میکند. او از دردهای مزمن جسمی رنج میبرد و در برابر شادی دیگران واکنش تند نشان میدهد. تنها پناهگاه او خواهرش شانتال است که با خوشبینی و صبوری تلاش میکند پلی میان پنزی و دنیای بیرون بسازد. در این میان، پسرش موزس نیز در سکوت بار سنگین مادر را تحمل میکند. مایک لی با نگاهی تیزبینانه به روابط خانوادگی، لایههای پنهان خشم و آسیبهای روحی را باز میکند و از دل روزمرگیها، تراژدیای انسانی میسازد. فیلم به آرامی نشان میدهد که همدلی و درک، حتی در تاریکترین لحظات، میتواند راهی به سوی نور باشد.
خلاصه داستان: در حالی که ارتش چین به رهبری ارتشهای ایالتهای رقیب در تلاش برای اتحاد سرزمینهای پراکنده است، امپراتوری قدرتمند ژائو از شمال مرزهای چین را مورد تهدید قرار میدهد. ژنرال بزرگ ارتش ژائو، با استراتژیهای بیرحمانهاش، ارتشی شکستناپذیر را فرماندهی میکند. در این میان، شین، فرمانده جوان و جاهطلب ارتش چین، که از طبقهای پست برخاسته، با آرزوی تبدیل شدن به بزرگترین ژنرال تاریخ، با ارتش خود به مقابله با این تهدید بزرگ میشتابد. نبرد میان دو ارتش نیرومند، نه تنها سرنوشت چین را رقم میزند، بلکه مسیر تاریخ را برای همیشه تغییر میدهد. این درگیری حماسی، آزمونی برای شجاعت، وفاداری و رویاهای بزرگ است.
خلاصه داستان: پس از نبرد خونین مایانگ با کشور ژائو، ارتش چین به فرماندهی شین و ژنرال وانگکی به پیشروی خود ادامه میدهد. در این میان، نقشههای پیچیدهای برای ترور و فریب در دربار پادشاهی در حال شکلگیری است. شین که اکنون به عنوان یک فرمانده برجسته شناخته میشود، با چالشهای جدیدی در جبهه نبرد و سیاست روبهرو میشود. درگیریهای داخلی و توطئههای دشمنان، مسیر او را برای رسیدن به هدف نهاییاش یعنی اتحاد تمام سرزمینهای چین، دشوارتر از همیشه میکند. او باید بار دیگر ثابت کند که شایسته لقب «ژنرال بزرگ» است و با هوش و شجاعت، ارتش خود را به سوی پیروزی رهبری کند.
خلاصه داستان: کارلوس و النا، زوجی که در آستانه جدایی و امضای طلاق هستند، هدیهای غیرمنتظره دریافت میکنند که آنها را به سفری در زمان میبرد. آنها به دهه ۹۰ میلادی بازمیگردند؛ به دوران کتهای چرمی، مدل موهای جسورانه و موسیقی پاپ-راک. در این بازگشت نوستالژیک، فرصتی دوباره مییابند تا انتخابهای گذشته را مرور کنند و بفهمند آیا سرنوشت آنها واقعاً جدایی است یا عشقی که در هیاهوی زندگی روزمره گم شده است. این سفر در زمان نه فقط آنها را با خاطرات جوانی روبهرو میکند، بلکه چالشهای تازهای پیش پا میگذارد که هر تصمیم کوچک، آیندهشان را دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: یک گروه راک در اواخر دهه ۱۹۹۰، در حالی که حرفهشان در آستانه اوج قرار دارد، به یک قصر مجلل در فرانسه دعوت میشوند تا با یک تهیهکننده مرموز و مشهور آلبوم جدیدشان را ضبط کنند. اما این خلوت ظاهراً آرام، به سرعت به فضایی پرتنش و خصمانه تبدیل میشود. اعضای گروه که زیر فشار انتظارات سنگین و اختلافات درونی له میشوند، درگیر رقابتهای شخصی و آسیبهای قدیمی میشوند. آنها به تدریج متوجه میشوند که هدف از این سفر چیزی فراتر از ساخت موسیقی است و با رازهایی تاریک و چالشهایی غیرمنتظره روبهرو میشوند که میتواند مسیر زندگی و هنرشان را برای همیشه تغییر دهد.
خلاصه داستان: پس از آنکه پادشاه اژدها گذرگاه چنتانگ را زیر آب برد تا نژا را به تسلیم وادارد، نژا برای نجات جان خود، فرم جسمانیاش را نابود کرد و روحش برای یافتن امید بقا وارد بتکده لینگ لانگ شد. لی جینگ که تاب دیدن گمراهی پسرش را نداشت، به او پیوست. آنها در مسیر، پیاپی با توهمات و دشمنانی که در کمین بودند روبهرو شدند. پدر و پسر سرانجام در کنار هم قرار گرفتند و اختلافات دیرینه را کنار گذاشتند تا با اتحاد، پادشاه اژدها را شکست دهند.