خلاصه داستان: وقتی یک فرد مسن اهل محل شروع به از دست دادن حافظه خود میکند، اطرافیانش تصمیم میگیرند یک لحظه مهم خانوادگی در زندگی او را برایش بازسازی کنند تا دوباره زنده شود. اما چیزی که آنها کشف میکنند چیزی نیست که انتظار داشتند - هم در مورد خودشان و هم در مورد گذشته مرد مرموز.
خلاصه داستان: در دنیایی نزدیک به آینده، فناوری «رویاهای خوب» به انسانها این امکان را میدهد که عمیقترین خواستههایشان را در واقعیتِ رویا تجربه کنند. اما همین فناوری که برای آرامش طراحی شده، بهتدریج به منبع بحرانی مرموز تبدیل میشود. گروهی از شخصیتها با انگیزههای متفاوت درگیر پیامدهای این رویاها میشوند و رازهایی آشکار میگردد که مرز میان خیال و واقعیت را مخدوش میکند. داستان با تعلیق و پیچشهای غیرمنتظره، سفر شخصیتها را در مسیری پر از چالش دنبال میکند. از سختیها تا ستارگان نامی است که اشارهای به مبارزه برای رسیدن به رستگاری و امید در میان تاریکی دارد. فیلم با فضاسازی بصری خیرهکننده و مفاهیم عمیق فلسفی، مخاطب را به تفکر درباره ماهیت رؤیا و واقعیت دعوت میکند. این اثر تجربهای سینمایی است که فراتر از یک سرگرمی ساده، پرسشهایی اساسی درباره آرزوها و انتخابهای انسانی مطرح میکند.
خلاصه داستان: در محل ساخت یک مجتمع مسکونی آیندهنگرانه، وینسنت و همکارانش با ناپدید شدن یکی از کارگران مواجه میشوند. آنچه در ابتدا یک حادثه عجیب به نظر میرسد، با ناپدید شدن فرد دیگری به یک راز تاریک و نگرانکننده تبدیل میشود. گروه که میان بیاعتمادی به مدیریت و ترس از آینده گرفتار شدهاند، باید پرده از راز این مکان بردارند. اما هر قدم آنها را به کشف حقیقتی تلختر نزدیکتر میکند و مرز میان واقعیت و توهم را محو میسازد. آسمان بیکران داستانی پرتعلیق از شک، ترس و اراده انسان برای یافتن حقیقت در شرایطی است که هیچکس را نمیتوان قابل اعتماد دانست.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره یک خانواده سهنفره است که در آستانه فروپاشی قرار میگیرند. پدر خانواده که برای تأمین آیندهای بهتر برای دخترش تلاش میکند، ناگهان با بحرانی بزرگ روبهرو میشود. او باید میان پایبندی به قانون و عشق بیقیدوشرط به فرزندش یکی را انتخاب کند. این انتخاب دشوار، او را به سمت عبور از مرزهای قانونی سوق میدهد. در این میان، مادر خانواده نیز با فشارهای روحی و اجتماعی متعددی دستوپنجه نرم میکند. فیلم با نگاهی واقعگرایانه، لایههای پنهان روابط خانوادگی و تأثیر تصمیمهای فردی بر سرنوشت جمعی را به تصویر میکشد. هر یک از اعضای خانواده در مسیری قرار میگیرند که آنها را با پیامدهای غیرمنتظرهای مواجه میسازد. «تابستانی که برف آمد» روایتی احساسی و تأملبرانگیز از فداکاری، عشق و معنای درست و غلط در شرایط بحرانی است.
خلاصه داستان: پرویز، مردی میانسال و خسته از روزگار، در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی زندگی سختی را میگذراند. بدهیهای سنگین و فشارهای مالی او را به آستانه ناامیدی کشانده است. اما یک روز، اتفاقی غیرمنتظره مسیر زندگیاش را دگرگون میکند: او برنده بلیت بختآزمایی میشود. این برداشت، که میتواند رویای رهایی از فقر را محقق کند، بهسرعت او را درگیر ماجراهایی پیچیده و پر از چالش میکند. پرویز باید میان فرصتهای تازه و خطرات پنهان، راهی برای نجات خود و خانوادهاش بیابد.
خلاصه داستان: داستان شاهرخ و مرتضی است که در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در یک زایشگاه به دنیا میآیند و سالها بعد در روزهای جنگ ایران و عراق و بمباران شهرها، به طور اتفاقی سر راه هم قرار میگیرند و وارد خانهای متروکه روبهروی همان زایشگاه میشوند. ورود آنها به این خانه و مواجهه با صاحبان قدیمی این خانه در دورههای تاریخی مختلف، سرآغاز ماجراهایی عجیب میشود که شاهرخ و مرتضی را درگیر حل آنها میسازد.