خلاصه داستان: جانی کیج، ستاره سینما و مبارز خودآموخته، به همراه سونیا بلید، جکس، کونگ لائو و دیگر قهرمانان زمین به مسابقات مورتال کامبت بازمیگردد. این بار شائو کان، امپراتور بیرحم دنیای بیرونی، با لشکری عظیم به قلمرو زمین حمله کرده است. قهرمانان باید در نبردی بیامان و بدون محدودیت، با متحدان و دشمنان جدیدی روبرو شوند تا از نابودی زمین جلوگیری کنند و حکومت ظالمانه شائو کان را برای همیشه از بین ببرند.
خلاصه داستان: دو دوست همسن که از زندگی روزمره خسته شدهاند، نقشهای جسورانه برای تغییر سرنوشت خود طراحی میکنند. آنها تصمیم میگیرند شش میلیون دلار شمش طلا را از یک مکان امن به سرقت ببرند و با این پول از منطقه فرار کنند. اما این ماجرای پرخطر به سرعت از یک برنامه ساده به یک بازی مرگبار تبدیل میشود. هر قدم آنها با خطرات پیشبینینشده، خیانتهای احتمالی و پیچیدگیهای غیرمنتظره همراه است. در طول مسیر، دوستی آنها در برابر فشارهای سنگین قرار میگیرد و باید تصمیم بگیرند که آیا به یکدیگر اعتماد کنند یا هر کس به فکر منافع خود باشد. فیلم «پروژه وای» روایتی پرتعلیق از جاهطلبی، اعتماد و عواقب انتخابهای بزرگ است.
خلاصه داستان: یک سرآشپز جوان و بااستعداد به نام امیر، در آستانه افتتاح رستوران اختصاصی خود در شهر پاریس است. زندگی پرهیاهوی شهری و رویای موفقیت او را کاملاً در خود غرق کرده است. اما ناگهان خبری ناگوار از راه میرسد: پدرش در زادگاه کوچکش دچار بحران سلامتی شده است. امیر ناچار میشود همه چیز را رها کند و به خانه بازگردد. در بازگشت، با خاطرات کودکی، دوستان قدیمی و عشق فراموششدهای روبرو میشود. او در میان کوچههای آشنا و طعم غذاهای مادری، پی میبرد که زندگی چیزی فراتر از برنامههای از پیش تعیینشده است. این بازگشت اجباری، او را به سفری درونی میبرد و تصمیمهایی که گرفته بود را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان درباره ساتیا و ویجی، زوجی است که درگیر فراز و نشیبهای رابطهشان هستند. وقتی ویجی، ساتیا را به خاطر تعللش در خواستگاری و ابراز رسمی عشقش مورد سؤال قرار میدهد، ساتیا تصمیم میگیرد مکانی خاص در ساحل پیدا کند تا عشقش را به زیباترین شکل ممکن به او اعتراف کند.
خلاصه داستان: در زمستان سخت ۱۹۴۴، در بحبوحه نبرد بولج، گروهی از سربازان آمریکایی پس از یک درگیری شدید با نیروهای آلمانی، در پشت خطوط دشمن گرفتار میشوند. ستوان «لاکی» (با بازی تیلور جان اسمیت)، که در جریان نبرد زخمی شده، باید گروه کوچک خود را از میان جنگلهای پوشیده از برف و خاک آلمان اشغالی به سلامت به مواضع متفقین برساند. در این مسیر، او با سربازانی از اقشار و باورهای گوناگن روبهرو میشود که هرکدام انگیزهها و رازهای خود را دارند. «لاکی» در حالی که با درد و شک و تردید دستوپنجه نرم میکند، باید اعتماد سربازانش را جلب کند و آنها را در میان خطرات مرگبار، از کمینهای آلمانی و طوفانهای برفی عبور دهد. این فیلم روایتی تنشآلود از شجاعت، دوستی و بقا در یکی از سختترین نبردهای جنگ جهانی دوم است و سوالی اخلاقی را مطرح میکند: آیا میتوان در جهنم جنگ، انسانیت را حفظ کرد؟
خلاصه داستان: پس از مرگ همسرش، زنی برای یافتن آرامش به خانه خانواده همسرش پناه میبرد. اما وقتی اعضای این خانواده یکییکی به «ددایت»ها تبدیل میشوند، او درمییابد که پیمانهایی که در زمان زندگی بسته بود، حتی پس از مرگ نیز پابرجا میمانند.