خلاصه داستان: در شهری که نقشههای قدیمی اش با واقعیتهای تازهاش هماهنگ نیستند، یک نقشهبردار جوان به نام تسوکاسا تلاش میکند رازهای پنهان محلههای پرپیچوخم را کشف کند. او در این مسیر با دختری مرموز به نام ناتسومه روبهرو میشود که به نظر میرسد ارتباطی عمیق با فروچالههای عجیبی دارد که شهر را تهدید میکنند. این دو در جستجوی حقیقت، با خاطرات فراموششده و رازهایی که در زیر سطح شهر مدفون شدهاند، روبهرو میشوند. کورامروکاگاری داستانی درباره هویت، خاطره و رابطه انسان با مکانی است که در آن زندگی میکند.
خلاصه داستان: خانوادهای به خانهای قدیمی و دورافتاده در حومه شهر نقل مکان میکنند تا زندگی تازهای را آغاز کنند. اما خیلی زود متوجه میشوند که خانه توسط روح دختری که به طرز مرموزی به قتل رسیده تسخیر شده است. دختر که سایوری نام دارد، گذشتهای تاریک و رازهای ناگفتهای دارد. اعضای خانواده یکییکی با پدیدههای ماورایی و کابوسهای وحشتناکی روبهرو میشوند و درمییابند که روح سایوری به دنبال آرامش یا انتقام است. آنها برای نجات خود و کشف حقیقت، باید با ترسهایشان روبهرو شوند و راز قتل او را برملا کنند. اما هر قدم به جلو، آنها را بیشتر در دام گذشته سایوری گرفتار میکند.
خلاصه داستان: داستان شب استثنایی سرآشپز سینا بورا را روایت میکند، زمانی که او با فشارهای مدیریت یک رستوران لوکس و موفق در استانبول دست و پنجه نرم میکند و همزمان باید با زندگی شخصی و خواستههای تیمش هم کنار بیاید.
خلاصه داستان: یک فیلمساز جوان و مشتاق به نام دنی، وسواس عجیبی برای فیلمبرداری از همهچیز دارد. او به تدریج متوجه میشود که این وسواس به یک رفتار خطرناک تبدیل شده است: تعقیب زنان و فیلمبرداری از آنها بدون اجازه. با نزدیک شدن پلیس و شکایت قربانیان، دنی درگیر یک بازی مرگبار با خودش و جامعه میشود. او باید بین اشتیاق هنری و مرزهای اخلاقی یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: در قلب شهر ویران رقه، پایگاه خودخوانده داعش، دو جاسوس از دو سوی جهان با یکدیگر روبهرو میشوند؛ یکی مأمور مرموز روسیه و دیگری جاسوس اسپانیایی مراکشیالاصلی که برای یوروپل کار میکند. هر دو در جبهههای متخاصم قرار دارند، اما هدفی مشترک آنها را به هم پیوند میدهد: یافتن یکی از رهبران ارشد جهاد، معروف به «اردنی»، و فراهم کردن زمینه حذف او. در فضایی سرشار از بیاعتمادی و خیانت، این دو باید از خطرات مرگبار جان سالم به در ببرند؛ از اعدامهای صحرایی گرفته تا زنانی که به بردگی فروخته میشوند. در این میان، همپیمانی ناپایدار شکل میگیرد که هر لحظه ممکن است به نابودی هر دو طرف بینجامد.
خلاصه داستان: در آستانه جنگ جهانی اول، روستایی آرام در بلژیک با پیشروی نیروهای آلمانی به کام آشوب کشیده میشود. لئونارد لامبرت، همسر و پدری فداکار، برای محافظت از خانواده و همروستاییانش در برابر خشونت بیامان اشغالگران به پا میخیزد. در میان این هرجومرج، عشق جوانی میان آدریان، پسر لئونارد، و لوییز یانسن، دختری از اهالی روستا، شکوفا میشود؛ عشقی که در سایه جنگ، معنا و ارزشی دیگر مییابد. لئونارد با تکیه بر شجاعت و فداکاری، تلاش میکند تا خانوادهاش را از این معرکه خونین نجات دهد و برای آیندهای روشنتر بجنگد.