خلاصه داستان: جولیا، یک آدمکش بازنشسته، در جزیرهای دورافتاده در یونان زندگی آرامی را میگذراند. اما این آرامش با ورود ناگهانی پسرش ادوارد که از انگلستان به دیدنش آمده، به هم میریزد. ادوارد که پس از سالها دوری، با پرسشهایی درباره هویت پدر واقعیاش و اطلاعات تازهای در این زمینه به جزیره سفر کرده، در تلاش است تا زمان مناسبی برای صحبت با مادرش پیدا کند. این دیدار نهچندان آسان، خاطرات گذشته و رازهای دفنشده را زنده میکند و جولیا را در موقعیتی دشوار میان عشق مادری و هویت پنهانش قرار میدهد.
خلاصه داستان: برنامه «نیمه شب با امیرحسین قیاسی» یک مجموعه گفتگو محور است که در هر قسمت، امیرحسین قیاسی با نگاهی انتقادی و طنز به بررسی مسائل روز جامعه میپردازد. این برنامه با حضور مهمانان مختلف از حوزههای گوناگون، تلاش دارد تا زوایای پنهان موضوعات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را با زبانی ساده و جذاب برای مخاطبان روشن کند. قیاسی با بهرهگیری از تجربه خود در اجرا و طنز، فضایی صمیمی و در عین حال چالشبرانگیز ایجاد میکند. هر قسمت شامل بحثهای عمیق، نقدهای تند اما منصفانه و لحظات طنزآمیز است که بیننده را تا انتها همراه نگه میدارد. این مجموعه تلاش دارد تا مخاطب را به تفکر وادارد و دیدگاههای جدیدی را ارائه دهد.
خلاصه داستان: تسوکاسا آکیوراجی، اسکیتباز ناامید و سرخورده، با اینوری یوئی تسوکا، دختری که آرزو دارد اسکیت نمایشی شود، آشنا میشود. با انگیزه از علاقه و اشتیاق اینوری روی یخ، تسوکاسا تصمیم میگیرد مربی او شود. استعداد اینوری شکوفا میشود و تسوکاسا به مربی درخشانی تبدیل میشود. آنها با هم برای رسیدن به رقابتهای بزرگ و مدالآوری تلاش میکنند.
خلاصه داستان: پس از فروپاشی تمدن بشری، تنها یک هتل افسانهای در میان ویرانههای منطقه گینزای توکیو پابرجا مانده است. طبیعت وحشی به تدریج آن را دربر گرفته، اما این هتل که روزگاری نماد شکوه و تجمل بود، همچنان در برابر سقوط مقاومت میکند. تعداد مهمانان فعلی: صفر. رزروهای امروز: صفر. و مهمان دیروز... شاید یک روح سرگردان یا خاطرهای از گذشته. در این فضای سوررئال، داستان از زبان خود هتل روایت میشود؛ ساختمانی که شاهد فراز و نشیب تاریخ و انسانهایی بوده که از درهایش عبور کردهاند. هر اتاق رازهایی در خود دارد و هر راهرو خاطراتی از عشق، فقدان و امید را زنده نگه میدارد. اما آیا این هتل میتواند آخرین پناهگاه برای بازماندگان باشد؟
خلاصه داستان: در پسزمینهای پرشور از مراسم هفته مقدس اسپانیا، دو پلیس زن در تلاشاند تا مجموعهای از جنایات را در شهر مورون د لا فرونترا، واقع در منطقهی سیاسی و فرهنگی معروف به «اسپانیای عمیق» در شهر سویل، حلوفصل کنند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۵۲، یک عصبشناس برنده جایزه نوبل دارویی به نام هاپونا تولید میکند که درمانی همهجانبه به نظر میرسد، اما عوارض جانبی غیرمنتظرهای دارد: مرگ قطعی پس از سه سال. در واکنش به این تهدید جهانی، گروهی ویژه از مأموران با نام مستعار «لازاروس» تشکیل میشود تا راز این دارو را کشف کرده و از فاجعهای عظیم جلوگیری کنند. این گروه با چالشهای علمی، اخلاقی و فیزیکی روبرو میشوند و هر لحظه ممکن است زمان برای نجات بشریت تمام شود.